روزنامه ابتکار درسرمقاله خود با عنوان "دو هیچ به نفع احمدینژاد" نوشت: اختلاس کلان کنونی اگرچه سراسر زیان بوده و چون آتشفشانی در خرمن اعتماد مردم افتاده، باوجوداین، دستکم نتیجه مصاف چندماهه اخیر دولت و مجلس را تا حدودی مشخص کرد. دولت بهار امسال را با برگریزان و بادهای مخالف شروع کرد و بهارش خزان شد؛ اما برعکس، فصل پاییز برایش بهاری گشت. رئیس محترم دولت با آنهمه هوش سرشار خود، در اولین فصل، مهرههای خود را بهخوبی نراند و دست روزگار را خوب نخواند. همین غفلت در تصمیم سبب شد تا منتقدان وی در مجلس تمامقد هجوم آورند و حساب کهنه را پاک کنند. نتیجه این شد که قریب به یکصد نفر از نمایندگان تصمیم گرفتند از رئیسجمهور سؤال کنند و بر پای تصمیم خود امضا زدند.
در رأس این نمایندگان، علی مطهری با اراده و اهتمام تام پیش رفت تا کار را تمام کند. مطهری خود همانند احمدینژاد دست و دلپاک بوده؛ بههمینسبب بدون واهمه تلاش نموده که به قسم نمایندگی خود عمل کرده و آنچه در راستای وظایفش دانسته، انجام دهد. اما غافل از اینکه رفیقان نیمهراه وی با اشارهای صحنه را خالی میکنند و سوگند و عهد با مردم اصلاً برایشان معنی ندارد.
چند روز پیش آقای لاریجانی، رئیسمجلس، در تأیید همین ادعا گفت: «برخی نمایندگان حرفهایی را میزنند، سپس قسم میخورند که این حرفها را نزدهاند، درحالیکه نوار صوتی گفتههای آنان موجود است.» اینهمه انحطاط در اخلاق و سیاست و عقیده، آنهم در میان کسانی که خود را نخبگان مردم میدانند و میخواهند الگو قرار بگیرند، چه معنی دارد؟ مطهری استعفا داد؛ اما افاقه نکرد. بههرحال «از کوزه همان برون تراود که دروست».
در پی اختلاس، مجلس باز غرشی کرد تا خودی نشان دهد. طرح استیضاح وزیر اقتصاد در مجلس مطرح شد. احمدینژاد بهشدت مخالف این استیضاح بوده و تأکید کرده که آقای حسینی و سایر همکارانش پاک پاکاند. امیدواریم که همینگونه باشد و احتمالاً همینطور است. اگر غیرازاین بود، چرا مجلسیان کوتاه آمدند و شمشیر کشیده خود را در شکم خود فرو بردند؟ مجلس تصمیم گرفته بود که در این معرکه یکبار دیگر با دولت مچاندازی کند؛ اما آقای احمدینژاد با لشکری از معاون اول خود گرفته تا وزیر نفت و معاونان و مشاوران و سایر وزرا، در روز استیضاح به مجلس لشکرکشی کرد.
هیبت سپاه پهلوانان اجرایی، بسیاری از نمایندگان ضعیف را در جا خشک کرد. بالاتر از همه در زیر بغل آقای احمدینژاد انبوهی کاغذ حتی کاغذ باطله بود که ترس برخی نمایندگان را دوچندان کرد. آنان میدانستند که رئیسجمهور پاک و بیباک است؛ پس دستهای خود را به نشانه تسلیم بالا بردند و تسلیم شدند.
اگرچه زمزمههایی از ارتباط برخی نمایندگان کنونی مجلس با اختلاس موجود بهگوش میرسد، تا روشن شدن ابعاد پرونده باید منتظر ماند. بعید نیست که چیزکی در میان باشد؛ زیرا مردم چیزها میگویند. بههرحال آنچه حاصل این کشمکش و زورآزمایی بوده، این است که مجلس نتوانست ثابت کند که در رأس امور است، بلکه با این شکست سخت نشان داده که از رأس و اصل و اسب افتاده و در این بازی قهر و آشتی، دو هیچ به دولت باخته است.
در رأس این نمایندگان، علی مطهری با اراده و اهتمام تام پیش رفت تا کار را تمام کند. مطهری خود همانند احمدینژاد دست و دلپاک بوده؛ بههمینسبب بدون واهمه تلاش نموده که به قسم نمایندگی خود عمل کرده و آنچه در راستای وظایفش دانسته، انجام دهد. اما غافل از اینکه رفیقان نیمهراه وی با اشارهای صحنه را خالی میکنند و سوگند و عهد با مردم اصلاً برایشان معنی ندارد.
چند روز پیش آقای لاریجانی، رئیسمجلس، در تأیید همین ادعا گفت: «برخی نمایندگان حرفهایی را میزنند، سپس قسم میخورند که این حرفها را نزدهاند، درحالیکه نوار صوتی گفتههای آنان موجود است.» اینهمه انحطاط در اخلاق و سیاست و عقیده، آنهم در میان کسانی که خود را نخبگان مردم میدانند و میخواهند الگو قرار بگیرند، چه معنی دارد؟ مطهری استعفا داد؛ اما افاقه نکرد. بههرحال «از کوزه همان برون تراود که دروست».
در پی اختلاس، مجلس باز غرشی کرد تا خودی نشان دهد. طرح استیضاح وزیر اقتصاد در مجلس مطرح شد. احمدینژاد بهشدت مخالف این استیضاح بوده و تأکید کرده که آقای حسینی و سایر همکارانش پاک پاکاند. امیدواریم که همینگونه باشد و احتمالاً همینطور است. اگر غیرازاین بود، چرا مجلسیان کوتاه آمدند و شمشیر کشیده خود را در شکم خود فرو بردند؟ مجلس تصمیم گرفته بود که در این معرکه یکبار دیگر با دولت مچاندازی کند؛ اما آقای احمدینژاد با لشکری از معاون اول خود گرفته تا وزیر نفت و معاونان و مشاوران و سایر وزرا، در روز استیضاح به مجلس لشکرکشی کرد.
هیبت سپاه پهلوانان اجرایی، بسیاری از نمایندگان ضعیف را در جا خشک کرد. بالاتر از همه در زیر بغل آقای احمدینژاد انبوهی کاغذ حتی کاغذ باطله بود که ترس برخی نمایندگان را دوچندان کرد. آنان میدانستند که رئیسجمهور پاک و بیباک است؛ پس دستهای خود را به نشانه تسلیم بالا بردند و تسلیم شدند.
اگرچه زمزمههایی از ارتباط برخی نمایندگان کنونی مجلس با اختلاس موجود بهگوش میرسد، تا روشن شدن ابعاد پرونده باید منتظر ماند. بعید نیست که چیزکی در میان باشد؛ زیرا مردم چیزها میگویند. بههرحال آنچه حاصل این کشمکش و زورآزمایی بوده، این است که مجلس نتوانست ثابت کند که در رأس امور است، بلکه با این شکست سخت نشان داده که از رأس و اصل و اسب افتاده و در این بازی قهر و آشتی، دو هیچ به دولت باخته است.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر