برای فرزاد کمانگر و همه معلمان در راه اموزش انسانیت

برای فرزاد کمانگر و همه معلمان در راه اموزش انسانیت

جستجوی این وبلاگ

۱۱.۱۱.۹۲




مخالفت شدید اعضای فرهنگستان زبان فارسی با آموزش اقوام به زبان مادری

شماری از اعضای “فرهنگستان زبان و ادب فارسی” با انتقاد شدید از طرح موضوع آموزش به زبان مادری اقوام ایرانی در وزارت آموزش و پرورش، آن را موضوعی «بسیار خطرناک» و «وارداتی» دانستند که «بوی توطئه از آن به مشام می‌رسد» و از دولت خواستند که از دخالت در این موضوع خودداری کند.

به گزارش خبرگزاری “مهر”، در جریان نشست روز دوشنبه (۷ بهمن-۲۷ ژانویه) وزیر آموزش و پرورش با اعضای “فرهنگستان زبان و ادب فارسی”، محمدعلی موحد، تاریخ‌نگار و نویسنده‌، و از اعضای پیوسته‌ی این فرهنگستان، از دولت خواست تا «از مداخله مستقیم در آموزش زبان‌های محلی و بومی خودداری کند».

آقای موحد تاکید کرد که در صورت ورود دولت به حوزه زبان‌های محلی، «کار ما زار است».

محمد دبیرمقدم، دیگر عضو این فرهنگستان نیز با اشاره به گویش‌های مختلف زبان‌های محلی در ایران گفت: «اگر قرار باشد یکی از آن‌ها را برای آموزش انتخاب کنیم، مطمئنا با مسائل زیادی همراه خواهیم شد.»

سلیم نیساری هم با بیان اینکه «عده‌ای فکر می‌کنند علاقه به یک قومیت یعنی تحصیل با زبان آن قوم»، این موضوع را «بسیار خطرناک» توصیف کرد و گفت که «فردوسی بزرگ توانسته پایه محکمی برای زبان فارسی ایجاد کند تا ما امروز در کنار دین اسلام، به داشتن چنین زبانی مفتخر شویم».

به گفته این استاد ۹۳ ساله‌ی ادبیات فارسی، در بحث آموزش زبان مادری «نباید طوری عمل کنیم که در ادامه دچار مشکلات متعدد شویم».

فتح‌الله مجتبایی دیگر عضو فرهنگستان زبان با تاکید بر اینکه آموزش به زبان قومی، «امری وارداتی» است گفت که «شک» ندارد که این موضوع «از خارج به ایران آمده است».

این نویسنده و مترجم باسابقه‌ اضافه کرد: «قبل از این در هندوستان نیز این مسأله توسط انگلستان تجربه شد و امروز هم انگلستان و کشورهای شمالی ما هستند که می‌خواهند این مسأله را به ایران وارد کنند.»

وی بهترین وسیله برای «عقب نگه داشتن» یک ملت را «بی‌توجهی به زبان آن» دانست و گفت که در صورت اجرایی شدن این طرح به عنوان «زبان علمی و آموزشی» حتما «به گذشته برگشت خواهیم داشت».

به گفته آقای مجتبایی، موضوع آموزش به زبان مادری، «خطرناک است و از آن بوی توطئه می‌آید».

در این میان، بهاءالدین خرمشاهی، دیگر نویسنده‌ی شناخته‌شده‌ی عضو فرهنگستان زبان فارسی، از دولت خواست تا «حدود زبان مادری را تایید کند و بگوید تا چه اندازه‌ای و به چه شکلی این مسأله باید آموزش داده شود».

در پایان این جلسه، غلام‌علی حدادعادل، پدر عروس رهبر جمهوری اسلامی که ریاست فرهنگستان را نیز بر عهده دارد، به دولت هشدار داد که «از کیسه سرمایه‌های ملی» مانند زبان فارسی، «برای پیروزی‌های موقت و بی‌حاصل جناحی خرج نکند».

اظهارات اعضای فرهنگستان زبان فارسی، واکنشی به سخنان روز ۳۰ دی‌ماه علی یونسی، دستیار ویژه رییس جمهوری اسلامی در “امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی” به شمار می‌آید که در گفتگو با خبرگزاری “مهر”، گفته بود آموزش به زبان مادری در دستور کار دولت قرار گرفته و هم‌اکنون وزارت آموزش و پرورش مشغول تدوین برنامه‌های ویژه‌ای در این خصوص است.

گفتنی است حسن روحانی در سومین بیانیه خود در جریان مبارزات انتخاباتی‌اش تاکید کرده بود که در اجرای اصل پانزدهم از قانون اساسی، در صورت پیروزی در انتخابات، شرایط «تدریس زبان مادری ایرانیان به طور رسمی در سطوح مدارس و دانشگاه‌ها» را فراهم خواهد کرد.

بر اساس اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی اگرچه «زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است و اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد» اما «استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آن‌ها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است».

منبع: سایت تقاطع


تقدم در دفاع مشخص از حق زندگی وانعکاس اخبار مربوط به آن است!
درود به دوستانی مانند خانم ستاره میهندوست که عکس هادی راشدی وهاشم شعبانی،آخرین هم میهنان در بند سیاسی به دار آویخته شده در جمهوری اسلامی، را بر بالای صفحه شان قرار داده اند!
Setareh Mihandoost hat Freedom Messenger - Ghasedane Azadis Foto geteilt.
vor etwa einer Stunde
اعتراض ایرانیان آزاده علیه موج اعدام‌ها توسط حکومت آخوندی در ایران. آلمان، برلین. زمستان ۱۳۹۲

Exile Iranian in Berlin protest against Mullah regimes wave of mass executions in Iran


اعتراض ایرانیان آزاده علیه موج اعدام‌ها توسط حکومت آخوندی در ایران. آلمان، برلین. زمستان ۱۳۹۲ Exile Iranian in Berlin protest against Mullah regimes wave of mass executions in Iran

۱۰.۱۱.۹۲


دو زندانی سیاسی, هاشم شعبانی و هادی راشدی اعدام شدند.

 بعضی وقتها به انسان بودن خودم شک می کنم از مردمم شک می کنم که چه‌ ساده خبر را فقط می شنویم و یک تاسف می خوریم ... مردم ، ما غیراز نفرت بیشتر و بیشر به این رژیم دیکتاتور ، می توانیم بر علیه‌ آن بپاخیزیم .... همت ما مردم را می خواهد !......


خبر تکمیلی: دو زندانی سیاسی, هاشم شعبانی و هادی راشدی اعدام شدند Two political prisoners has been executed by the Mullah regime of Iran. 7th Dec 2013 امروز چهارشنبه صبح اداره اطلاعات اهواز به خانواده هاي هاشم شعباني نژاد و هادي راشدي اطلاع دادند كه فرزندان آنها را سه ، چهار روز پيش اعدام كرده اند. طبق گزارش در ابتدأ اداره اطلاعات با خانواده ها تماس گرفته و خبر اعدام را گفتند كه بعد از آن خانواده ها با مراجعه به اداره اطلاعات، ماموران اطلاعات اعدام هادي راشدي و هاشم شعباني نژاد را تأكيد كردند و به خانواده ها گفتند در روزهاي آينده محل دفن را به شما خواهيم گفت. هاشم شعبانی نژاد وهادی راشدی دو معلم عرب شهر خلفیه( رامشير) و از مؤسسان مؤسسه فرهنگي الحوار ( گفتگو)كه در سال ٢٠١١ دستگير و به اتهام محاربه و اقدام عليه امنيت ملي در دادگاه انقلاب اهواز شعبه ٢ محكوم به اعدام شدند . احكام اعدام اين دو تن همراه محمد علي عموري ، جابر و مختار البوشوكه توسط ديوان عالي شعبه ٣٢ تاييد شده بود،در روز شنبه ٧-١٢-٢٠١٣ هاشم شعباني و هادي راشدي توسط اداره اطلاعات اهواز از زندان كارون منتقل و از روز انتقال آنها هيچ خبري به وكيل و خانواده هاي آنها داده نشد تا اينكه امروز ٢٩/١/٢٠١٤ خبر اعدام آنها را به خانواده ها دادند. پيشتر هاشم شعباني در يك نامه سرگشاده كه قبل از اعدام منتشر شد، مي گويد : در دوران بازداشت تحت شکنجه جسمی و روانی قرار گرفته و علیه خود و چند تن از دوستانش اعتراف کرده است و خودش و چهار نفر دیگر با وجود تکذیب این اعترافات در دادگاه، به اعدام محکوم شده‌اند. آقای شعبانی حکم صادره علیه خود و دیگر افرادی را که در این پرونده محکوم شده‌اند، "خودسرانه و غیرعادلانه" خوانده و برای "تشکیل مجدد دادگاهی عادلانه و غیرجانبدارانه" خواهان کمک فوری شده است. كريم دحيمي فعال حقوق بشر


مصاحبه با محمد نظری که بیست سال در زندان است



«مثل این است که شما از یکی از اصحاب کهف که ازغار بیرون آمده در مورد ماشین بپرسید. ..من حتی موبایل هم ندیده بودم و تمام دانسته‌های من از اینترنت فقط چیزهایی است که از دیگران شنیده‌ام… اولین باراسم اینترنت را از یک مهندس در داخل زندان شنیدم.»
این پاسخ «محمد نظری»، زندانی سیاسی محبوس در بند ۴ سالن ۱۲ «رجایی شهر» کرج است به سوالی که از او در مورد آشنایی با دنیای اینترنت و شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک پرسیدم. او نزدیک به 20 سال پایش را از زندان بیرون نگذاشته است.
 محمد نظری به گفته خودش اگر چه در سن جوانی به حزب دموکرات کردستان پیوست اما درهیچ تروری نقش نداشت. به همین دلیل طی نامه‌های متعددی به «محمد یزدی»، «هاشمی شاهرودی» و «صادق لاریجانی»، سه رییس قوه قضاییه ایران در طول 20 سال دوران حبس، خواهان اعاده دادرسی شد اما هیچ پاسخی نگرفت.
زندانیان سیاسی در اوین و رجایی‌شهر کرج بارها نامه‌هایی را خطاب به اعضای خانواده خود نوشته‌اند که متن این نامه‌ها از زندان خارج و در رسانه‌ها منتشر شده است. این بار محمدنظری به پرسش‌های «مسیح علی‌نژاد»، روزنامه‌نگار ایرانی مقیم لندن پاسخ گفته است:
شما در چه سالی و در زمان ریاست چه کسی بر قوه قضاییه ایران بازداشت شدید؟
زمانی که من بازداشت شدم آقای محمد یزدی رییس قوه قضاییه بود.  دقیقا باید بگویم نهم خرداد ۱۳۷۳، وقتی که تازه وارد ۲۳ سالگی شده  بودم، بازداشتم کردند و الان 42 سال دارم. یعنی خرداد که برسد، نزدیک به 20 سال در زندان هستم.
 به چه اتهامی بازداشت شدید و یادتان می‌آید روز دستگیری کجا بودید؟
روز دستگیری در خانه خواهرم در شهر بوکان بودم که به اتهام همکاری با حزب دموکرات کردستان بازداشت شدم. قاضی دادگاه من آقای «جلیلی زاده» بود که در یک دادگاه نمایشی و بدون این که به من اجازه بدهند تا وکیل داشته باشم، برایم حکم اعدام صادر کرد.
در این 19 سال و هشت ماه در کدام زندان‌ها  بوده‌اید؟
مدت 9 ماه اول دستگیری را در اطلاعات بودم و بعد به زندان رجایی‌شهر کرج منتقل شدم.
بستگان شما در این مدت به ملاقات‌تان آمده‌اند؟
مادرم به ملاقاتم می‌آمد اما  سال ۱۳۹۰ مادرم فوت کرد که متاسفانه من بعد از یک سال از مرگ او با خبر شدم. آخرین باری که مادرم را ملاقات کردم از بیماری فشار خون بالا اظهار ناراحتی می‌کرد و با توجه به وضعیت جسمی و سن بالا، من بسیار نگرانش بودم که بلاخره به همین دلیل فوت کرد. خواهر و برادرم هم به ملاقاتم می‌آمدند ولی از چند ماه پیش که رفتار برخی از مسوولان ملاقات  در زندان به خاطر اعتصاب غذای من با خانواده‌ام بد شد، دیگر به آن‌ها اجازه ندادند به ملاقاتم بیایند.
شنیده‌ام به خاطر این که مسوولان صدای شما را بشنوند، دست به اعتصاب غذا زده‌ و لب‌هایتان را دوخته‌اید. ممکن است توضیح دهید دلیل آن چه بود و چه خواسته‌ای را پی‌گیری می‌کردید؟
در این مدت تنها کسانی که پرونده مرا پی‌گیری می‌کردند، مادر و خواهرم بودند. آن‌ها هر وقت که به مراجع قضایی می‌رفتند، مسوولان می‌گفتند برای پسر شما تقاضای عفو کردیم و منتظر باشید اما در آخرین مرحله به خانواده‌ام گفته بودند که پسر شما باید اعدام شود و شما هم دیگر دنبال عفو و آزادی او نباشید. برای یک انسان هیچ چیز بدتر از ناامیدی نیست و مسوولان با این حرف، تمام امید و آرزوهای مادرم را بر باد دادند و باعث فوت او شدند که من هیچ وقت آن‌ها را نمی‌بخشم.
دومین موضوعی که باعث اعتصاب غذای من شد، فوت  دو تن ازهم‌بندی‌های من پس از 20 و 22 سال حبس در زندان بود و این امر بر من مسجل شد که مسوولان هیچ قصدی برای آزادی من ندارند. بنابراین، من در تاریخ هفتم شهریور ماه سال ۹۱ اولین اعتصاب غذای خودم را شروع کردم و در بیست و پنجم مهرهمان سال اعتصابم را پایان دادم. بار دیگر هم در حمایت از زندانیان محکوم به اعدام، به همراه جمعی دیگر از هم‌بندی‎هایم دست به اعتصاب غذا زدم.
ما شنیدیم که شما در اعتراض به وضعیت بلاتکلیف خود در زندان رجایی شهر کرج، لب‌های خود را دوختید. ممکن است خودتان در این مورد توضیح دهید؟
بله. بعد از این که تصمیم قطعی خود را برای این اعتراض گرفتم، به توصیه یکی از دوستانم، برای این که هنگام دوختن لب‎هایم درد زیادی احساس نکنم، با قرص‌های بی‌حس کننده اطراف لبم را بی‌حس کردم و سپس آن‌ها را به هم دوختم. اما با توجه به این که نخ نایلونی بود و پاره نمی‌شد، بعضی وقت‌ها با عطسه کردن و یا خمیازه کشیدن، گوشه‌های لبم پاره می‌شدند که مجبور می‌شدم دوختن لب‌هایم را از نو شروع کنم.
چند روز لب‌هایتان دوخته باقی ماندند؟
۴۹ روز.
واکنش مسوولان به این کار شما چه بود؟
مسوولان قضایی به نمایندگی آقای «خدابخش»، فقط قول‌های سرخرمن دادند.
 واکنش هم‌بندی‌هایتان چه بود؟ وقتی شما را می‌دیدند چه می‌گفتند؟
هم‌بندی‌های من در مدت اعتصاب غذا و دوختن لب‌هایم با تمام وجود از من حمایت کردند و من همیشه مدیون آن‌ها هستم. حمایت‌‌های آن‌ها به من دلگرمی می‌داد.
 روزهای خود را در این 20 سالی که در زندان گذشت، چگونه سپری کردید؟
روزهای زندان تقریبا یکسان هستند و به ندرت اتفاق می‌افتد که با هم فرق داشته باشند. در زندان اغلب یا به مطالعه مشغول هستیم و یا تلویزیون تماشا می‌کنیم.
در زندان چیزهایی وجود دارد که شادتان کند؟  
برای کسی که سال‌های زیادی از عمرش را در زندان سپری کرده، هیچ چیزی بهتر از این نیست که آزادی دیگر زندانیان را ببیند. من نیز از این قاعده مستثنی نیستم و از آزادی هم‌بندی‌هایم  خوشحال می‌شوم. اما خبری که مرا بسیار خوشحال کرد، خبر مرگ بازجویم، «محمد مینایی» بود.
تلخ‌ترین روزهای شما در زندان، چه روزهایی بودند؟
تلخ‌ترین روزهای من در زندان شنیدن خبر اعدام ده‌ها نفر از هم‌بندی‌هایم و هم‌چنین خبر درگذشت مادرم بود.
در این مدت با چند نفر در زندان آشنا شدید که بعد آن‌ها را اعدام کردند؟
شاید در مدت زمان حبس طولانی، بیش‌تر از 50 نفر را  شناختم که همه آن‌ها بعدها اعدام شدند. فقط به نام بردن از  چند دوستم اکتفا می‌کنم: «خالد شوقی»، «حمزه قادری»، «انور جوانمردی»، «سلیم صابرنیا»، «جلیل زیوه‌ای» و دیگر دوستانی که یادشان همیشه با من باقی خواهد ماند.
  زندانی محکوم به اعدام چه حال و هوایی در زندان دارد؟
اعدام شدن در راه عقیده بزرگ‌ترین افتخار برای یک زندانی سیاسی است اما در عین حال هیچ گاه هیچ انسانی نمی‌تواند ادعا کند که از مرگ نمی‌ترسد.
خود شما  نسبت به اعدام چه حسی داشتید؟ 
من خودم نزدیک به پنج سال حکم اعدام داشتم و تا سال ۷۶ هم هرهفته شاهد اعدام دوستانم بودم. برای همین هربار  فکر می‌کردم که این هفته نوبت من است و این مرا اذیت می‌کرد.
نسبت به صدای بلندگو در زندان چه حسی دارید؟ هیچ وقت منتظر هستید نام شما را برای آزادی صدا کنند؟
با توجه به این که در این سال‌ها دروغ‌های زیادی از مسوولان در مورد عفو و آزادی خودم شنیده‌ام، شاید حتی بعد از شنیدن نام خودم از بلندگو برای آزادی، بازهم باور نکنم که می‌خواهند آزادم کنند. برای همین به قول زندانیان، حبسِ بلندگو نمی‌کشم.
 دلتان برای چه چیزی و یا چه کسی در بیرون زندان بیش‌تر از همه تنگ می‌شود؟
وقتی که بیرون از زندان بودم هیچ چیزی برای از دست دادن نداشتم که حالا  دلتنگ آن‌ها بشوم. در مورد دلتنگی برای یک شخص هم باید بگویم یک زمانی دل‌خوشی من مادرم بود که بعد از فوت ایشان دیگر نسبت به هیچ کسی احساس دلتنگی نمی‌کنم زیرا در این مدت تمام فامیلم، مرا به خاطر اتهاماتم طرد کردند.
شما چند بهار را در زندان بودید؛ می‌توانم بپرسم بدترین فصل در زندان چه فصلی است؟
بهار۱۳۹۳ که بیاید، می‌شود 20 بهار که در زندان بوده‌ام. اما برای یک زندانی که حبس طولانی مدت دارد، هیچ فصلی خوب نیست چون وقتی من درهیچ بهاری آزاد نیستم که رویش گیاهان و برگ‌ها و جوانه زدن درختان را ببینم، وقتی در تابستان و پاییز زیبایی طبیعت را نمی‌بینم، برای من همه فصل‌ها بد هستند.
چطور امیدتان را در زندان نگه می‌دارید؟ آیا فکر می‌کنید در بیرون از زندان کاری از دست مردم برمی‌آید؟
آن‌چه که بر احساس ترس من از شرایط وحشتناک حاکم بر زندان غلبه  و مرا به آینده امیدوار می‌کند، احساس تنفر و انزجار از سران حکومت است. من هیچ‌گاه فکراین را نمی‌کردم که آزاد نخواهم شد و با  توجه به داشتن حبس ابد،  پشت میله‌های زندان خواهم مرد اما حتی فکر کردن به آن هم مرا اذیت می‌کند. من همیشه مدیون محبت‌های مادرم بودم و خواهم بود. هنگامی که ملاقات داشتم، از مادرم می‌شنیدم که بعضی از همسایه‌ها با آن‌که مرا ندیده بودند، برایم آرزوی موفقیت و آزادی می‌کردند. با شنیدن این حرف‌ها احساس شعف و خوشحالی می‌کردم.
بزرگ‌ترین آرزوی شما چیست؟
همیشه آرزو داشتم که زندگی به من فرصتی دهد تا به مردم خدمت کنم و این تنها انگیزه من برای پیوستن به حزب دموکرات کردستان ایران بود. حالا تنها آرزویی که دارم، داشتن حکومتی  در ایران است که برای مردم ایران، اعم از مسیحی، یهودی، زرتشتی، سنی و بهایی احترام قایل شود، حقوق آن‎ها را به رسمیت بشناسد و نام ایران و ایرانی را در جهان بلند آوازه کند.
آیا در طول مدت حبس در انتخابات هم شرکت کردید؟
با توجه به این که من در خانواده‌ای انقلابی بزرگ شدم و جزو خانواده شهید هم هستم، درسال‌های قبل از زندان به عنوان یک تکلیف شرعی، هر بار در انتخابات شرکت می‌کردم ولی بعد از سال ۷۳ که به زندان افتادم، با این که دراین‌جا نیز انتخابات برگزار می‌شود، با وجود داشتن شناسنامه، درهیچ انتخاباتی شرکت نکرده‌ام.
هیچ وقت آرزو داشتید که یک نماینده مجلس یا یک رییس جمهور را از نزدیک می‌دیدید؟
با توجه به شنیده‌هایی که پیش از زندان داشتم، آرزو می‌کردم کاش می‌توانستم آقای «طالقانی» و آقای «رجایی» را ببینم.
 شما بیش از 20 سال است که در زندان هستید؟ چه تصوری در مورد اینترنت و فیس‌بوک دارید؟ وقتی وارد زندان شدید، اصلا این شبکه‌های اینترنتی در ایران وجود نداشتند و حالا  شما در این باره چه اطلاعاتی دارید؟
پاسخ دادن به این سوال شما خیلی سخت‌ است. مثل این که شما از یکی از اصحاب کهف  که از غار بیرون آمده است در مورد ماشین بپرسید در حالی که من حتی موبایل هم ندیده بودم و تمام دانسته‌های من از اینترنت فقط چیزهایی است که از دیگران شنیده‌ام.
اولین بار در مورد اینترنت از چه کسی شنیدید؟
اولین بار اسم اینترنت را ازریک مهندس در داخل زندان شنیدم.
الان  چه حرفی و سخنی دارید برای کسانی که در شبکه‌های اینترنتی، حرف‌های شما را می‌خوانند و ممکن است صدای شما را بشنوند؟
متاسفانه با وجود سایت‌ها و رسانه‌ها و اطلاع رسانی گسترده‌ای که در جهان وجود دارد، برخی از روزنامه‌نگاران و سایت‌ها حول یک محور می‌چرخند و فقط در باره یک حزب و یک گروه خاص تبلیغ می‌کنند. من از همه آن‌ها خواهش می‌کنم که محدوده اطلاع‌رسانی خود را گسترده‌تر کنند و صدای کسانی مثل مرا هم بشنوند که نزدیک به 20 سال  در زندان مانده‌ام و صدایم به گوش کسی نمی‌رسد.

دارم میخندم تا مامانم بخنده ! 

طناب دار رو انداختن دور گردنش , داشت میخندید بهش گفتن : چرا داری میخندی ؟ گفت : از اینجا چشمم به مامانم افتاد , داره گریه میکنه یاد بچگی هام افتادم... یاد حرف مامانم که همیشه بهم میگفت: هر وقت تو میخندی ، غم و غصه هامو فراموش میکنم الانم دارم میخندم تا مامانم بخنده , ولی اون هنوز داره گریه میکنه...

۹.۱۱.۹۲

نقشه جغرافیای بخش غربی کردستان با سه کانتون | ANF



Iran: 74 executions in three weeks 
Wave of executions in different cities in Iran continues. The number of executions only from January 6, to January 28, has reached 74.

At dawn on Tuesday January 28, a 44-year-old prisoner was hanged in public in Qazvin. state-run media have widely spread the photos of this crime to create an atmosphere of terror.

On January 27, seven prisoners were hanged in mass in Qezelhesar prison in Karaj. Henchmen revived one of the convicts who had fainted before execution, and immediately executed him.

In the evening of Saturday January 25, a prisoner Evin prison and four other prisoners in Sanandaj prison were hanged. Another prisoner from Sanandaj was executed in the meantime.

On January 23, seven prisoners in Kermanshah , on January 22 and 23, seven prisoners secretly in central prison of Bandar Abbas, and on January 20, a 27-year old youth and two other prisoners in Zahedan central prison were hanged. In the third week of January, the execution of three prisoners from the villages of Delfan and Malayer were announced.

Moreover, 40 prisoners had been executed from January 6 to January 15.

Nationwide crackdown particularly barbaric death penalty that takes place solely to contain the anger and dissatisfaction of the oppressed people, has become more widespread since Hassan Rouhani took office. In 2013, more than 700 people have been executed which has been unprecedented in the last ten years.

The Iranian Resistance calls for strong condemnation by the international community of arbitrary and mass executions by the clerical regime and referral of gross violations of human rights to the United Nations Security Council. Silence of the international community in the face of these executions that are a disgrace to contemporary humanity merely encourages criminal regime to continue its crimes.





تاریخ: چهارشنبه ,۹ بهمن ۱۳۹۲

خبرگزاری هرانا – مامورین وزارت اطلاعات به خانواده هاشم شعبانی و هادی راشدی اعلام نمودند که ایشان سه یا چهار روز پیش اعدام شده‌اند.
جمهوری اسلامی به شیوه خودش به استقبال "جشن های دهه فجرش" میرود : دو زندانی سیاسی عرب در ایران اعدام شدند تاریخ: چهارشنبه ,۹ بهمن ۱۳۹۲ خبرگزاری هرانا – مامورین وزارت اطلاعات به خانواده هاشم شعبانی و هادی راشدی اعلام نمودند که ایشان سه یا چهار روز پیش اعدام شده‌اند. بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، از روز شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۲، هاشم شعبانی‌نژاد وهادی راشدی دو فعال فرهنگی شهررامشیر که احکام اعدام آن‌ها توسط شعبه ۳۲ دیوان عالی کشور تایید شده بود، توسط اداره اطلاعات اهواز به مکانی نامعلوم انتقال داده شدند. مامورین وزارت اطلاعات طی روز جاری چهارشنبه ۹ بهمن ماه به خانواده این دو زندانی سیاسی اعلام نمودند که سه یا چهار روز پیش ایشان اعدام شده‌اند و بعدا محل دفن آن‌ها را به شما اطلاع می‌دهیم. هاشم شعبانی‌نژاد، شاعر، وبلاگنویس، دبیر ادبیات عرب و دانشجوی فوق لیسانس علوم سیاسی دانشگاه چمران اهواز و هادی راشدی، دبیر شیمی و فوق لیسانس شیمی کاربردی بودند. شبکه پرس تی وی با پخش اعترافات این زندانیان آن‌ها را از اعضای گروهی تروریستی موسوم به «المقاومه الشعبیه» معرفی کرد و اعلام نمود که از ایشان سلاح گرم کشف شده است. کریمی دحیمی فعال حقوق بشر به گزارشگر هرانا گفت: «ما معتقدیم که ایشان در تاریخ ۷ دسامبر (۱۶ آذر ماه)، همزمان با انتقال از زندان کارون اعدام شده‌اند.» وکیل این زندانیان پیش‌تر در گفتگو با هرانا اعلام داشت: «این دو زندانی تقاضای اعاده دادرسی کردند و درخواست ایشان در مرحله رسیدگی قرار دارد و عملا ازاین تقاضا چه مثبت ویا منفی نتیجه‌ای دریافت نکردیم و چیزی در این خصوص به ما ابلاغ نشده است.» پیش‌تر وزارت خارجه بریتانیا، پارلمان بریتانیا، وزارت خارجه آلمان، نروژ، وزارت خارجه آمریکا، پارلمان اروپا، گزارشگر ویژه حقوق بشر در ایران دکتر احمد شهید و نهادهای حقوق بشری مانند عفوبین الملل و دیدبان حقوق بشر احکام اعدام این افراد را محکوم کرده‌اند. در مورد انتقال هاشم شعبانی‌نژاد و هادی راشدی، «جین لامبرت»، «ماری هونی بول» و «دکتر چارلز تنوک» اعضای پارلمان اروپا در لندن از نماینده عالی اتحادیه اروپا و مسؤل سیاست خارجی اتحادیه اروپا کا‌ترین اشتون درخواست فوری جهت روشن شدن سرنوشت این دو فعال فرهنگی نموده‌اند. در ۱۸ آذر ماه ۱۳۹۲ نیز عفوبین الملل نسبت به خطر اعدام این دوفعال عرب هشدار داده است. محمد علی عموری‌نژاد به همراه هاشم شعبانی‌نژاد، مختار آل بوشوکه، هادی راشدی و جابر آل بوشوکه از اعضای موسسه فرهنگی هنری الحوار هستند که در شهر رامشیر واقع در ۹۰ کیلومتری جنوب شرق اهواز فعالیت فرهنگی داشته‌اند. این زندانیان در ۱۲ اسفند ماه سال گذشته در اعتراض به تائید حکمشان در دیوان عالی کشور به مدت ۲۸ روز دست به اعتصاب غذا زده بودند.

 توافق پنهانی میان علی خامنه‌ای و حسن روحانی در دیدار دو هفته قبل‌

Khamenei-Rouhani-Tanfiz
تقاطع: یک وب‌سایت خبری-تحلیلی منطقه‌ای که اخبار ایران، سوریه و روسیه را به طور ویژه مورد بررسی قرار می‌دهد، به نقل از منابعی “مطمئن”،  خبر داد.
وب‌سایت ای.اِی ورلدویو (EA WorldView) در گزارشی به قلم اسکات لوکاس*، تحلیل‌گر ارشد خود، نوشت که رهبر و رییس جمهوری اسلامی به توافقی با یکدیگر دست یافته‌اند که بر اساس آن، علی خامنه‌ای در برابر تندروهای داخل ایران، از تفاهم‌نامه هسته‌ای ژنو و گفتگوهای آینده میان دولت روحانی و شش قدرت جهانی، محافظت خواهد کرد و در مقابل حسن روحانی نیز متعهد شده که از پیگیری اقداماتش در حوزه‌ی آزادی‌های سیاسی و فرهنگی خودداری کند.
بر اساس این گزارش، روحانی هم‌چنین متعهد شده که خواست آزادی زندانیان سیاسی از جمله رهبران زندانی جنبش سبز را دنبال نکند.
نویسنده‌ی این گزارش، با تاکید بر این‌که در صداقت منابع خود تردیدی ندارد نوشته که آن‌ها اطلاعات قابل اتکایی از دیدار خامنه‌ای و روحانی در اختیار وی قرار داده‌اند.
به نوشته‌ی اسکات لوکاس، این دیدار دو هفته قبل و پس از آن صورت گرفته که مجلس شورای اسلامی در ایران، به دو وزیر علوم و ارشاد، کارت زرد نشان داد. کارت زرد به علی جنتی، به دلیل اظهارات و اقدامات او در خصوص آزادی اینترنت و آوازخوانی زنان بود.
این گزارش خاطرنشان کرده که اولویت فوری روحانی در دیدار با خامنه‌ای، این بود که مخالفانش در مجلس شورای اسلامی، گفتگوها بر سر اجرایی کردن توافق هسته‌ای موقت ماه نوامبر را از ریل خارج نکنند. در آن زمان مجلس شورای اسلامی تهدید کرده بود که در صورت تصویب تحریم‌های جدید در کنگره‌ی آمریکا، طرحی را به تصویب خواهد رساند که دولت را موظف به غنی‌سازی ۶۰ درصدی اورانیوم خواهد کرد. عددی که هرچند که بزرگی آن نمادین بود، اما می‌توانست دستاویز آن‌ دسته از مخالفان توافق ژنو در آمریکا و اسراییل قرار بگیرد که معتقدند جمهوری اسلامی  اجرای تعهدات خود در این توافق، جدی نیست.
به گفته‌ی منابع این گزارش، روحانی به خامنه‌ای گفته است: «به من اعتماد و باور داشته باشید تا همه چیز را کنترل کنم.»
خامنه‌ای هم در پاسخ گفته که در خصوص جزییات توافق ژنو تردیدهایی دارد و با تمام مفاد آن موافق نیست. اما بعد از آن‌که روحانی به وی اطمینان داده که همراه با تیم مذاکره‌کننده‌ی هسته‌ای برای پاسخ دادن به سوالاتش در «خدمت» او هستند، رهبر جمهوری اسلامی گفته که به تندروها خواهد گفت که پیرامون موضوع هسته‌ای فشاری به دولت وارد نکنند.
در مقابل، روحانی نیز گفته که از وعده‌هایش در خصوص آزادی‌های فرهنگی، مانند رفع فیلتر وب‌سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی، دست خواهد کشید تا در رابطه‌ی دولت و مجلس، خللی وارد نکند.
این عقب‌نشینی روحانی در حالی صورت گرفته که او پیش‌ از این دیدار هم در خصوص بازداشت فعالان فرهنگی و حوزه موسیقی سکوت کرده بود. دولت در دو هفته‌ی اخیر در برابر لغو شماری از نشست‌های فرهنگی مانند جشن یلدای مجله چلچراغ و نشست ماهانه کانون نویسندگان ایران نیز موضعی نگرفته است.
به نوشته‌ی “ای.اِی ورلدویو”، روحانی در دیدار با خامنه‌ای هم‌چنین از وعده‌ی مهم انتخاباتی‌اش برای پیگیری آزادی زندانیان سیاسی و به طور ویژه، میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد که از سه سال قبل در حبس خانگی به سر می‌برند، چشم‌پوشی کرده است.
بدین ترتیب به نظر می‌رسد که معامله رهبر و رییس جمهوری اسلامی بر اولویت محافظت از توافق هسته‌ای انجام گرفته که از روز ۲۰ ژانویه (۳۰ دی) اجرای مفاد آن آغاز شده و قرار است ادامه‌ی گفتگوها بر سر رسیدن به یک توافق جامع از نیمه‌ی فبریه آغاز شود.
در این میان، به نظر می‌رسد که هرچند روحانی از پیگیری آزادی‌‌ زندانیان سیاسی دست کشیده، اما فشارها از سوی مجلس بر روی اعضای کابینه‌اش کاهش نیافته است چرا که هفته‌ی آینده ۴ وزیر کابینه برای پاسخ‌گویی به اعضای مجلس باید راهی بهارستان شوند. از جواد ظریف و رضا فرجی دانا گرفته تا بیژن نام‌دار زنگنه، وزیر نفت که این روزها وظیفه‌ی مهم جلب سرمایه‌گذاری خارجی در حوزه‌ی نفت و گاز را بر عهده دارد.
فشاری که این تردید را ایجاد می‌کند که شاید عناصری چون سپاه پاسداران، نگران از دست دادن درآمد و نفوذ خود در حوزه‌ی نفت و گاز درنتیجه‌ی بازگشت کمپانی‌های بزرگ خارجی باشند.
——————————————

کردپا،آژانس خبررسانی کردستان » یک‌ماه بی‌خبری از سرنوشت وبلاگ‌نویس کُرد در کرمانشاه



نطق سالانه اوباما؛ از بهبود وضع طبقه متوسط آمریکا تا وتوی تحریم ایران

به روز شده:  04:35 گرينويچ - چهارشنبه 29 ژانويه 2014 - 09 بهمن 1392
اوباما از جمهوری‌خواهان خواست تا برای پیشرفت کشور با او همکاری کنند
باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا در سخنرانی سالانه خود در کنگره، در زمینه مسائل داخلی، بر تلاش برای بهبود وضع طبقه متوسط آمریکا تاکید کرد و در بخش سیاست خارجی از توافق هسته‌ای با ایران، پایان جنگ افغانستان و جنگ داخلی در سوریه سخن گفت.
در این سخنرانی که در نشست مشترک اعضای مجلس نمایندگان و سنای آمریکا ایراد شد، آقای اوباما گفت: "دیپلماسی همراه با فشار بود که باعث شد ایران ادامه برنامه اتمی‌اش رو متوقف کند و بخش‌هایی از آن را به عقب برگرداند." رئیس جمهوری آمریکا اظهار داشت که طی یک دهه گذشته، برای نخستین بار است که ایران چنین تحولی را پذیرفته و اجرا کرده است.
باراک اوباما در مورد آینده برنامه‌های اتمی جمهوری اسلامی نیز گفت که "از طریق مذاکره با ایران، آمریکا و متحدانش می‌توانند به طور مسالمت‌آمیز از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای جلوگیری کنند."
درمورد تشدید تحریم علیه ایران، آقای اوباما کنگره را تهدید کرد در صورتی که چنین قانونی را تصویب کنند، آن را وتو خواهد کرد. وی گفت که انگیزه او در چنین اقدامی، در نظر گرفتن امنیت ملی ایالات متحده است.

خروج از آمریکا و زندان گوانتانامو

رئیس جمهوری آمریکا در بخش دیگری از سخنرانی خود، به پیمان امنیتی با افغانستان اشاره کرد و گفت اگر این پیمان امضا شود، تنها بخش کوچکی از نیروهای آمریکایی در افغانستان باقی می‌مانند و ماموریت آنان آموزش و کمک به نیروهای نظامی افغانستان خواهد بود.
او جنگ در افغانستان را طولانی‌ترین جنگ در تاریخ آمریکا خواند.
باراک اوباما تاکید کرد که با خروج نظامی از افغانستان، طبیعتا ماهیت رابطه ایالات متحده به آن کشور تغییر خواهد یافت اما افزود: "چیزی که تغییر نمی‌کند این است که هرگز اجازه حمله تروریست‌ها به کشورمان را نمی‌دهیم."
او در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفت که آمریکا برای مقابله با حملات سایبری نیز خود را تقویت می‌کند.
آقای اوباما گفت که بعد از پایان جنگ در افغانستان و خروج کامل نیروهای آمریکایی از این کشور باید زندان گوانتانامو تعطیل شود.
از زمان رقابت های انتخاباتی در سال ۲۰۰۸ میلادی، آقای اوباما خواهان تعطیلی این زندان بود.

گفتگوهای صلح سوریه

باراک اوباما گفت که کشورش همچنان به حمایت از آن دسته از مخالفان دولت سوریه که با "شبکه‌های تروریستی" ارتباط ندارند ادامه می‌دهد.
او توافق برای نابود کردن سلاح‌های شیمیایی سوریه را نتیجه تلاش‌های دیپلماتیک ایالات متحده همراه با تهدید به اقدام نظامی دانست.
از دیگر دستاوردهای دیپلماتیک آمریکا به گفته آقای اوباما،گفتگوهای صلح اسرائیل و فلسطین است.
او بار دیگر بر تشکیل کشور مستقل فلسطینی همراه با دوستی آمریکا با کشور اسرائیل تاکید ورزید.

حقوق زنان

سخنرانی باراک اوباما با تشویق‌های پیاپی حاضران در کنگره همراه بود.
بخش‌هایی از سخنرانی او مورد پسند هر دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات قرارگرفت و بخش‌هایی دیگر فقط تشویق هم حزبی های دموکرات‌ او را همراه داشت.
یکی از موضوعاتی که آقای اوباما بر آن انگشت گذاشت و باعث تشویق همه حاضران شد، به بهبود موقعیت زنان در آمریکا ارتباط داشت.
او گفت که در آمریکا زنان کمتر از مردان حقوق می گیرند و وجود چنین تبعیضی را در سال ۲۰۱۴ "خجالت آور" توصیف کرد.
آقای اوباما گفت که زنان نباید بعد از زایمان با خطر از دست دادن شغلشان مواجه شوند و مرخصی زایمان طولانی‌تر برای زنان سخن گفت.

حداقل دستمزد

آقای اوباما در تشریح دیدگاه اقتصادی خود، از افزایش حداقل دستمزد سخن گفت که همانطور که انتظار می‌رفت، موافق نظر همه گرایش های سیاسی حاضر در جلسه مشترک سنا و مجلس نمایندگان نبود.
آقای اوباما با آوردن مثالی از یک پیتزا فروش آمریکایی که دستمزد کارگرانش را افزایش داده، از همه کارفرمایان آمریکایی‌ خواست تا با اقدام مشابه، به افزایش بهره‌وری و به رونق اقتصادی کشورشان کمک کنند.
جمهوری‌خواهان با افزایش حداقل دستمزد مخالفت ورزیده و آن را مانع تلاش بیشتر کارفرمایان و سرمایه‌گذاران دانسته‌اند.
بینر رئیس مجلس نمایندگان و بایدن معاون رئیس جمهوری از دو حزب رقیب هستند
با اینهمه، آقای اوباما از کارفرمایان آمریکایی خواست تا منتظر تصویب قانون افزایش حداقل دستمزد در کنگره نباشند و خودشان دستمزدها را افزایش دهند.
در حال حاضر، حداقل دستمزد در آمریکا ساعی ۷ دلار و ۲۵ سنت است اما آقای اوباما خواسته است این میزان تا ۱۰ دلار و ۱۰ سنت افزایش یابد.
آقای اوباما همچنین از لزوم تلاش آمریکا برای استفاده بیشتر از "انرژی‌های پاک" از خطر گرمایش زمین و از موفقیت آمریکا در کاستن از میزان گاز دی اکسید کربن در سال گذشته سخن گفت.
اقدام برای جایگزین کردن سوخت‌‌های فسیلی با سایر منابع انرژی از موضوعاتی نیست که اکثر جمهوری‌خواهان از آن استقبال کنند و واکنش آنان به این بخش از اظهارات باراک اوباما هم گرم نبود.
سخنان رئیس جمهوری در حمایت از طرح بیمه همگانی دولت و درخواست از کنگره برای برقراری مجدد حقوق بیکاری اضطراری هم واکنش سرد حزب مخالف را در پی داشت.
جمهوری‌خواهان در کنگره اساسا حقوق بیکاری را خرج اضافی برای اقتصاد آمریکا به حساب می آورند. آقای اوباما گفت که یک میلیون و ششصد هزار نفر در آمریکا از مزایای حقوق بیکاری استفاده می کردند که از اول سال جاری میلادی قطع شد.
در مقابل، سخنان رئیس جمهوری در مورد لزوم بالابردن سطح آموزش در کشور و تسهیلاتی تحصیلی در آمریکا سخن گفت، اعضای دو حزب او را تشویق کردند هر چند راه مورد نظر او برای دستیابی به اهداف چندان مورد پسند جمهوری خواهان قرار نگرفت.

فرصت تاریخی

رئیس جمهوری در بخش‌های مختلف سخنرانی خود، از کنگره آمریکا خواست تا با تصویب قوانین مورد نظر او، زمینه اجرای سیاست‌های مورد او را فراهم آورند.
آقای اوباما از همسرش، میشل اوباما، بانوی اول آمریکا مثال زد که برای مبارزه با پدیده چاقی در کشور تلاش کرده و نتیجه این تلاش، کاهش آمار افراد مبتلا به چاقی مفرط در آمریکا بوده است.
سخنرانی سالانه روسای جمهوری آمریکا در کنگره موسوم به "گزارش وضعیت ایالات متحده" فرصتی برای توضیح برنامه‌های سیاسی و اقتصادی آنان در سال پیش روست.
هنگام سخنرانی، جان بینر، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا و جو بایدن، معاون رئیس جمهوری که سمت ریاست سنا را هم برعهده دارد، به طور مشترک ریاست جلسه را برعهده داشتند. آقای اوباما پیش از شروع سخنرانی، نسخه‌ای از این سخنرانی خود را به آنها داد.
ورود آقای اوباما به کنگره با خوش و بش و تشویق‌ گرم نمایندگان کنگره همراه بود و این مراسم به طور زنده از تلویزیون‌های آمریکا پخش شد.
اعضای دولت و دیوان عالی آمریکا هم در این نشست حضور داشتند.
سالن کنگره آمریکا، محل سخنرانی باراک اوباما