برای فرزاد کمانگر و همه معلمان در راه اموزش انسانیت

برای فرزاد کمانگر و همه معلمان در راه اموزش انسانیت

جستجوی این وبلاگ

۵.۸.۹۰

لیبی ، اختناق مذهبی جایگزین دیکتاتوری

سالی که نکوست از بهارش پیداست!چند روزی از مرگ قذافی و پایان ۴۲ سال دیکتاتوری وی می گذرد . در گرماگرم این اوضاع ، آنانی که روزگاری همدست دیکتاتور بودند و امروز توسط ناتو صحنه گردان سیاست شده اند، تریبون به دست می گیرند و از هم اکنون برای مردم تعیین می کنند که چگونه بر آنان حکومت خواهند کرد."مصطفی عبدالجلیل"، رئیس شورای ملی انتقالی لیبی،- شورایی با ترکیبی از همدستان پیشین قذافی و دست نشاندگان امروز ناتو، در اولین روزهای اعلام رسمی پایان دوران حاکمیت قذافی و آغاز حاکمیتی جدید، نوعی از حکومت را به مردم مژده می دهند که قرار است از شریعت اسلام برگرفته شود! عبدالجلیل، در اولین سخنرانی عمومی خود، وقیحانه اعلام کرد که قوانین کشوری منبعث از اسلام خواهد بود و برای اینکه ابعاد ارتجاعی حاکمیت آینده را ترسیم کرده باشد، به رفع ممنوعیت از "قانون تعدد زوجات" اشاره کرد و مژده آزادی چند همسری برای مردان را داد.این مزدور مرتجع، که همراه با دیگر اعضای دست نشانده شورای ملی انتقالی، از همان ماه های اول آغاز قیام مردم، دست آموزی ناتو را برگزید و در تهی ساختن خصلت انقلابی مبارزات توده ای مردم نقش ایفا کرد، اکنون به مردم اعلام می دارد که قرار است بجای ۴۲ سال دیکتاتوری، اختناق مذهبی را جایگزین کنند.همین آقای "عبدالجلیل" و همدستانش که امروز در پناه ناتو و از بالای سر مردم به قدرت رسیده اند، در زمره کسانی هستند که پرونده های سنگینی زیر بغل دارند و باید در اولین فرصت از سوی دادگاه های ذیصلاح مردمی به محاکمه کشیده شوند. اینها از هم اکنون چارچوب نوعی از حکومت را تعیین می کنند تا به پشتوانه قوانین ارتجاعی اش، مراجع صلاحیتدار پیگرد مجرمان سابق شکل نگیرند و خود اینها هم از هر گونه پیگردی مصون باشند.رئیس شورای انتقالی لیبی، از همین روزهای اول بر شرعیت باج خواهی و سهم بری دولت های عضو ناتو را که در پروسه سرنگونی رژیم سهیم بوده اند تأکید می کند و یادآور می شود که ناتو بر گردن مردم این کشور حق دارد و اعضای آن باید آزاد باشند تا به هر شکلی که خود دوست دارند از ثروت و سامان لیبی بهره بجویند.قطعاً اگر قیامی را که مردم آغاز کرده بودند به همان روال طبیعی خود پیش می رفت و همزمان با پیشروی هایش ارگان های توده ای خود را سازمان می داد و با دخالت نظامی ناتو شکل جنگ نظامی و جبهه ای بخود نمی گرفت و مردم به حاشیه رانده نمی شدند، دیر یا زود دیکتاتوری قذافی ساقط می شد و ارگان های حاکمیت توده ای شکل می گرفتند و امروز هیچ برگمارده غربی و آمریکایی جرأت نمی کرد به نمایندگی مردم و بنام آنان نوع حکومت آینده، آنهم از نوع ارتجاعی ترینش را اعلام کند و درها را به روی تاراجگران ثروت مردم بگشاید.در واقع دخالت نظامی ناتو در لیبی هدفی جز مهار کردن قیام مردم و تامین مصالح درازمدت دولت های مداخله گر را نداشت. دخالت نظامی دولت های غربی قبل از آنکه علیه دیکتاتوری قذافی باشد، علیه مبارزات عادلانه و علیه انقلاب مردم لیبی بود. بدون شک لیبی جدید، اگر به چنین مسیری برود نخواهد توانست سرنوشت خود را از زیر اراده ارتجاع بومی در بیاورد، نخواهد توانست مانع باج دهی به ناتو شود، نخواهد توانست اعمال اراده مستقیم کل مردم را در سرنوشت خود تضمین کند. و تداوم این پروسه حاصلی جز اعمال حاکمیت مشتی مرتجع و مزدور و برقراری نظامی ارتجاعی و غارت و چپاول قدرتهای غربی نیست.چنانچه مبارزات تا کنونی مردم با سقوط و مرگ قذافی تداوم نیابد و در جریان تداوم این مبارزات حق طلبانه کارگران و مردم محروم و بپاخاسته نتوانند سازمان و رهبری خود را بوجود بیاورند، و یک افق انقلابی را راهنمای مبارزات خود قرار دهند، دولت های غربی این دشمنان انقلاب، بدیل مورد نظر خود و حاکمیت نیروهای ارتجاعی را تثبیت خواهند کرد. این رهبری تنها از طریق اتکاء به نیروی اجتماعی طبقه کارگر و حضور فعال در متن این مبارزات بوجود خواهد آمد. نباید گذاشت که مهره ها و دست نشاندگان مرتجعی چون عبدالجلیل و همدستان مجرم اش با تلاش برای پیاده کردن یک نظام ارتجاعی، سرنوشت مردم را رقم بزنند!اگر با سقوط و مرگ دیکتاتور، مردم لیبی به حاشیه سیاست رانده شوند، چنین وضعیتی راه را برای تثبیت آلترناتیو مطلوب و مورد نظر دولت هایی که در هیئت ناتو در صحنه بوده اند و سهم می خواهند هموار خواهد ساخت. تنها با در صحنه ماندن توده مردم و برپا داشتن ارگان های حاکمیت مردمی از پائین، می توان از دستاوردهای تلاشی دیکتاتوری در لیبی حفاظت کرد. تحقق اهداف و آرزوهای مردم قیام کننده در لیبی و در دیگر کشورهای منطقه در گرو تداوم و تعمیق انقلاب آنان است. تنها تداوم حرکت انقلابی مردم با اتکاء به نیروی توده ای خود، تضمین کننده آینده ای روشن برای مبارزات این دوره است.تجربه لیبی و روند اوضاع در این کشور نشان داد که هرگونه دلخوش کردن به دخالت نظامی قدرت های غربی، به معنی کنار زدن مردم ستمدیده از دخالت مستقیم در تعیین سرنوشت خویش است. چنین وضعیتی توده های مردم را در انتظار تغییر و تحول از بالا نگاه می دارد و راه را برای به قدرت رسیدن استثمارگران و ستمگران جدیدی که خود را با منافع دولت های امپریالیستی هماهنگ ساخته اند، هموار خواهد کرد!
گزارش دریافتی از كومه له
 

هیچ نظری موجود نیست: