-"شوهرم سه تا زن دارد ،یک مادر پیر هم دارد با 12 تا بچه...تصادف هم کرده و تمام بدنش پلاتین است...با 51 سال سن نهایتا 4 سال دیگر می تواند کار کند.خودم38 ساله هستم و 4 تا بچه دارم با یک دختر عقد کرده ی 14 ساله که جهیزیه ندارد. خانه هم نداریم... مستاجریم و ماهانه 130هزارتومان باید اجاره خانه بدهیم. بچه کوچکم یک پسر 3و نیم ساله است که بخاطر وابستگی به من نمیگذارد بروم بیرون کار کنم. خیلی کتکش زده ام که دنبالم گریه نکند اما فایده ندارد! کلیه ام را که بفروشم با 15 میلیون تومان کارم راه می افتاد...هم برای دخترم جهیزیه می خرم هم آخرهای شهر یک خانه 40 متری
میگیرم که سر پیری سرپناهمان باشد.میدانم قیمت را بالا گفته ام اما چاره ای ندارم باید برای بچه هایم هم پدری کنم هم مادری."
***کلیه ام را برای رهن خانه می فروشم// کلیه ام را می فروشم برای دخترم جهیزیه می خرم!قدس آنلاین _ هنگامه طاهری:این که زندگی نشد... آدم یا باید درست زندگی کند یا برود بمیرد...من هم با فروش کلیه یا سر و سامان می گیرم یا از پا در می آیم!هرگونه آگهی درخصوص اهداء کلیه از فرد زنده ممنوع و موجب پیگرد قانونی متخلفین (متقاضی اهدا- مرجع صدور آگهی) توسط مراجع ذیصلاح می گردد.این را در سایت دفتر امور حقوقی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی می خوانیم که پیرو بخشنامه های شماره 21278/ک مورخ 25/9/1377و 13101/س مورخ 9/2/1385، دستورالعمل اهدا و پیوند کلیه از اهدا کنندگان زنده جهت اجرا در مراکز پیوند کلیه و مراجع ذیربط ابلاغ شده.ولی وقتی مقابل یکی از انجمنهای حمایت از بیماران کلیوی قرار می گیریم خیلی راحت می توانیم از روی دیوار بیرون از انجمن و نیز راهروی ساختمان انواع و اقسام شماره های فروش و خرید کلیه را با طرح نوع گروه خونی ببینیم.از همانجا چند تا شماره تلفن بر می دارم و بر می گردم اداره . خیال ندارم خودم را معرفی کنم.مدد کار انجمن تاکید می کند اینها آبرو دارند.اسم و رسمشان را ننویسید. با این که خیال نوشتن نداشتیم اما باز هم محکم تر برای حفظ آبروی افراد قول میدهیم .با تک تک شماره هایی که انتخاب کرده ایم تماس می گیریم.در این بین چیزی که بیشتر دلم را به درد می آورد این است که وقتی به عنوان خریدار کلیه به آنها زنگ می زنیم و سوالهایی از زندگی شخصی شان می پرسیم آنقدر مشتاق فروش و جذب خریدار هستند که هیچ کدام نمی گویند بیوگرافی خانوادگی ما به تو ربطی ندارد! فقط می خواهند زودتر قرار بگذارند تا مشکلشان حل شود. دلم می خواست وزیر محترم بهداشت کنارم بود تا ببینم باز هم با صراحت می گوید : "پیوند کلیه از غیراعضای خانواده به عنوان هدیه کلیه نامیده میشود"؟حرفها را بی کم و کاست می نویسم و دلم می خواهد تک تک شما خودتان را جای فروشندگان کلیه بگذارید و ببینید فقر با آدم چه می کند؟!***1-"شوهرم سه تا زن دارد ،یک مادر پیر هم دارد با 12 تا بچه...تصادف هم کرده و تمام بدنش پلاتین است...با 51 سال سن نهایتا 4 سال دیگر می تواند کار کند.خودم38 ساله هستم و 4 تا بچه دارم با یک دختر عقد کرده ی 14 ساله که جهیزیه ندارد. خانه هم نداریم... مستاجریم و ماهانه 130هزارتومان باید اجاره خانه بدهیم. بچه کوچکم یک پسر 3و نیم ساله است که بخاطر وابستگی به من نمیگذارد بروم بیرون کار کنم. خیلی کتکش زده ام که دنبالم گریه نکند اما فایده ندارد! کلیه ام را که بفروشم با 15 میلیون تومان کارم راه می افتاد...هم برای دخترم جهیزیه می خرم هم آخرهای شهر یک خانه 40 متری میگیرم که سر پیری سرپناهمان باشد.میدانم قیمت را بالا گفته ام اما چاره ای ندارم باید برای بچه هایم هم پدری کنم هم مادری."2-"اگر فقط 5 میلیون داشتم کلیه ام را نمی فروختم.سه میلیون را میدادم یک ماشین می خریدم، 2 میلیون هم میدادم به رهن خانه تا زن و بچه ام آواره نمانند. 50 روز است بیکار شده ام ، یک بچه 8 ساله دارم، خرج خانه که نمی خوابد.ماهی 100 هزار تومان هم باید کرایه خانه بدهم...قیمت کلیه ام را گفته ام 8 میلیون تا 10 میلیون هم گفته ام اما واقعا اگر 5 تومان داشتم با خودم این کار را نمی کردم. هنوز 33 سال بیشتر ندارم، شما دوست دارید بخشی از اعضای بدنتان را بفروشید؟ فکر کردید خودم نمی دانم بعدا دچار مشکل می شوم؟ اما از ناچاری حاضر به فروش کلیه ام شده ام.بیکارم... شرکتمان ورشکسته شد...گروه خونی ام oمثبت است به درد خیلی ها می خورد.این که زندگی نشد... آدم یا باید درست زندگی کند یا برود بمیرد...من هم با فروش کلیه یا سر و سامان می گیرم یا از پا در می آیم!"3-" خانم باور کنید من آزمایشهایم را هم داده ام. برای همه سه ماه طول می کشد ولی من یک ماهه همه کارهایم را تمام کردم...الان آماده فروشم...هنوز جوانم 31 ساله هستم آزمایشهایم هم سالم بود .پروتئین کلیه ام کمی بالا و پایین رفت اما نه این که خیال کنید مریضم ها...نه... موضوع نوع خوراکم بود...با چند نفر دیگر هم قرار فروش گذاشته ام اگر شما مشتری دست به نقد هستید بجنبید.قیمت کلیه ام را 8 میلیون گفته ام زیاد هم نیست...دیگران تا 10 میلیون هم می فروشند...معامله کنیم؟"4- یکی دیگر که تصادفا با او رو به رو می شویم کارگری 28 ساله است که به گفته خودش در نجاری کار می کند و ماهی 250 هزار تومان دستمزد می گیرد ،پدرش دو تا زن دارد و مادرش را که همسر اول بوده رها کرده و رفته.می گوید مادرش هم در خانه مردم با ماهی 100 هزار تومان کارگری می کند اما با اجاره 103 هزار تومانی مخارج جواب نمی دهد. دو تا خواهر و یک برادر متاهل هم دارد و رفت و آمدشان زیاد است. برگه آزمایشهایش را نشانمان می دهد و خوشحال است که سن اش هنوز جوابگوی فروش کلیه است. وقتی از او می پرسیم خانواده ات راضی اند به فروش کلیه ات؟میگوید: "هیچ کس نمی دانم می خواهم با خودم چه کار کنم!" علت را که می پرسیم فقط نگاهش به گوشه ای خیره می ماند.می گوید: "در مدرسه درسهایم خیلی خوب بود، بخصوص زبان انگلیسی ام . ورقه بچه ها را خودم تصحیح می کردم اما مشکلات مالی آنقدر به ما فشار آورد که مجبور شدم بعد از اتمام دوره راهنمایی درس ام را رها کنم و بشوم آقای خانه." اینها را با حسرت می گوید، انگار تکه ای از آینده اش را گذاشته اند کف دستش و او دارد ذوب شدنش را نظاره می کند.و وقتی بیشتر قلبمان به درد می آید که می گوید وضع مالی پدرش خیلی خوب است و سالی یک بار هم به مکه می رود!!!دلمان می خواهد پدرش پیش مان بود یقه اش را می چسبیدیم و می گفتیم فرزند ات از شدت فقر دارد جزئی از بدنش را حراج می کند تو دین ات را به چند فروخته ای؟! وجدانت را به چند؟! حالا خانم وزیر دلش را خوش کرده به ارتباطات قوی خانوادگی در ایران که نمی گذارد کار پیوند کلیه به فروش برسد و اعضای خانواده با اهدا مشکل را حل می کنند.دلمان می خواهد کسی از مسوولان جسارت کند بیاید آماری از اهدا و فروش کلیه به ما بدهد. کسی جرات می کند... اما نه کسی که مسولی باشد در وزارتخانه ای...کسی که مدیر انجمن حمایت از بیماران یکی از استانهای بزرگ کشور است و با صراحت می گوید 99 درصد کسانی که به ما مراجعه می کنند قصدشان فروش کلیه آن هم از روی فقر است.حالا بیایند صورت مساله را پاک کنند ! اسم "فروش" را بگذارند " اهدا" .بازی با کلمات دوای درد فقر نمی شود. این تازه تن فروشی از نوع آبرومندانه آن است با باقی قضایا چه می کنید؟!
میگیرم که سر پیری سرپناهمان باشد.میدانم قیمت را بالا گفته ام اما چاره ای ندارم باید برای بچه هایم هم پدری کنم هم مادری."
***کلیه ام را برای رهن خانه می فروشم// کلیه ام را می فروشم برای دخترم جهیزیه می خرم!قدس آنلاین _ هنگامه طاهری:این که زندگی نشد... آدم یا باید درست زندگی کند یا برود بمیرد...من هم با فروش کلیه یا سر و سامان می گیرم یا از پا در می آیم!هرگونه آگهی درخصوص اهداء کلیه از فرد زنده ممنوع و موجب پیگرد قانونی متخلفین (متقاضی اهدا- مرجع صدور آگهی) توسط مراجع ذیصلاح می گردد.این را در سایت دفتر امور حقوقی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی می خوانیم که پیرو بخشنامه های شماره 21278/ک مورخ 25/9/1377و 13101/س مورخ 9/2/1385، دستورالعمل اهدا و پیوند کلیه از اهدا کنندگان زنده جهت اجرا در مراکز پیوند کلیه و مراجع ذیربط ابلاغ شده.ولی وقتی مقابل یکی از انجمنهای حمایت از بیماران کلیوی قرار می گیریم خیلی راحت می توانیم از روی دیوار بیرون از انجمن و نیز راهروی ساختمان انواع و اقسام شماره های فروش و خرید کلیه را با طرح نوع گروه خونی ببینیم.از همانجا چند تا شماره تلفن بر می دارم و بر می گردم اداره . خیال ندارم خودم را معرفی کنم.مدد کار انجمن تاکید می کند اینها آبرو دارند.اسم و رسمشان را ننویسید. با این که خیال نوشتن نداشتیم اما باز هم محکم تر برای حفظ آبروی افراد قول میدهیم .با تک تک شماره هایی که انتخاب کرده ایم تماس می گیریم.در این بین چیزی که بیشتر دلم را به درد می آورد این است که وقتی به عنوان خریدار کلیه به آنها زنگ می زنیم و سوالهایی از زندگی شخصی شان می پرسیم آنقدر مشتاق فروش و جذب خریدار هستند که هیچ کدام نمی گویند بیوگرافی خانوادگی ما به تو ربطی ندارد! فقط می خواهند زودتر قرار بگذارند تا مشکلشان حل شود. دلم می خواست وزیر محترم بهداشت کنارم بود تا ببینم باز هم با صراحت می گوید : "پیوند کلیه از غیراعضای خانواده به عنوان هدیه کلیه نامیده میشود"؟حرفها را بی کم و کاست می نویسم و دلم می خواهد تک تک شما خودتان را جای فروشندگان کلیه بگذارید و ببینید فقر با آدم چه می کند؟!***1-"شوهرم سه تا زن دارد ،یک مادر پیر هم دارد با 12 تا بچه...تصادف هم کرده و تمام بدنش پلاتین است...با 51 سال سن نهایتا 4 سال دیگر می تواند کار کند.خودم38 ساله هستم و 4 تا بچه دارم با یک دختر عقد کرده ی 14 ساله که جهیزیه ندارد. خانه هم نداریم... مستاجریم و ماهانه 130هزارتومان باید اجاره خانه بدهیم. بچه کوچکم یک پسر 3و نیم ساله است که بخاطر وابستگی به من نمیگذارد بروم بیرون کار کنم. خیلی کتکش زده ام که دنبالم گریه نکند اما فایده ندارد! کلیه ام را که بفروشم با 15 میلیون تومان کارم راه می افتاد...هم برای دخترم جهیزیه می خرم هم آخرهای شهر یک خانه 40 متری میگیرم که سر پیری سرپناهمان باشد.میدانم قیمت را بالا گفته ام اما چاره ای ندارم باید برای بچه هایم هم پدری کنم هم مادری."2-"اگر فقط 5 میلیون داشتم کلیه ام را نمی فروختم.سه میلیون را میدادم یک ماشین می خریدم، 2 میلیون هم میدادم به رهن خانه تا زن و بچه ام آواره نمانند. 50 روز است بیکار شده ام ، یک بچه 8 ساله دارم، خرج خانه که نمی خوابد.ماهی 100 هزار تومان هم باید کرایه خانه بدهم...قیمت کلیه ام را گفته ام 8 میلیون تا 10 میلیون هم گفته ام اما واقعا اگر 5 تومان داشتم با خودم این کار را نمی کردم. هنوز 33 سال بیشتر ندارم، شما دوست دارید بخشی از اعضای بدنتان را بفروشید؟ فکر کردید خودم نمی دانم بعدا دچار مشکل می شوم؟ اما از ناچاری حاضر به فروش کلیه ام شده ام.بیکارم... شرکتمان ورشکسته شد...گروه خونی ام oمثبت است به درد خیلی ها می خورد.این که زندگی نشد... آدم یا باید درست زندگی کند یا برود بمیرد...من هم با فروش کلیه یا سر و سامان می گیرم یا از پا در می آیم!"3-" خانم باور کنید من آزمایشهایم را هم داده ام. برای همه سه ماه طول می کشد ولی من یک ماهه همه کارهایم را تمام کردم...الان آماده فروشم...هنوز جوانم 31 ساله هستم آزمایشهایم هم سالم بود .پروتئین کلیه ام کمی بالا و پایین رفت اما نه این که خیال کنید مریضم ها...نه... موضوع نوع خوراکم بود...با چند نفر دیگر هم قرار فروش گذاشته ام اگر شما مشتری دست به نقد هستید بجنبید.قیمت کلیه ام را 8 میلیون گفته ام زیاد هم نیست...دیگران تا 10 میلیون هم می فروشند...معامله کنیم؟"4- یکی دیگر که تصادفا با او رو به رو می شویم کارگری 28 ساله است که به گفته خودش در نجاری کار می کند و ماهی 250 هزار تومان دستمزد می گیرد ،پدرش دو تا زن دارد و مادرش را که همسر اول بوده رها کرده و رفته.می گوید مادرش هم در خانه مردم با ماهی 100 هزار تومان کارگری می کند اما با اجاره 103 هزار تومانی مخارج جواب نمی دهد. دو تا خواهر و یک برادر متاهل هم دارد و رفت و آمدشان زیاد است. برگه آزمایشهایش را نشانمان می دهد و خوشحال است که سن اش هنوز جوابگوی فروش کلیه است. وقتی از او می پرسیم خانواده ات راضی اند به فروش کلیه ات؟میگوید: "هیچ کس نمی دانم می خواهم با خودم چه کار کنم!" علت را که می پرسیم فقط نگاهش به گوشه ای خیره می ماند.می گوید: "در مدرسه درسهایم خیلی خوب بود، بخصوص زبان انگلیسی ام . ورقه بچه ها را خودم تصحیح می کردم اما مشکلات مالی آنقدر به ما فشار آورد که مجبور شدم بعد از اتمام دوره راهنمایی درس ام را رها کنم و بشوم آقای خانه." اینها را با حسرت می گوید، انگار تکه ای از آینده اش را گذاشته اند کف دستش و او دارد ذوب شدنش را نظاره می کند.و وقتی بیشتر قلبمان به درد می آید که می گوید وضع مالی پدرش خیلی خوب است و سالی یک بار هم به مکه می رود!!!دلمان می خواهد پدرش پیش مان بود یقه اش را می چسبیدیم و می گفتیم فرزند ات از شدت فقر دارد جزئی از بدنش را حراج می کند تو دین ات را به چند فروخته ای؟! وجدانت را به چند؟! حالا خانم وزیر دلش را خوش کرده به ارتباطات قوی خانوادگی در ایران که نمی گذارد کار پیوند کلیه به فروش برسد و اعضای خانواده با اهدا مشکل را حل می کنند.دلمان می خواهد کسی از مسوولان جسارت کند بیاید آماری از اهدا و فروش کلیه به ما بدهد. کسی جرات می کند... اما نه کسی که مسولی باشد در وزارتخانه ای...کسی که مدیر انجمن حمایت از بیماران یکی از استانهای بزرگ کشور است و با صراحت می گوید 99 درصد کسانی که به ما مراجعه می کنند قصدشان فروش کلیه آن هم از روی فقر است.حالا بیایند صورت مساله را پاک کنند ! اسم "فروش" را بگذارند " اهدا" .بازی با کلمات دوای درد فقر نمی شود. این تازه تن فروشی از نوع آبرومندانه آن است با باقی قضایا چه می کنید؟!

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر