| محمد بوعزیزی دستفروش تونسی در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۰ که دراعتراض به توقیف کالاهایش و تحقیری که یک مأمور زن شهرداری به او روا داشته بود خود را در مقابل ساختمان شهرداری به آتش کشید واعتراض و اقدام شجاعانه او بازتاب گستردهای را در بین افکارعمومی مردم تونس و حتی جهانیان در برداشت و همین بازتاب گسترده و جنجال بوجود آمده از شیوه اعتراض وی جرقه تحولاتی مهم و حیاتی ابتدا در کشور تونس و سپس در کشورهایی چون مصر ، لیبی ، یمن و هم اینک سوریه شد که در پی این اعتراضات و شورشهای مردمی شدید ترین و خونین ترین کشتارهای چند سال اخیر را توسط و به آمریت حاکمان کشورهای ذکر شده در این کشورها شاهد بودیم و اینک نیز پس از لیبی در کشورسوریه شاهد خونین ترین انقلابهای چند دهه اخیر در جهان هستیم .انقلاب مردم تونس که تنها یک روز پس از خودسوزی محمد بوعزیزی جرقه خورد در عرض کمتر از یک ماه به پیروزی رسید و به این ترتیب زین العابدین بن علی پس از حدود ۲۴ سال سلطه و حکومت دیکتاتوری در تاریخ ۱۴ ژانویه ۲۰۱۱ و پس ازاعلام سقوط دولت تونس به همراه خانواده خود و میلیونها دلار پول نقد و بیش از ۱۵۰۰ کیلو طلا از این کشور فرار کرد و به کشورعربستان سعودی گریخت . در تاریخ ۲۶ ژانویه ۲۰۱۱ میلادی ، دولت جدید تونس، حکم بازداشت بینالمللی زینالعابدین بن علی و برخی از اعضای خانوادهاش از جمله همسرش، لیلا ترابلسی را صادر کرد . در انقلاب مردم تونس تقریباً ۵۰ نفر از مردم عادی و نیروهای امنیتی کشته شدند که نسبت به سایر کشورهای دیگر آمار فوق العاده کمی بشمار میرود .دقیقاً دو هفته پس از فرار بن علی به عربستان موج اعتراضات و تظاهرات مردمی در اعتراض به کشته شدن جوانی بنام خالد سعید که توسط مأموران امنیتی مصر و تحت شکنجه جان خود را از دست داده بود و پس از فراخوان یک جوان مصری بنام "وائل غنیم" که مدیر منطقه ای گوگل در خاورمیانه است و نخستین فراخوان تجمع علیه حسنی مبارک رئیس جمهور مصر در قاهره را در یک صفحه فیس بوک مطرح کرد ، قاهره پایتخت مصر را فراگرفت و پس از حدود یک ماه به اوج خود رسید . به طوریکه اعتراضات و تحصنهای مدنی ، دیگر شهرهای مصر را نیز در بر گرفت و مخصوصاً در قاهره و در میدان التحریر که به معروفترن میدان خاورمیانه و کانون توجه تمام مردم جهان تبدیل شد ادامه یافت . اما مسئلهای که انقلاب مردم مصر را از سایر انقلابهای دیگر متمایز میسازد هماهنگی و ساماندهی تظاهرات و تحصنها با استفاده از یک شبکه اجتماعی بنام فیس بوک است که باب جدیدی در روابط و هماهنگی مردم را در رابطه با ایجاد تشکلها و ساماندهی برنامههای گوناگون منجمله انقلاب و تحصن را در محافل بین المللی گشود و همانطور که همگان شاهد بودند بلاخره در تاریخ یازدهم فوریه و با اعلام رسمی کنار گذاشتن قدرت از سوی حسنی مبارک انقلاب مردم مصر نیزعملاً به پیروزی رسید .در خصوص انقلاب مردم لیبی که البته شیوه به نتیجه رسیدن آن تا حدود بسیار زیادی با دو کشور مصر و تونس تفاوت داشت ، تجربیات خیزشهای مردمی در دو کشور ذکر شده هم از طرف حاکمیت لیبی به رهبری معمر محمد ابومنیار معروف به معمر قذافی و هم از طرف مردم مبارز و انقلابی لیبی ، این کشور را درگیر جنگی کرد که متاسفانه پس از پایان آن و به گزارش سازمانهای مختلف حقوق بشری و بین المللی بین بیست تا بیست و پنج هزار نفر در این کشور کشته شدند ولی در نهایت پیروزی با مردم بود و تمام تهدیدات و قتل عامهای صورت گرفته در جریان این انقلاب هیچ تأثیری بر نتیجه آن نداشت . و بلاخره در تاریخ ۲۸ مهر ۱۳۹۰، قذافی درحالی که از ناحیه دو پا زخمی شده بود تسلیم نیروهای انقلابی شده و پس از چند ساعت در نهایت زبونی کشته شد . انقلاب و خیزش مدنی مردم سوریه که هم اکنون کانون توجه تمام دنیاست تقریباً پس از پیروزی مردم تونس و همزمان با انقلاب مصر آغاز شد و اکنون حدود نه ماه است که ادامه دارد و هم اینک به اوج خود رسیده است . این انقلاب نیز بمانند انقلاب مردم لیبی کم کم وارد فاز نظامی شده و پس از تشکیل شورای انتقالی سوریه در خارج ازاین کشور و تشکیل ارتش آزادیبخش سوریه در داخل و همینطور تداوم و پافشاری مردم این کشور ، میتوان گفت که به هفتهها و یا حداکثربه ماههای پایانی خود نزدیک شده است ، در این انقلاب که بیشترین قربانیان آن از شهروندان مدنی این کشور تشکیل شده است تا کنون بیش از ۴۰۰۰ نفر انسان بیگناه توسط نیروهای امنیتی رژیم بشار اسد و همچنین عواملی از سپاه قدس جمهوری اسلامی کشته شده اند که در میان این کشته شدگان اطفال و زنان بسیاری بچشم میخورند . اما با تمام این مسائل مردم آزادیخواه سوریه بر حق خود که همان آزادی و دموکراسی است پافشاری کرده و توجهی به تهدیدات و اقدامات جانی عوامل فاسد رژیم بشار اسد ندارند و اکنون شاهد آن هستیم که خیزش جسورانه مردم سوریه به اوج خود رسیده و با شواهد موجود و اینکه تاکنون شورای انتقالی لیبی و کشور ترکیه ، شورای انتقالی مردم سوریه را به رسمیت شناختهاند جای امید است که به زودی ثمره این انقلاب را شاهد باشیم .و اما خوشبختانه و مطمئناً تحولات اخیر در خاورمیانه و انقلابها و خیزشهای اخیرمردم در کشورهای عربی شمال آفریقا و سوریه و یمن تجارب بسیار ارزشمند ودرسهایی آموزنده برای تکرار والگو برداری از آنها در ایران برای آغاز یک خیزش و انقلاب فراگیرمدنی خواهد داشت و علیرغم تمامی تفاوتهای موجود از لحاظ فرهنگی ، اعتقادی و نژادی مردم ایران ، آغاز این خیزشها و روند مبارزه مردم کشورهای ذکر شده و نهایتاً به ثمر رسیدن این انقلابها ، میتواند در پیدایش و آغاز خیزش مردمی و همچنین ادامه مبارزات تا رسیدن به آزادی از یوغ استسمار و استبداد حکومت اسلامی راه گشا و چارهساز باشد . در یک نگاه کلی و دقیق در عوامل به ثمر رسیدن این انقلابها و مقایسه اجمالی آن با توجه به شرایط حال حاضر در ایران ( چه مردم و چه حکومت ) به راستی درمی یابیم که رهایی و نجات مردم ایران از زیر سلطه حکومت استبدادی و دیکتاتوری اسلامی ولایت فقیه بسیار آسانتر و و سهل الوقوع تر از آنچه که ما فکر میکنیم صورت خواهد پذیرفت . و اگر ملاک و حقیقت را بخواهیم از زبان بعضی کارشناسان و تحلیلگران مسائل سیاسی و اجتماعی بشنویم با مسائلی از قبیل عدم انسجام و وحدت ملی ، قدرت حاکمیت در سرکوب خیزشهای مردمی و بسیاری از موارد از این دست مواجه میشویم که در حقیقت میزان و شدت اینگونه ادعاها بسیار کمتر از آنچه که مطرح میکنند است و اگر چنین هم باشد آنقدر عدم انسجام و وحدت مردم ضعیف نیست که نتوان به آسانی تحکیم بخشید و قدرت حاکمیت نیز در سرکوب و خفه کردن اعتراضات و خیزشهای مردمی نیز آنقدر قوی نیست که نتوان آنرا خرد و نابود کرد . گرچه سرکوب و کشتار در تقریباً تمامی خیزشهای مردمی در تمامی جهان وجود داشته و دارد ولی اگر تنها به جانفشانی و تداوم مطالبات مدنی مردم سوریه نظری بیفکنیم متوجه این امر خواهیم بود که هیچ حکومت فاسد و دیکتاتوری نتوانسته است پایههای حکومت خود را با ریختن خون ، اعدام و شکنجه و تجاوز مستحکم کند . البته بسیاری از تحلیلگران مسائل سیاسی که ما هر روزه در تلویزیونهای مختلف می بینیم و در روزنامهها و رسانههای گوناگون نقطه نظراتشان را میشنویم و میخوانیم ، گاه صرفاً برای اثبات قدرت بیان و تحلیل خود از مسائل سیاسی و گاه عمداً جهت منحرف نمودن ذهن مخاطبان و خوانندگانشان ، مسائلی را مطرح و برجسته میکنند که به نظر خودشان کمک شایانی میکنند دربه نتیجه رسیدن سیاستهای رژیم اسلامی درخصوص به کنترل درآوردن و تضعیف مبارزات مدنی و سیاسی مردم ایران ، ولی این خیالی بیهوده و واهیست چرا که مخاطبان و شنوندگان این گونه رسانهها و اینگونه افراد هیچ گونه باور و یقینی به ادعاهای آنان ندارند ، ولی درصد کمی از افراد جامعه هستند که به اظهارات و تفکرات سوء این قبیل افراد و اینگونه عوامل حکومت اسلامی یقین پیدا میکنند که البته این افراد در پیدایش و به ثمر رساندن هرگونه جنبش و یا خیزشی جایگاه کاملاً خنثی و نامحسوسی دارند . بطوریکه بودن یا نبودن این گونه افراد در جامعه ایران هیچ تأثیری در روند شکل گیری مبارزه ، ادامه و به پیروزی رسیدن یک انقلاب در ایران نخواهند داشت . سوالی که مطمئناً برای هر ایرانی پیش می آید اینست که : آیا شاهد پیدایش خیزشی فراگیر در ایران مثل انقلاب کشورهای تونس ، مصر ، لیبی ، یمن و سوریه خواهیم بود یا خیر ؟ و در جواب به این سوال باید عرض کنم که بنده به عنوان کسی که در بطن این اجتماع و در این کشور و متاسفانه زیر سلطه این حاکمیت زندگی کردهام و از نزدیک تمام شرایط موجود در ایران را با تمام وجود لمس کرده و در زندگی خود و هموطنانم دیدهام ، اعتقاد دارم که خیزش و انقلابی فراگیر را در آیندهای بسیار نزدیک در داخل ایران متصوّر میدانم و بروز و رخداد آن غیر قابل انکار است ، اما دلیل یا دلایل به تعویق افتادن آن نیز خود جای بحث دارد که در ادامه و در مقایسه انقلابهای عربی با انقلاب پیش روی مردم ایران به آن خواهیم پرداخت . در اینکه بین نسل امروز ایران با اکثریت نسل گذشتهای که موجب پیدایش و روی کار آمدن نظام اسلامی شدند فرق و فاصلهای بسیار وجود دارد هیچ جای شک و گمانی نیست ، چرا که نسل گذشته تنها و صرفاً برای ایجاد و اجرای حکومت الله و اسلام ناب محمدی در زمین انقلاب کردند و برعکس تمام وعدههای سران خونخوار و فاسد این نظام نتیجه آنرا با ندامت و پشیمانی دیدند ، ولی نسل امروز و جوان ایران ، چشم و گوش بازتر و از لحاط فکر و اندیشه همگام با دنیای مدرن و متمدن امروزی پیش میروند و تمام تلاشهای حاکمان مستبد ایران در عدم تبدیل این واقعیت نقش بر آب شده است . دیدگاهها و اعتقادات امروز اکثر ایرانیان و بخصوص نسل جوان امروز در ایران نسبت به سی سال قبل چه در رابطه با معنویات و چه در خصوص سیاست و اندیشه بدانجا رسیده است که همگی یکصدا و هم آوا بر جدایی دین از سیاست و عدم مشروعیت نظام کنونی به توافقی واحد رسیدهاند و اکنون این نسل از ایرانیان برای تحقق تنها یک امر معنوی خواه درست خواه غلط مبارزه نمیکنند . چرا که ایرانی امروز میداند سعادت و پیشرفت جامعه و کشور تنها در معنوایات و عقب ماندگی فکری و مذهبی نیست و همگان قبول کردهاند که هرگاه دین و مذهب با سیاست و اداره کشور ادغام شود نتیجهای جز ویرانی عقب ماندگی اقتصادی ، عقب ماندگی فرهنگی ، غارت و چپاول ، اعدام ، شکنجه و کشتارهای دسته جمعی و مخفیانه نخواهد داشت . پس تنها راه نجات و سعادت را در ایجاد یک سیستم دمکراسی در ایران میبینند و به طور حتم برای دست یافتن به آن مبارزه و قیام خواهند کرد . از سویی دیگر حاکمیت ایران نیز با استفاده از حربه اعتقادات مذهبی دیگر نمیتواند نسل جوان امروز را جهت جلوگیری از پیدایش خیزش فراگیر مردمی کنترل و منفعل نماید ، پس همانطور که در حوادث سال ۸۸ و پس از انتخابات و مخصوصا عاشورای همانسال شاهد بودیم ، حکومت تنها از ابزار نظامی برای سرکوب شهروندان استفاده کرد . این در حالیست که نسل گذشته را با حربه استفاده از مذهب و شهادت به جبهههای جنگ کشاند ! پس همینجاست که میتوان تفاوت بارز و آشکار بین دو نسل و انگیزه پیدایش یک خیزش فراگیر ملی را احساس کرد و میتوان به جرأت نوید تحقق و شکل گیری آنرا داد. بر خلاف تصوّر بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران مسائل سیاسی و اجتماعی که در فرصتها و در رسانههای مختلف مقوله عدم انسجام و اتّحاد بین ملیتهای ایرانی را مطرح میکنند و بطور اغراق آمیزی از فاصله بسیار زیاد اتّحاد مردم ایران سخن به میان می آورند ، بنده معتقدم که همین کارشناسان مزدور که اینگونه مسائل را طرح و عنوان میکنند خود بهتر از هر کسی میدانند که بر خلاف تصوّر و یا حد اقل بر خلاف اظهارات آنان ، مردم کنونی ایران بیشتر از آنچه حتی خود فکر میکنند اتّحاد و انسجام دارند و خوشبختانه هر روز بیش از پیش بر این انسجام و اتّحاد ملی افزوده میشود . در اثبات عدم صحت اظهارات و اعتقادات باطل این گونه از کارشناسان در خصوص عدم اتحاد وخطر تجزیه ایران پس از انقلاب آینده باید عرض کنم که برجسته کردن و مطرح کردن خطر تجزیه ایران که مخصوصاً در یکی دو سال گذشته به صورت اغراق آمیزی به آن دامن زده شد و در تمامی محافل اجتماعی و سیاسی در مورد آن بحث شد و مباحثی چون : پان ایرانیسم ، پان فارسیسم ، پان ترکیسم ، پان کردیسم و از این قبیل "پان" ها ! را مطرح ساختند و در صدد ایجاد یک فضای رعب و وحشت از خطر و بروز تجزیه ایران برآمدند ، تاکتیک و راه حلی مناسب " ولی نا کارآمد " برای ایجاد جنگ روانی و ملیتی در بین ملیتها و قومیتهای ایران را دنبال میکردند و اکنون نیز در پی آن هستند که البته هدف نهایی آن ایجاد ترس و واهمه از هرگونه تغییر رژیم یا حاکمیت در بین مردم ایران است . ولی اکنون و حداقل در شرایط فعلی ایران ، هر ایرانی با هر ملیتی که داشته باشد صد در صد میداند که اقتدار و توان کشور ایران مترادف است با ایرانی با تمامی ملیتها و تمامیت ارضی از لحاظ جغرافیایی . پس ایجاد جنگهای فرقهای ، طائفهای و بخصوص جنگ داخلی را در ایران و پس از قیام مردم ایران متصوّر نمیدانم ، بلکه پیش کشیدن اینگونه مباحث را از طرف عوامل حکومت و روشنفکران حامی ولایت فقیه تنها برای جلوگیری از هر گونه اقدام مردم ایران حداقل برای حفظ یکپارچگی ایران میدانم .در خیزشهای مردمی کشورهای مصر ، لیبی و در حال حاضر در سوریه ، تمامی رسانههای جهان ترس از بروز جنگهای داخلی و فرقهای را اشاعه میدادند و با آنکه در لیبی جنگ داخلی وجود نداشت و تنها جنگ بین مبارزان و نظامیان حکومت قذافی بود ، اما رسانههای ایران مدام از بروز جنگهای فرقهای و طائفهای نه تنها در لیبی بلکه در افغانستان و عراق و سایر کشورهای دیگر حرف میزنند و به صورت غیر مستقیم از جوی نا امن و خشونت بار حرف میزنند که گویا باید در هر کشوری و پس از تغییر هر رژیمی بوجود بیاید . اما واقعاً در نگاهی خیلی ساده و سطحی شاهد بروز جنگ داخلی و طائفهای در ایران پس از خیزش و قیام مردمی نخواهیم بود . چرا که بافت فرهنگی ملیتهای ایرانی و تفکرات ایرانیان در حال حاضر بسیار والاتر و منسجم تر از اینست که منجر به ایجاد چنین جنگهایی شود . حداقل از قیامهای مردم عرب در کشورهای ذکر شده تجربهای بسیار با ارزش بجا مانده که یکی از آن تجارب جلوگیری عمومی از بروز جنگ داخلی و فرقهای در ایران است .در بعضی از محافل سیاسی و یا نطقهای نظریه پردازان حامی حکومت اسلامی میشنویم یا میخوانیم که : نیروهای نظامی و جان بر کف جمهوری اسلامی ایران مخصوصاً " سپاه و بسیج " هرگز اجازه بروز و شکل گیری انقلابی نظیر انقلاب سال ۵۷ و یا انقلاب اخیر کشورهای عربی را به مردم ایران نمیدهند و برای حفظ ولایت فقیه از هیچ گونه عملی خودداری نمیکنند ! ولی بنده تمام شما خوانندگان عزیز را ارجاع میدهم به زمانیکه خود در یکی از نیروهای نظامی چه بعنوان سرباز و چه بعنوان کادر و پرسنل رسمی این نیروها مشغول به فعالیت بودید . همه میدانیم و مطمئن هستیم که بدنه و قالب تمامی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی از چه افراد و اقشاری تشکیل شده است . این به معنی بی احترامی به سربازان و پرسنل نظامی ایران نیست ولی اگر دقت کرده باشید به جرأت بیشتر از ٪ ۸۰ از سربازان و مخصوصاً کادر و پرسنل نظامی ایران از شرایط شغلی و خدمتی خود به شدت ناراضی هستند و من فکر نمیکنم از لحاظ اعتقادی هم آنقدر در این حکومت و در این مذهب متحجرانه غوطه ور شده باشند که بخواهند بر روی پسر و برادر یکدیگر و هموطنان خود آتش گشوده و قتل عامی نظیر آنچه که در لیبی و سوریه شاهد آن بودیم در ایران نیز تکرار شود .البته بحث لباس شخصیها و کسانی که به هر دلیلی از انجام هر جنایتی ابایی ندارند کاملاً جدای از این بحث است و خوشبختانه در مقابل قدرت مردم آنقدر کم و و بی اهمیت هستند که همانطور که در حوادث و خیزش پس از انتخابات سال ۸۸ شاهد آن بودیم مزدورانی از لبنان و سوریه به داد رژیم رسیدند و بیش از نیمی از قتلهای پس از انتخابات را این عوامل جنایتکار مرتکب شدند که این گویای ضعف و ناتوانی رژیم اسلامی از بکار گیری پرسنل نظامی تحت امر خود است . نظامیانی که خود ایرانی هستند و هیچ وقت جدای از این مردم نبوده و نیستند ، با اینحال فکر کنید در زمان خیزش آینده مردم ایران اگر فقط یک گردان از ارتش ایران جدا شده و مانند ارتش آزادیبخش سوریه اعلام موجودیت کنند ، چه اتفاق نیکو و مؤثری در روند به پیروزی رسیدن مردم ایران ایجاد خواهد کرد که البته اصلاً بعید نیست و در مقایسه با قوای نظامی سوریه با ایران مطمئناً صدها هزار سرباز جوان و پرسنل نظامی مخالف حکومت اسلامی به ارتش آزادیبخش ایران ملحق خواهند شد . حال تشکیل ارتشی آزادیبخش بمانند لیبی و سوریه درس و تجربهٔ دیگریست که در انقلاب و خیزش آینده مردم ایران میتوان از آن به طور مؤثری استفاده کرد که طبیعتاً ایجاد چنین ارتشی در زمان قیام و در داخل ایران یکی از مهمترین عوامل پیروزی خواهد بود .در انقلاب تونس ، مصر، لیبی و بلاخره در انقلاب مشهور سوریه با نقش بسیارمؤثر و تعیین کنندهای روبرو شدیم بنام " شورای مخالفان " یا " شورای انتقالی مردم " . در انقلاب تمامی این کشورها و پس از تشکیل یک شورای ملّی ثابت شد که به رسمیت شناختن این شوراها توسط کشورهای جهان ، پیروزی و به ثمر رسیدن انقلاب را حتمی میکند که البته دلیل این ادعا کاملاً عیان است و همگان شاهد این مسئله بودند که پس از به رسمیت شناختن " شورای انتقالی " هر کشوری نتیجه کار حکومت های دیکتاتور و از طرفی انقلابیون مخالف آن حکومت چه سمت و سویی پیدا کرد . اگر تحقق همین امر را در انقلاب پیش روی مردم ایران با توجه به توان و پتانسیلی که اپوزسیون قدیم و اپوزسیون جدید و در حال شکل گیری ایرانیان مخالف حکومت اسلامی در نظر بگیریم و آنرا با دیگر کشورهای عربی مقایسه کنیم ، درمی یابیم که " شورای ملّی انتقالی " مردم ایران بسیار قدرتمند تر ، با نفوذ تر و کار آمد تر از سایر شوراهای انتقالی کشورهای ذکر شده خواهد بود ، چرا که از حمایت بسیاری از کشورهای غربی و همچنین کشورهای عربی برخوردار خواهد شد و مخصوصا اگر سازمان کشورهای اسلامی نیز شورای انتقالی مردم ایران را به رسمیت بشناسد بمانند سوریه که عضویتش در اتحادیه کشورهای عربی به حالت تعلیق درآمد ، ضربه بسیار مهلکی بر بدنه و اساس رژیم وارد خواهد شد و نتیجه قیام و انقلاب مردم ایران را حتمی خواهد کرد . پس نتیجه میگیریم که تشکیل شورای انتقالی مردم ایران با الگو برداری از قیام کشورهای عربی میتواند نقش بسیار مؤثری در به ثمر رسیدن انقلاب و قیام مردمی ایران داشته باشد . پس با استفاده از تجربیات انقلابهای صورت گرفته در این کشورها و نیز با تکیه بر توان و نیروی مردم بزرگوار ایران ، ارتش آزادیبخش ایران و همچنین شورای انتقالی مردم ایران ، راه رسیدن به آزادی بسیار آسانتر از آنچه که فکر میکنیم هموار خواهد شد . در پایان برای تمامی مبارزان راه آزادی ، مخصوصا مبارزان و زندانیان سیاسی و عقیدتی در داخل ایران آرزوی موفقیت و پیروزی را دارم .پایــنــده ایـــرانعــلی خضری – 20 نوامبر 2011 |
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر