برای فرزاد کمانگر و همه معلمان در راه اموزش انسانیت

برای فرزاد کمانگر و همه معلمان در راه اموزش انسانیت

جستجوی این وبلاگ

۲۹.۹.۹۰

کره شمالی؛ زور، سكوت و گرسنگی

روزنامه شرق: رهبر سختگير كره شمالي بالاخره، جانش را به قطار مرگ سپرد! كيم يونگ ايل كه سال‌هاي سال با سياست‌هاي اشتباه و فاجعه بار خود، خون 24 ميليون انسان را در شيشه كرده بود، آن‌گونه كه روايت رسمي مي‌گويد در جريان مسافرتي چمدان‌هايش را بست و به مسافرتي ابدي رفت تا چشم بادامي‌هاي كره‌اي از سايه حكومت او خلاص شوند. در سال ۱۹۹۱ او، سمت فرماندهي ارتش كره شمالي را برعهده گرفت و كيم ايل سونگ (پدرش) در سال ۱۹۹۲ تمامي امور داخلي را به او واگذار كرد. در سال ۱۹۹۴ پس از مرگ كيم ايل سونگ كه رييس‌جمهور و بنيانگذار كره شمالي بود، هيچ
رييس‌جمهوري جانشين او نشد و لقب رييس‌جمهور ابدي را به خود گرفت و سمت رياست جمهوري براي حفظ يادگار كيم ايل سونگ غيرفعال شد. كيم ايل يونگ به طور رسمي در سال ۱۹۹۷ به عنوان دبيركل حزب كمونيست كارگران كره شمالي و رييس شوراي ملي دفاع انتخاب شد. برخي معتقدند نصف قوانين حقوق بشر در دنيا به خاطر وضعيت اسفبار حكومت كره شمالي به وجود آمد! نمونه اين موضوع، دست به كار شدن موسسه معتبر اكونوميست براي قرار دادن نام كره شمالي در صدر فهرست «ديكتاتورترين كشورهاي جهان» است. وقتي نامت به عنوان شماره يك ديكتاتوري در اذهان و افكار عمومي جهان، جا خوش مي‌كند، ديگر بايد قيد ارتباط معمولي با دنيا را بزني. براساس قوانين، پيرمرد 69 ساله عينكي، سفر مردم كره‌شمالي به خارج از كشور را مطلقا ممنوع كرده بود و هركس هوس مي‌كرد تا دوري در دنيا بزند، نشان ضدانقلاب و عامل دشمن را بر سينه‌اش، نصب مي‌كردند! حتي دانش‌آموزان نيز از قوانين يونگ در امان نبودند؛ رییس ديكتاتور براي آنها نيز خواب ديده بود! براساس قانون، دانش‌آموزان وظيفه داشتند تا آخرين خواب‌هاي سياسي خود و والدين‌شان را به نماينده وزارت امنيت گزارش كنند! كاملا! روشن است كه در اين كشور، حتي خواب ديدن هم امنيتي است و وقتي اين مسايل را كنار هم مي‌گذاري، متوجه مي‌شوي كه كلا كره شمالي، جايي براي زندگي انساني نيست! نكته جالب اينجاست كه پديده اينترنت در كره شمالي وجود خارجي ندارد و داشتن راديوهايي كه قادر به دريافت امواج خارجي باشند يا گيرنده‌هاي تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي و دستگاه فاكس، جرم محسوب مي‌شود! در واقع مردم اين كشور هيچ خبري از دنياي بيرون از كشورشان ندارند و موبايل و دوربين فيلمبرداري نيز جزو ابزار جاسوسي براي دشمن به شمار مي‌آيد! حتي كافي است تا يك تماس تلفني ساده با خارج از كشور داشته باشي تا بلافاصله، اعدامت كنند! براساس اطلاعات، كره شمالي از لحاظ اقتصادي در ميان 41 كشور منطقه آسيا و اقيانوسيه، رتبه آخرين را دارد. رهبر افراطي كره شمالي به عنوان يكي از وفاداران اصلي به نظام كمونيست، شناخته مي‌شود؛ اين كاسه داغ‌تر از آش بودن، باعث شده دولت كمونيست كاملا اصلاح نشده باقي بماند و به هيچ وجه، آپديت نشود! اين در حالي است كه خاستگاه اصلي كمونيست، شوروي سابق بود و سال‌هاست كه به دست يلتسين و پوتين، فايل‌هاي آپديت شدن را روي قوانينش، Load كرده است! اقتصاد فوق بسته كره شمالي عمدتا به نظام برنامه‌ريزي متمركز و فرمان دولت مبتني است و اصلاحات در اين بخش به سندرمي ناشناخته، تبديل شده است! به عبارت ديگر، حزب كمونيست، كنترل تمام فعاليت‌هاي اقتصادي را در دست دارد، طوري كه جمعيت اين كشور به شدت، فقير شده‌اند و وابسته به جيره غذايي و يارانه دولت هستند. محروميت در كشور كيم ايل يونگ، هيچ مرز و چارچوبي را به رسميت نمي‌شناسد و يخه بيشتر چشم بادامي‌هاي شمالي را گرفته است! چند وقت پيش بود كه راديو آزاد آسيا گزارش داد، كارگران گرسنه راه‌آهن
كره‌شمالي محموله صد لكوموتيو كه مس و قطعات آلومينيومي حمل مي‌كردند را به سرقت برده و آنها را به عنوان قراضه فروخته‌اند! البته پيشتر در دهه ۹۰ ميلادي، قحطي مواد غذايي، جان دست‌كم يك ميليون نفر را در اين كشور گرفت هرچند در حال حاضر نيز، حدود يك‌سوم زنان و كودكان كره‌شمالي با سوءتغذيه روبه‌رو هستند. مسوولان كره شمالي، درهاي كشورشان را روي هرگونه سرمايه‌گذاري خارجي بسته‌اند و حجم سرمايه‌گذاري‌هاي مستقيم خارجي در حد صفر است. تنها كشورهايي كه با پيونگ يانگ، مراوده تجاري دارند، چين و كره جنوبي‌اند كه از مهم‌ترين شركاي تجاري كره شمالي نيز به حساب مي‌آيند.توسعه صنعتي و فعاليت‌هاي بخش خصوصي در اين كشور، تقريبا تعطيل است ولي در عوض، بازار كنش و واكنش‌هاي سلاح‌هاي هسته‌اي كاملا داغ است! كره‌شمالي به حمايت‌هاي اقتصادي چين، دلخوش كرده و معلوم نيست كه اگر يك روز پكن بخواهد، دست از حمايت اقتصادي همسايه‌اش بكشد، چه بلايي بر سر مردم كره شمالي بيايد؟! دولت كنترل تمام واردات و صادرات و تجارت رسمي را در دست دارد و امکان ندارد هيچ اطلاعاتي در مورد درآمد يا نرخ ماليات شركت‌ها از چشم دوستان كيم ايل يونگ، پنهان بماند! در واقع، بروز و ظهور كسي مثل شهرام جزايري در اين كشور جزو محالات است! دولت صاحب تقريبا تمام املاك و مجموعه‌هاي توليدي است و هدايت تمام فعاليت‌هاي اقتصادي را دست دارد. جالب است كه انتشار آخرين آمار اقتصادي در اين كشور به سال 1960برمي‌گردد! شايد به جرات بتوان گفت كه كيم ايل يونگ، در تمام طول عمرش، عينك بدبيني روي چشمانش گذاشته بود، چرا كه فعاليت‌هاي بخش خصوصي را در تضاد با امنيت ملي مي‌ديد. او خودش، اتيكت برمي‌داشت و روي كالاها، قيمت درج مي‌كرد! از سوي ديگر، چين به عنوان بزرگ‌ترين منبع سرمايه‌گذاري خارجي براي كره شمالي مطرح است و تقريبا هيچ كشور ديگري در فعاليت‌هاي اقتصادي پيونگ‌يانگ حضور ندارد. دليل اين مساله نيز، كاملا مشخص است؛ سياست‌هاي ديكتاتوري رهبران كره‌شمالي آنقدر نفرت‌انگيز است كه تا به امروز انواع و اقسام قطعنامه‌هاي تحريمي از سوي شوراي امنيت سازمان ملل بر عليه‌شان، صادر شده است. اصلاح واحد پول كره‌شمالي در اواخر سال 2009 باعث ايجاد يك «ابرتورم» شد و موجبات وقوع يك تظاهرات نادر عمومي را فراهم كرد! در اين ميان، كيم ايل يونگ هرازگاهي راضي مي‌شد تا طعم اقتصاد باز را بچشد اما باز در دقايق آخر اين نيوشيدن برايش به مثابه «زهرمار» تداعي مي‌شد و قيد تجربه داشتن بازار آزاد را مي‌زد. حقوق مالكيت در سرزمين تضمين شده نيست. تقريبا تمام اموال از جمله تمام املاك، متعلق به دولت و قوه‌قضاييه است و حتي شخصي‌ترين وسايل زندگي مردم كره شمالي نيز در واقع متعلق به خودشان نيست! كيم ايل سونگ يعني پدر كيم ايل يونگ، پدر برنامه اتمي كره شمالي به حساب مي‌آيد. او معتقد بود اگر يك كشور بخواهد زنده و پايدار بماند بايد بتواند به تنهايي از خود دفاع كند و اگر از لحاظ دفاعي نيرومند باشد، ديگران درصدد حمله نظامي به آن برنخواهند آمد، زيرا گمان خواهند كرد برايشان‌گران تمام می‌شود! حالا شما پيدا كنيد پرتقال‌فروش را! اينجاست كه ضرب‌المثل پسر كو ندارد نشان از پدر در مورد اين دو كيم (!) مصداق پيدا مي‌كند. البته كيم پسر، فرزند كاملا خلفي، محسوب نمي‌شود، چرا كه تحت فشار يانكي‌ها، بي‌خيال فعاليت‌هاي هسته‌اي شد و فتيله برنامه‌هاي اتمي را پايين كشيد. جالب است كه ‌ايم ايل يونگ، در دانشگاه، اقتصاد سياسي خوانده و در سال ۱۹۶۴ با معدل نسبتا بالايي، فارغ‌التحصيل شده است. اما اين تخصص اقتصادي رهبر ديكتاتور هم نتوانست هيچ‌گاه، توليد ناخالص داخلي اين كشور را از 40 ميليارد دلار بالاتر ببرد. اين در حالي است كه 20 ميليون نفر نيروي كار در كره شمالي، جان مي‌كنند! هر چند، آمارهاي اقتصادي در مورد اين كشور چندان دقيق نيست اما تخمين زده مي‌شود 37 درصد از نيروي كار در بخش كشاورزي و بقيه در بخش‌هاي صنعت و خدمات مشغول به كار هستند. محصولات صادراتي اين كشور شامل مواد معدني، محصولات تركيبي فلزي، كالاهاي توليدي (كه شامل تسليحات نظامي نيز مي‌شود)، منسوجات، محصولات كشاورزي و ماهيگيري است كه به كشورهاي كره جنوبي (32 درصد)، چين (29 درصد) و تايلند (9 درصد) صادر مي‌شود. محصولات وارداتي اين كشور شامل مواد نفتي، زغال كك، ماشين‌آلات و تجهيزات، منسوجات و حبوبات است كه از كشورهاي چين (27 درصد)، كره جنوبي
(16 درصد)، تايلند (9 درصد) و روسيه (7 درصد) وارد مي‌شود. حالا بايد ديد كه پسر سوم كيم ايل يونگ يعني كيم جونگ اون كه به عنوان جانشين پدرش معرفي شده، چه سياست‌هايي را پيش خواهد گرفت. كيم جونگ اون كه فقط 27 سال دارد، تحصيلات خود را در سوییس گذرانده است. آيا او مي‌تواند بازي شطرنج سياسي با آمريكا را به روش سویيسي، خوب پيش ببرد و «آچمز» نشود؟

هیچ نظری موجود نیست: