برای فرزاد کمانگر و همه معلمان در راه اموزش انسانیت

برای فرزاد کمانگر و همه معلمان در راه اموزش انسانیت

جستجوی این وبلاگ

۱۱.۸.۹۰

چهار نکته‌ درباره‌ی قانعی‌فرد - ناصر ايرانپور

قانعی‌فرد باری ديگر به‌ سخن آمد. اين بار نيز زهر خود را بر عليه‌ حکومت نوپای اقليم کردستان عراق ريخت، حکومتی که‌ خاری در چشم فاشيستهای منطقه‌ و اميد و روزنه‌ای برای مردم تحت ستم کردستان در عراق، ترکيه‌، ايران و سوريه‌ شده‌ است. يادداشت کوتاه‌ ذيل نکاتی است در باب تلاشهای مذبوحانه‌ی اين عنصر.

١. اصولا برای آقای قانعی‌فرد تفاوتی نمی‌کند، در باره‌ی چه‌ می‌نويسد؛ هر آنچه‌ که وی می‌نويسد، هر کلامی که‌ بر زبان می‌آورد، در هر رسانه‌ای که‌ هويدا می‌شود، تنها و تنها يک هدف معين را دنبال می‌کند: پيشبرد مقاصد استراتژيکی و تاکتيکی تبليغی و اطلاعاتی حکومت اسلامی ايران در عرصه‌ی رسانه‌های خارج از کشور، کاستن از بار تبليغاتی بر عليه‌ رژيم حاکم بر ايران و تخريب هر آنچه‌ که‌ در مقابل اين رژيم بايستد يا برای آن خطری بالقوه‌ و بالفعل باشد. می‌دانيم هيچ انسان سياسی مستقلی قادر نيست، همزمان هم‌ در رسانه‌های حکومت اسلامی ـ آن هم وابسته‌ به‌ سپاه‌ پاسداران ـ ظاهر شود، هم در رسانه‌های کشورهای خارجی چون "صدای آمريکا"، "بی‌بی‌سی" و ... با‌ چنين سرعت و غلظتی مورد مصاحبه‌ قرار گيرد، هم در سايتها و تلويزيونهای سلطنت‌طلبان برووبيای چنين داشته‌ باشد و هم در سايتهای سالم امکان انعکاس تفکرات ديکته‌شده‌اش را داشته‌ باشد!

٢. نه‌ تنها مضمون پيامهايش، نه‌ تنها ادبياتش، بلکه‌ همچنين جنب و جوش و برووبيای به‌ معنای واقعی کلمه‌ بی حد و مرز اين "تاريخدان" تنها می‌تواند حکايت از وجود يک پشتيبان سياسی، امنيتی، اطلاعاتی و مالی بای وی داشته‌ باشد. آری، به‌ جد در حاليکه‌ حتی برای سرآمدان احزاب اپوزيسيون ايران آن قدر آسان نيست، چنين پرشمار سفرهای آمريکايی و اروپايی کنند، آقای قانعی‌فرد قادر شده‌ است اين روز اين کشور باشد و روز ديگر آن کشور. در حاليکه‌ هيچ پژوهشگر و نويسنده‌ی غيروابسته‌ی ايرانی نيست که‌ بتواند بدون مشکل دو جلد کتاب منتشر کند، آقای قانعی‌فرد به‌ سرعت باد "کتابهايش" (!) ـ طبيعتا در دامان حکومت اسلام ـ انتشار می‌يابند. درحاليکه‌ می‌دانيم برای هيچ سياستمدار مردمی و فعال حقوق بشری ايران ـ برای نمونه‌ به‌ لحاظ مالی و اخذ ويزا ـ ممکن و مقدور نيست، يک پايش ايران باشد، يک پايش آمريکا، يک پای ديگر هم قرض کند برای رفتن به‌ اروپا، پای چهارمين و ثابتش هم در ايران باشد.
" اصولا برای آقای قانعی‌فرد تفاوتی نمی‌کند، در باره‌ی چه‌ می‌نويسد؛ هر آنچه‌ که وی می‌نويسد، هر کلامی که‌ بر زبان می‌آورد، در هر رسانه‌ای که‌ هويدا می‌شود، تنها و تنها يک هدف معين را دنبال می‌کند: پيشبرد مقاصد استراتژيکی و تاکتيکی تبليغی و اطلاعاتی حکومت اسلامی ايران در عرصه‌ی رسانه‌های خارج از کشور، کاستن از بار تبليغاتی بر عليه‌ رژيم حاکم بر ايران و تخريب هر آنچه‌ که‌ در مقابل اين رژيم بايستد يا برای آن خطری بالقوه‌ و بالفعل باشد. "


٣. از آنجا که‌ اهداف تعقيب شده‌ی حکومت اسلامی در برخی از زمينه‌ها با تفکرات جناح راست و "ناسيوناليستی" و بخشا فاشيستی اپوزيسيون حکومت اسلامی در انطباق قرار دارد، تريبونهايی نيز از سوی اين جناح در خارج از کشور در اختيار وی گذاشته‌ می‌شوند. فضيلت و بداهت وجدانی زيادی نمی‌طلبد که‌ اين رسانه‌های "اپوزيسيونی" و "خبری" از خود بپرسند که‌ اين "تاريخدان" "دانشمند" تاکنون چند جمله‌ در باب تاريخ سراسر جرم و جنايت و خون و خشونت اسلامی ايران نوشته‌ است. دريغا از يک جمله‌. نديدن اين حقيقت يا می‌تواند نشانه‌ی بلاهت باشد، يا همسويی خواسته‌ و ناخواسته، آگاهانه‌ و ناآگاهانه‌ی‌ سياسی با رژيم و يا وابستگی به‌ دستگاه‌ اطلاعات حکومت احمدی‌نژاد.

٤. گويا زبان مادری اين شخص کردی است، هر چند که‌ می‌دانم که‌ از حداقل دانش زبان کردی برخوردار نيست، اما بنده‌ تاکنون هيچ انسانی را در جامعه‌ی کردی به‌ بدنامی ايشان نديده‌ام. منفور بودن وی نه‌ به‌ خاطر باورهای سياسی‌اش (که‌ به‌ نظر بنده‌ باوری سياسی ندارد)، بلکه‌ بخاطر شارلاتانيسم و خباثت و خدمت به‌ يکی از بدنامترين رژيمهای جهان می‌باشد. طرفدار کدام جناح فکری در کردستان می‌شناسيم که‌ از شنيدن نام و کلام اين شخص تهوع نگيرد؟ هر رسانه‌ی طبعی و بصری که‌ می‌خواهد چنين سرنوشتی داشته‌ باشد، می‌تواند در خدمت اين عنصر رژيم ايران قرار بگيرد.

اول نوامبر
2011

هیچ نظری موجود نیست: