| هادی خرسندی:اين سروده من جديد نيست اما تازه هست! اسمش را گذاشتم «گواتمالا». قبلا چيز ديگر بود.ترسم از اين كه اگر در آسيا بلوا شودميهن ما بخشي از تنب و ابوموسي شودميزند خيمه بر ايران عاقبت شيخ دوبيآل و اوضاعش اگر در كاخ مرمر جا شودميتوان با پول نقد امروز ايران را خريدمملكت وقتي كه بي پول است خود كالا شودژاپن دوم نشد ايران، وليكن غم مخوربخت اگر ياري كند، شايد گواتمالا شودهر كسي از ظن خود شد يار اين محنتكدهاي خوش آن ياري كه اسرار درون جويا شودما ز شيخ و شاه خيلي مشت ها وا كرده ايمهمتي ياران كه ترسم مشت ما هم وا شودفحش ها داديم و جوك ها ساختيم از كارشانتا كه شايد خاطر آزرده مان ارضا شودبا جوك « گربه نره» هر شب بسي خنديده ايمتا سگ هار حكومت هر شبش فردا شودرفع تكليفي كه ما اينگونه از خود كرده ايمواي اگر سرمشق ملت هاي آفريقا شود!شاه تو بودي و من، ملا منم، ملا توييپس چه خواهي كشورت بي شاه و بي ملا شودتشنه ي خون ات منم ، تو تشنه ي خون منياين وسط بدناميش سهم دراكولا شود!بس كه ما بر پشت هم مُهر خريت مي زنيمهر كه از ره ميرسد، خواهد سوار ما شودگر نشيند « مرغ آزادي» به بام ما، يقينبر سر دستور پختش بين ما دعوا شود!ترسم از اينكه دموكراسي اگر شد نوبتينوبت ما، عصر روز آخر دنيا شود! |
| منبع:سایت اصغر آقا ، هادی خرسندی |
|
| |
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر