برای فرزاد کمانگر و همه معلمان در راه اموزش انسانیت

برای فرزاد کمانگر و همه معلمان در راه اموزش انسانیت

جستجوی این وبلاگ

۱۰.۲.۹۰

فاز جدید صف آرایی موافقان و مخالفان احمدی نژاد



سایت آخرین نیوز: حسین شریعتمداری خطاب به جوانفکر عنوان کرد که یادداشت حمایتی وی به لحاظ متن ناشیانه آن، تأسف بار و به لحاظ آسمان و ریسمان کردن های کودکانه و غیر منطقی، تعجب آور است و نوشت: ایشان در این یادداشت که ظاهراً در دفاع از آقای دکتر احمدی نژاد نوشته شده، آورده است؛ «او دردمند است، گویا خاری در گلویش فرو رفته است. نه می تواند آن را فرو برد و نه می تواند آن را برون کشد. قلبش را شکسته اند.
با ادامه کشمکش های موجود در دولت و قهر تایید نشده احمدی نژاد صف آرایی و حملات موافقان و مخالفان احمدی نژاد بویژه در عرصه رسانه ای ابعاد جدیدی به خود گرفت.

ابتدا جوانفکر مطلبی را در حمایت احمدی نژاد در سایت خود نوشت که داد کیهان را در آورد.علی‌اکبر جوانفکر، مشاور رسانه‌ای محمود احمدی‌نژاد، در وب‌سایت خود نوشت:

بی رخ دوست مرا عشرت ایام کجاست؟

تا دلارام نباشد، دل آرام کجاست ؟

هرچند بهار است و فصل نشاط و شکوفایی، اما او دیگر شاداب و باطراوت نیست. دارد پژمرده می‌شود. او تندتند پیر می‌شود، این آخر‌یها نفس‌هایش هم به شمارش افتاده است. او به عشق مولا و مرادش راه می‌رفت، از پا نمی‌افتاد، می‌دوید و می‌دوید. روستا به روستا، شهر به شهر، استان به استان، پرواز در پرواز. هر اوجی را به اوجی دیگر پیوند زد، فرشته‌ها او را بر بال خود بردند و آوردند. داشت به دره می‌افتاد خدا دستش را گرفت. به هر راهی که می‌رفت، دعای امام و امت بدرقه‌اش می‌کرد. خوش به حالش شده بود. ملائک همه جا حاضر بودند تا کارهای نیکش را بویژه آنجا که دست امدادش به سوی محرومان و مظلومان دراز می‌شد، ثبت و ضبط کنند و آن را به حساب پس‌اندازش بریزند و از این حیث جزو معدود ثروتمندان عالم است و شاید هم ثروتمندترین.
او خسته نشد و خستگی را از مردم و آسودگی را از دشمن گرفت. ناامید نشد، یاس را از دل‌ها زدود و سرخوردگی‌ها را پی‌درپی بر دشمن فزود. از پای نیافتاد و دیگران را به راه انداخت. دل به لطف خدا بست و دل‌های نگران را با امید به عنایات حضرت حق، آرام کرد.
او ریاست را به خودش الصاق نکرد. پس برایش آسان بود که بر دستان با برکت مردم بوسه بزند. او عاشق مردم و شیفته خدمت است. ولی نعمتانش را از صمیم جان دوست دارد. افتخارش این است که نوکری آنها را می‌کند. دل به دل راه دارد و مردم هم او را دوست دارند، به او اعتماد دارند، یاری‌اش کردند، به رویش لبخند زدند، با او همراه و همصدا شدند. او به مردم قوت قلب داد و از آنها نیرو گرفت. انرژی مردم بالنده و سازنده است. میرایی ندارد. با همین انرژی بود که او توانست چرخه سوخت هسته‌ای را تکمیل و افتخارش را به نام مردم ثبت کند.
او «سردار سازندگی» نیست اما در سازندگی و آبادانی این مرز و بوم، مردم هیچ سردار دیگری جز او را به رسمیت نمی‌شناسند.
او «بزرگی» را از «کوچکی» آموخته و بر بال‌های فروتنی به اوج پر کشیده است. او شاگرد همان مکتبی است که حاکمیت بر قلب‌ها را نشانه‌گذاری کرده است.
او خانه‌ساز است و هزاران هزار بی‌خانمان را خانه‌دار کرده است. او برای خودش هم نه خانه بلکه لانه‌سازی کرده است، نه فقط در اینجا بلکه در دور دست‌ها هم برای خود لانه ساخته است. مردم در جای جای کره خاکی او را در قلب خود جای داده‌اند.
خدا او را بر قلب‌های مردم مسخر کرده است. از اندونزی در جنوب شرق آسیا تا بولیوی در غرب آمریکای جنوبی، میلیون‌ها انسان دوستش دارند. او به دل‌ها راه یافته و جایگاهی که اینک از آن خود کرده، مرهون دوستی‌ اش با مردم و ستیز بی‌امانش با قداره‌بندهاست. او هربار بی‌باک‌تر از قبل به قلب دشمن زده، صف‌های پشت در پشت حریف را شکافته، آرایش نیروهایش را به هم ریخته، بین آنها ولوله انداخته، ترس را بر دل خبیث‌ترها تل‌انبار کرده و امیدهای‌شان را به یاس نشانده است. آنها نه از زور بازوی او، بلکه از آنچه در ذهن و اندیشه‌اش جاری است، بیمناک‌اند. او به استقبال خطر رفته، با تمام وجود، سینه‌اش را سپر کرده، تیرها را به جان خریده تا جان مولا از آسیب تیرهای خصم در امان بماند.
او اینک خیلی تنهاست. خیلی دل نگران است. او به همه اثبات کرده است که نگران خودش و آنچه که گرگ‌ها در داخل و خارج ممکن است برسرش بیاورند، نیست. نگران از دست رفتن دستاوردهای بزرگ و بی‌شماری است که با همت بلند او و دولت‌مردانش، با حمایت‌های بیدریغ ولی زمان و با پشتیبانی دلسوزانه مردم، عاید نظام اسلامی شده است. او نگران آن است که با به صحنه آمدن ناخودی‌ها و فرصت‌طلبان مضمحل شده‌ای که اینک خود را بازسازی کرده‌اند، حرکت پویای انقلاب متوقف شود و خدای ناخواسته او را وادار کنند راه‌های طی شده را به عقب بازگردد.

او دریافته است که اغیار به کمین نشسته، می‌خواهند به زانویش در آورند، او را بشکنند، خردش کنند و از اثرگذاری بیندازند. او نگران خودش نیست. می‌گوید که اگر فرو بریزد، تیرها از هرسو، مولا را نشانه خواهند رفت.

او دردمند است، گویا خاری در گلویش فرو رفته است. نه می‌تواند آن را فروبرد و نه می‌تواند آن را برون کشد. از توهین‌های ناجوانمردانه‌ای که به نام دفاع از دین و انقلاب نثارش کرده‌اند، دلش به درد آمده است. قلبش را شکسته‌اند. می‌گوید که پس از سال‌ها نوکری مردم و حرکت بر مدار ولایت، به ضدیت با انقلاب و رهبری متهم شده است. همکارانش را فراماسونر و منحرف خوانده‌اند و او زانوی غم بغل کرده است. کسانی که باید زبانهایشان به مدح و ثنا باز شود، زشت‌گویی و لعن و نفرین را نثار یاران وفادارش می‌کنند!
با این وجود، همه او را می‌شناسند. او سرانجام بر دلمردگی‌ها غلبه می‌کند، نامرادی‌ها را به فراموشی می‌سپارد ، یاعلی می‌گوید، دست در دست مولا می‌گذارد، برمی‌خیزد، غبار غم را از دل می‌زداید، دست نوازشگر آقایمان، جانی دوباره به او می‌بخشد. به راه می‌افتد، او مرد این راه است. گام‌هایش را استوار به پیش برمی‌دارد. خواب‌هایی که فتنه‌انگیزان در داخل و خارج دیده‌‌اند، آشفته خواهد شد. او سرباز است، آمده است تا در این راه سر ببازد. اینک دستان محبت‌آمیز پدر او را می‌خواند و لحظه آن رسیده است که فرزند، خود را به آغوش گشوده پدر اندازد. او تنها نیست. سایه‌سار مولا بر سر او گسترده است.
مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
یا شب و روز به جز فکر توهم کاری هست
من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود
جان و سر را نتوان گفت که مقداری هست

کیهان در یادداشتی با عنوان«این همه آسمان و ریسمان برای چیست؟! » نوشت:آقای علی اکبر جوانفکر، مشاور رسانه ای رئیس جمهور محترم، مدیر عامل خبرگزاری جمهوری اسلامی- ایرنا- و سرپرست مؤسسه مطبوعاتی ایران، در «وب سایت» شخصی خود مقاله ای نوشته است که به لحاظ متن ناشیانه آن، تأسف بار و به لحاظ آسمان و ریسمان کردن های کودکانه و غیر منطقی، تعجب آور است. ایشان در این یادداشت که ظاهراً در دفاع از آقای دکتر احمدی نژاد نوشته شده، آورده است؛ «او دردمند است، گویا خاری در گلویش فرو رفته است. نه می تواند آن را فرو برد و نه می تواند آن را برون کشد. از توهین های ناجوانمردانه ای که به نام دفاع از دین و انقلاب نثارش کرده اند، دلش به درد آمده است. قلبش را شکسته اند. می گوید که پس از سال ها نوکری مردم و حرکت بر مدار ولایت، به ضدیت با انقلاب و رهبری متهم شده است. همکارانش را فراماسونر و منحرف خوانده اند و او زانوی غم بغل کرده است. کسانی که باید زبانهایشان به مدح و ثنا باز شود، زشت گویی و لعن و نفرین را نثار یاران وفادارش می کنند»!
درباره این یادداشت گفتنی است که آقای جوانفکر توضیح نمی دهد چه اتفاقی افتاده است و از کنار این نکته بسیار ساده و بدیهی به آسانی - و شاید به خیال خود با زرنگی!- عبور می کند که ماجرا به عزل آقای مصلحی از وزارت اطلاعات و حکم رهبر معظم انقلاب مبنی بر ابقای ایشان در پست وزارت مربوطه می شود. فقط همین! و راه حل قانونی، شرعی، ولایی و عقلایی آن نیز پذیرش بی چون و چرای این حکم ولایی و قانونی است. بنابراین، اینهمه آسمان و ریسمان کردن های کودکانه برای چیست؟ و چرا جرم خود را به دیگران نسبت می دهید؟!
آقای جوانفکر به بهانه دفاع از رئیس جمهور محترم، همه تلاش خود را برای تبرئه یک جریان انحرافی به کار گرفته است، یعنی باز هم آقای احمدی نژاد را برای جریان انحرافی یاد شده هزینه کرده است و این، دقیقاً همان برخورد غیردوستانه و سودجویانه با رئیس جمهور محترم است.
سایت روزنامه ایران در یادداشتی خطاب به رئیس جمهور نوشت:
*آخرالزمان و فتنه خیزی، آنچنان در هم تنیده‌اند که گاهی نمی‌توان فهمید از کدامیک دیگری شناخته می‌شود.
*اگر چه در این فضای رعب آور، بهره‌مندی از مبانی معرفتی مستدل و متقن راه روشن نجات را نمایان ساخته و امکان تخطی و فتنه سازیهای غیر اختیاری را به حداقل و بلکه صفر می‌رساند اما در کشاکش این جنگهای سخت و نرم طولانی که خصوصا پس از انقلاب اسلامی و بطور خاص‌تر در ۵-۶ سال اخیر عزم و تلاش مجاهدان راستین را به خویش مصروف داشته است، شاید به دور از انصاف و کرامت نباشد که لااقل برخی از فتنه‌ها که منشاء نا‌پیدائی دارند و در هر دو سوی خود خوبان «غیرهم سلیقه» را به مصاف هم می‌آورد را از جریان فتنه گریهای آشکار شیاطین استثناء نمود و مساعدتهای پیچیده و محیر العقول «قضاء» را در آنجاری و موثر دانست.
*بی‌شک علی وار صبوری کردن با مرام علی زمان روحی له الفداء از افسانه واری در متون تاریخی به تمثال نورافشانی در این وانفسای آخرالزمان بدل گشته و صبر جمیل رحمة للعالمین در وجود ذی جود ولی مبارک و الهیِ فقیه عینیت دوباره یافته است پس خوشابحال آنان که در صبر بر فتنه‌ها نیز اطیعواالله و اطیعواالرسول و اولی الامر منکم باشند.
*دکتر عزیز! این قلم از وصف صبر و متانت و گذشتهای خرد و کلانتان ناتوانست اما این را بدانید صبوری‌هایتان سطح توقعاتمان را بسیار بالا برده است پس پیش از سوء استفاده خناسان، بهترین دوستان و همراهان دیروز که امروز تیغ تیز زبانشان «جراحتی دوستانه» بر قلب مهربانتان نقش زده است را با صبری دیگر میزبان شوید .
*دلهای مشتاق و منتظر همه آنات شما را مبشرانه و مهرآفر ین می‌خواهد نه گله‌مند و شکوه گر! فاصبر صبراً جمیلاً انهم یرونه بعیداً و نریه قریباً
حجت الاسلام ذوالنور، جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران که در مشهد سخن می گفت، در پاسخ به سوالی در خصوص دلیل استمرار ارتباط احمدی‌نژاد با مشایی گفت: آقای احمدی نژاد دست به طناب پوسیده‌ آقای مشایی دارد، ایشان ارادت ویژه‌ای به آقای مشایی دارند و گفته‌اند "مشایی قله است" یا در جای دیگر گفته اند "در مسائلی که فکر ما از درک آن عاجز است، مشایی آن را درک می‌کند".
ذوالنور ابراز عقیده کرد: این آدم‌ها در عمق وجودشان سرسوزنی به ولایت و روحانیت اعتقاد ندارند، آن‌ها اسلام بدون آخوند القا می‌کنند، امروز مشایی رییس جمهور اصلی است. دخالت در وزارتخانه‌های مختلف و نیز تقابل متکی و مشایی باعث برکناری متکی شد؛ همچنین مسائل‌ پیش آمده در وزارت اطلاعات و نمونه‌های دیگر حاکی از دخالت‌های مشایی دارد البته این مسائل در مقابل خدمات دولت ناچیز است و مسیر رییس‌جمهور هماهنگ با آرمان‌های نظام است و امیدوارم خداوند آقای رییس جمهور را شر این آدم نجات دهد.
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران با بیان اینکه طبق مبانی فکری آقای مشایی، مردم به سه دسته تقسیم می شوند، تصریح کرد: اول قشر ولایتی‌ها، دوم قشری که به آقای ناطق رای داده‌اند و قشر میانی قشری هستند که اگر شب عاشورا پنج‌شنبه باشد، عزاداری می‌کنند و صبح جمعه به جاده چالوس و خوشگذرانی خود می‌روند، به نظر آقای مشایی چون اکثریت را قشر اخیر تشکیل می‌دهند، پس نباید مزاحم ماهواره و خوش گذرانی آن ها شویم، چرا که برایشان تفاوتی نمی‌کند چه کسی رای بیاورد.
حجت‌الاسلام ذوالنور با بیان اینکه یک جریان انحرافی در دولت فعال است، افزود: این جریان چون فکر می‌کند آمریکا باعث اصلی تحولات منطقه است، می‌گوید پس نباید با حکام عرب ارتباط را از دست بدهیم که این‌ها کج فهمی کامل است، همچنین CD به سوی ظهور که از اطرافیان آقای احمدی نژاد و مشایی تهیه شده است نمونه دیگری است که همه این شرها از وجود آقای مشایی نشات می‌گیرد.
وی با بیان اینکه رییس‌جمهور اختیاراتی دارد و عزل و نصب از جمله اختیارات اوست، ادامه داد: رییس‌جمهور اگر نتوانست با وزیری کار کند مختار است او را تعویض کند، اما گاهی اوقات عزل ها با هدف خاصی انجام می‌شود؛ مسائل به وجود آمده در وزارت اطلاعات حاکی از القائات آقای مشایی دارد که دنبال لیست انتخابات است چون مصلحی واقعیت‎ها را منتقل می‌کند پس باید برود تا مانعی برای تفکرات مشایی نباشد.
وی با بیان اینکه اگر موسوی یا کروبی بر سر کار می آمدند مثل بیل و لودر زیر پایه‌های نظام می‌زدند، افزود: این در حالی است که دولت فعلی در حال حرکت به سمت اهداف انقلاب است و اگر بخواهم از ۲۰ به دولت نمره بدهم، ۱۶ می‌شود و انحرافات به وجود آمده نیز با هوش و ذکاوت آقای رییس‌جمهور بر طرف می‌شود.

هیچ نظری موجود نیست: