ک مقدمەی اجمالی: مدت اندکی پس از پیروزی انقلاب در، دولت موقت زیر نظر آیت اللە خمینی و شورای انقلاب تشکیل گردید. در حالی کە حکومت تازە برسر کار آمدە از پشتیبانی قوی مردمی در اکثر مناطق ایران برخوردار بود، در کردستان اما جریان بگونەای دیگر پیش می رفت. در این مدت کردستان ایران عملا از سوی نیروها و احزاب فعال در منطقە ادارە می شد و گرچە نیروهای دولتی هنوز در پادگان ها حضور داشتند؛ دولت مرکزی اما هنوز نتوانستە بود کنترل خویش را بر این منطقە اعمال نماید. شهرها زیر نظر شوراهای شهر ادارە می گشت.
احزاب سیاسی کورد مانند کوملە و حزب دمکرات کردستان ایران خواهان خودمختاری برای کردستان و ادارەی امر منطقە بە وسیلەی نیروهای محلی بودند. و در این راستا مذاکراتی میان نیروهای سیاسی کورد انجام گرفتە بود. هیات های طرفین میان کردستان-تهران در رفت و آمد بودند تا بلکە بتوانند بە راە حلی دست یابند.
در هر صورت مذاکرات طرفین بە بن بست رسید و در نتیجە با فرمان جهاد آیت اللە خمینی در تاریخ ٢٧ مردادماە ١٣٥٨ علیە نیروهای فعال در منطقە، رویدادها و مناسبات دولت مرکزی با کردستان وارد فاز نوینی شد. خمینی بە نیروهای زمینی، هوایی و دریایی دستور داد تا "غائلەی کردستان" را خاتمە دهند و بدین ترتیب جنگی درگرفت کە عواقب ناگواری، بە لحاظ تلفات انسانی و هدر رفتن منابع اقتصادی، برجای گذاشت.
در کردستان مردم آقای بنی صدر را با جملەی معروفش می شناسند: "تا سرکوبی غائله کردستان پوتین ها را از پا در نیاورید"، وی اما طی یک مصاحبە با سایت "مرکز اسناد حقوق بشر ایران"، ضمن رد چنین بیانی، آنرا "دروغ پراکنی" خواند.
اینک پس از بیش از سە دهە، طرفین درگیر روایت متفاوتی از رخدادهای گذشتە دارند. دولت و رژیم جمهوری اسلامی ایران و همچنین احزاب فعال در منطقە همدیگر را بە پیشدستی و شروع جنگ متهم می کنند. دولت نیروهای سیاسی کورد را بە تماس و دریافت همکاری لجستیکی و مالی با کشورهای بیگانە متهم می کند. در مقابل احزاب کرد، رژیم را بە جنگ افروزی، وقت کشی، نقض حقوق بشر و جنایات جنگی متهم می نمایند.
در این میان مصاحبە "مرکز اسناد حقوق بشر ایران" با آقای ابوالحسن بنی صدر پیرامون صدور فرمان حملە بە کردستان و اتفاقات جاری، بە منزلەی گشودن مجدد پروندەی مذکور بود.
بدین منظور این بار مصاحبەای با آقای "محمد شافعی"، از اعضای رهبری حزب کوملەی کردستان ایران، مصاحبەای انجام گرفتە است. بە امید اینکە بتواند باب بحث و گفتگوی بیشتری را در این زمینە بگشاید.

سیامک حیدری
siamak_hd@yahoo.com
*****************************طی مصاحبەای کە آقای بنی صدر با "مرکز اسناد حقوق بشر ایران" انجام دادە است، جنایات و نقض حقوق بشر را در سال های ١٣٥٨ بە بعد را بە گردن آیت اللە خلخالی، رئیس دادگاە انقلاب اسلامی می اندازد. شما نقش وی را بە عنوان رئیس جمهور وقت ایران در سرکوب های پس از پیروزی انقلاب را در کردستان چگونە ارزیانی می کنید؟
محمد شافعی: خلخالی بدون شک یکی از عناصر دستگاە سرکوب و کشتاری بود کە رژیم اسلامی تازە بقدرت رسیدە در ایران راە انداختە بود. او با دستگیریهای فلەای و محاکمات چند دقیقەای تعداد زیادی از جوانان و انسانهای بیگناە را در کردستان بە جوخەهای اعدام سپرد و بە همین جهت بە درست بە جلاد خلق کرد زبانزد شد. اما خلخالی در خدمت و کمر بستە دستگاهی بود کە آقای بنی صدر هم چە قبل از انتخاب شدن بە ریاست جمهوری ایران و هم تا مدتی بعد از آن ، یکی دیگر از حلقەهای آنرا تشکیل می داد. بنابراین میزان سفاکی و جنایت پیشگی آقای خلخالی هر چە باشد بار گناهان بنی صدر را کم نخواهد کرد و تسلی خاطری برای ایشان نیست. تفاوت برخورد خلخالی و بنی صدر در مواجهە با یک چنین سئوالی در جای خود قابل توجە و تامل است. خلخالی بدون اینکە منکر اعمال و کردار خود شود بعدها هرگاە با چنین پرسشی روبرو می شد دست در آستین عبایش می کرد و کاغذی را برخ می کشید و ادعا می کرد کە حکم تمامی اعدامهایی کە بدست او صورت گرفتەاند بوسیلە خمینی صادر شدە است و ایشان بنا بە اعتقاداتشان بە حکم شرعی عمل کردە است.

هرچند از نظر هر انسانی این احتجاجات بی معنا و غیر قابل قبول جلوە می کند اما آقای بنی صدر هم بنظر من، دو راە بیشتر پیش رو ندارد؛ یا باید همانند خلخالی بپذیرند کە ایشان هم در دخمەهای هزار لای قدرت خمینی کارەای نبودەاند و علیرغم عناوین پرطمطراقی کە یدک می کشید در عالم واقع جایگاهی در سلسلە مراتب قدرت نداشتند و یا باید همچون عضو شورای انقلاب، رئیس جمهور وقت ایران و فرماندە کل قوا (اختیاری کە خمینی بە ایشان تفویض کردە بود) مسئولیت اعمال آن زمان خود را بە عهدە بگیرد. بهرحال حتی برای آقای بنی صدر هم شتر سواری دولا دولا ممکن نیست!
در همان ابتدای مصاحبە، آقای ابولحسن بنی صدر، ضمن انتقاد از فرمان جهاد از طرف آیت اللە خمینی، معتقد است کە "در آنجا [کردستان] یک جنگی بوده و کسی نمی تواند نسبت به کسانی که این جنگ را راه انداختند چشمش را ببندد و بگوید که حقشان بوده این جنگ را راه بیندازند". جنگی کە آقای بنی صدر بە آن اشارە می کنند؛ دقیقا چرا، چگونە و کجا آغاز شد؟ اگر حرف ایشان درست باشد، پیشدستی احزاب سیاسی کرد را در راە انداختن جنگ چگونە توصیح می دهید؟
محمد شافعی: جنگی در میان نبود. ما بحث مان راجع بە ماههای بلافاصلە بعد از انقلاب و فردای سرنگونی رژیم پادشاهی در ایران است. حقیقت این است کە نە فقط کردستان بلکە سرتاسر ایران را از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب، شور و هیجان انقلابی فرا گرفتە بود. جامعەای کە بعد از چند دهە تازە از زیر استبداد ستم شاهی و خمودگی سالیان قامت راست کردە بود و آخرین خمیازەهایش را می کشید انرژی و پتانسیل نهفتە فراوانی را باز پس می داد. در ایران یک انقلاب بمعنای جابجایی واقعی قدرت بوقوع پیوستە بود. برخلاف آنچە کە امسال در مثلا مصر رویداد، ارگانهای سرکوب و دستگاه بوروکراتیک دولتی بطور کامل از پای درآمدە و یا فلج شدە بودند. ادارات ساواک و بیشتر پادگانهای نظامی در شهرهای ایران، و از جملە در تهران، بدست جوانان و نیروهای انقلابی فتح شدە بودند. هزاران قبضە سلاح و مقادیر زیادی مهمات بدست مردم افتادە بود. گروه ها و احزاب سیاسی و نیروها و کانونهای مختلف اجتماعی در همە جا و بە پهنای ایران سر برآوردند. در غیاب و در نبود مراکز رسمی قدرت این نهادها و کانونهای مردمی عملا و دوفاکتو گردانندگان اصلی جامعە بودند. سلطە عملی دولت تازە استقرار یافتە در تهران، دیرتر از دیگر نقاط ایران بە کردستان بسط دادە شد. از همین رو بخش زیادی از وظایف ادارە جامعە و از جملە در هم شکستن مقاومت دستگاهای باز ماندە از رژیم سابق و یا خنثی کردن توطئەهای نیروهای ارتجاعی محلی، از جملە خوانین و مالکین، در دستور کار نیروهای سیاسی و نهادهای اجتماعی قرار گرفت.

در فرمان حملە خمینی بە کردستان ادعا شدە بود کە گویا عدەای "خرمن ها را می سوزانند و مردان و زنان مسلمان را در مسجدها بە گروگان گرفتەاند." تمامی این ادعا ها کە بنوعی آقای بنی صدر حالا هم آنهارا تکرار می کند کذب محض و خالی از حقیقت است. خرمنی آتش زدە نشد و کسی بە گروگان کسی در نیامد.
مذهبی نهال آزادی را همراە با بهار کوتاە عمر انقلاب ایران خشکاند و از بین برد. کردستان در این میان با دیگر نقاط ایران تفاوت داشت. کردستان از نظر روحانیت تازە بقدرت رسیدە نغمە ناسازی بود کە نابودی خود را در بقای آن می دید و آنرا بر نمی تابید. فرمان جهاد خمینی علیە مردم کرد چیزی نبود غیر از بسیج یکپارچە لایەهای واپس گرای جامعە ایران تحت لوای مذهب و علیە آزادی و آزادگی و امید بە رهایی کە انقلاب ایران براه انداختە بود و آخرین کورسوهایش در کردستان پیدا بود. آقای بنی صدر دارد از آن نیروهای کور و لجام گسیختە ارتجاع دفاع می کند.
آقای بنی صدر در همین مصاحبە بە یک روحانی کرد بە نام "حسن امینی" اشارە کردە اند کە گویا نقش مشاور آیت اللە، خمینی، دادن اطلاعات مربوط بە کردستان بە وی را داشتە است. همچنین( طبق گفتەهای آقای بنی صدر) ایشان آقای خمینی را برای حملە بە کردستان "برانگیختە" است. آقای امینی کیست و چە نقشی در رویدادهای پس از انقلاب در منطقەی کردستان داشت؟
محمد شافعی: خمینی نمایندگان خاص خود را داشت در کردستان و دیگر نقاط ایران. مسلما کسانی هم از کردستان برای دیدار او راهی قم و جماران و "بقول خودشان بیت امام " شدەاند. اینکە آیا آقای حسن امینی در میان این افراد بودەاند و اطلاعات خاص خود را بە خمیمی می رساندەاند، من نمی دانم.
آقای بنی صدر گفتەاند کە طرح ٦ مادەای کە بە ابتکار حزب دمکرات کردستان ایران آمدە شدە بود، از طرف شورای انقلاب "تصویب" شدە و وی آنرا اعلام کردە بودە است. همچنین آقای بنی صدر گفتەاند: خودمختاری بهانه آنها بود و در اصل چیز دیگری می خواستند جنگ خود را راه انداختند." در فاصلەی زمانی تقدیم طرح ٦ مادەای تا شروع جنگ چە اتفاقاتی افتاد؟
محمد شافعی: ببینید! مردم کرد با سقوط رژیم پادشاهی فرصتی پیدا کردند کە یکبار دیگر بطور دستجمعی، همچون یک ملت، و با صدای بلند بە محرومیتهای کە بر آنان تحمیل شدە اعتراض کنند و خواستەها و آرزوهایی فرو خوردەاشان را فریاد بزنند. بعد از انقلاب و تا قبل از حملە نیروهای رژیم تازە پا گرفتە در تهران، در کردستان شاهد تلاشهای عظیم ملتی هستیم کە علیرغم تحریم اقتصادی اعمال شدە از طرف حکومت مرکزی ایران، علیرغم بیکاری و فقر شدید اکثریت جامعە کردستان، مردم نهادهای فرهنگی و اجتماعی خود را بازسازی می کنند و یا بوجود می آورند، مراکز آموزشی و بهداشتی را راەاندازی می کنند. جمعیتها، کانونها و نهادهای مختلف سیاسی و فرهنگی تقریبا در تمامی شهرهای کردستان، پر رونق و با آزادی کامل در تلاش و فعالیت هستند. اتحادیەهای مختلف صنفی و کارگری و گروههای و احزاب سیاسی با دیدگاهها و ایدئولوژیهای متفاوت و در بیشتر موارد متضاد در کمال آزادی در بە فعالیت مشغول هستند. امنیت و آسایش عمومی بدرجە بسیار بالایی بر سرتاسر کردستان حاکم است. هرچند بە یمن انقلاب بهمن و خلع سلاح مراکز نظامی رژیم شاە مقادیر قابل توجهی سلاح و مهمات جنگی بدست مردم افتادە است اما میزان خشونت و خلافکاری بە نحو قابل توجهی پائین و ناچیز است. توجە داشتە باشیم در حالیکە کردستان در چنین حال و هوایی بسر می برد، در بقیە نقاط ایران و از جملە در تهران پایتخت دستەهای افسار گسیختە و کف بر لب حزب الە با شعارهایی از قبیل "حزب فقط حزب الە رهبر فقط روح الە" قدرت نفس کشیدن را از مردم بریدەاند.
طرح ٦ مادەای حزب دمکرات کردستان ایران کە آقای بنی صدر ادعا میکند توسط شورای انقلاب تصویب شدە است یکی از مجموعە تلاشهایی بود کە مردم کردستان و احزاب و نهادهایی کە آنان را نمایندگی میکردند برای جلوگیری از جنگ و پرهیز از خشونت بە حکومت مرکزی ارائە دادە شدە بود. این طرح نیز کە بە امید رسیدن بە توافق با حکومت تهران خواستهای مردم کردستان را بە شدت تخفیف دادە بود ناکام ماند و بە همان سرنوشتی گرفتار شد کە دیگر تلاشها و طرحهای مشابە بە آن دچار شدە بودند. برخلاف ادعای آقای بنی صدر نە این طرح و نە هیچیک از طرحها و پیشنهادات مردم کردستان مورد توجە و موافقت حکومت برآمدە از انقلاب ایران قرار نگرفت.
مردم کرد و احزاب سیاسی کردستان پیوستە بر این عقیدە پای فشردەاند کە مسئلە کردستان راه حل نظامی ندارد و برای جلوگیری و پرهیز از رودررویی نظامی آنچە را کە در توان داشتەاند بکار گرفتەاند: تشکیل هیات نمایندگی خلق کرد برای مذاکرە با حکومت مرکزی حول خواستها و مطالبات مردم کرد، شرکت در تظاهرات و تجمعات دهها هزار نفری در شهرهای مختلف کردستان برای رساندن صدای خود بە گوش حاکمان جدید ایران، تخلیە کامل یک شهر چند دە هزار نفری در کوچ تاریخی مردم مریوان برای اجتناب از رویارویی نظامی با نیروهای سرکوبگر رژیم اسلامی، راهپیمایی صدها کیلومتری جوانان کردستان، اینها و دهها نمونە دیگر گواه این ادعا هستند کە چگونە مردم و احزاب سیاسی کردستان با توسل بە شیوەهای متمدنانە و مسالمت آمیز تلاش کردەاند بە مطالبات سیاسی خود دست پیدا کنند. آنچە در کارنامە جمهوری اسلامی در این زمینە قابل مشاهدە است حجم زیادی از تبلیغات دروغین و دشمنانە علیە مردم کرد، تحریم اقتصادی مناطق کردنشین، راه انداختن جوخەهای اعدام و چوبەهای دار، بمباران و توپ باران شهرها و روستاهای کردستان، میلیتاریزە کردن مناطق کردنشین ایران و دست آخر ترور و از بین بردن کسانی است کە خود برای مذاکرە از آنان دعوت بعمل آوردە بودند. آقای بنی صدر اگر چە در همە این رذالت ها و جنایات و فریبکاریها دست نداشتەاند، اما بخش مهمی از این اتفاقات مربوط بە زمانی است کە ایشان بطور صوری هم بودە در پلەهای بالای نردبان قدرت در ایران جایگاە داشتەاند.
در همان مصاحبە آقای بنی صدر ضمن متهم کردن نیروهای سیاسی کردستان بە "دروغ گویی" مدعی است کە وی این فرمان معروف را کە "چکمەهایتان را درنیاورید تا غائلەی کردستان پایان یابد" را اصلا صادر نکردە و چنین حرفی نزدە است. اگر چنین است پس این جملە چگونە در کردستان بر سر زبان ها افتاد؟ چە کسی چنین فرمانی را صادر کرد؟
محمد شافعی: آقای بنی صدر از این نوع کلمات قصار و اظهار نظرهایی کە برایش مشکل آفرین شدند بسیار دارند! "شورا پورا مالید" و یا همین فرمان ایشان بە چکمە پوشان نظامی مواردی هستند کە در همان ایام انتقادات فراوانی را علیە ایشان بر انگیختند. زمانی حتی بسیار "عالمانە" اظهار داشت و مصرانە پافشاری میکرد کە مردم بپذیرند موی سر زن اگر با حجاب و روسری پوشاندە نشود موجب نوعی فعل و انفعالات شیمیایی (و یا الکتریسیتەای –دقیقا یادم نیست) می شود کە گویا عوارض اجتماعی زیانباری را موجب خواهد شد! بعدها گویا از این نظریە علمی نیز عدول کردەاند. آقای بنی صدر منکر بیان چنین جملەای نیستند. در همین مصاحبە مورد بحث شما اظهار میدارند کە گویا بە مناسبت دیگری چنین فرمانی صادر کردەاند. بنظر من این موصوع اهمیت جندانی ندارد. آنچە از نظر من در رابطە با آقای بنی صدر و مواضع ایشان حایز اهمیت است این است کە گذشت این همە سال و بویژە وقایع تکان دهندەای کە در یکی دو سال اخیر در ایران اتفاق افتاد انگار حتی تلنگری بە ذهن بستە ایشان وارد نیاوردە است. حوادث ٢ سال اخیر در ایران چنان بنیان امپراتوری فریب و دروغ و دسیسە جمهوری اسلامی را برملا ساختە اند کە فقط اذهان معیوب بر دادەها و دانستەهای بر گرفتە از دستگاە تبلیغی جمهوری اسلامی ایران شک نمی کنند.
در جواب یکی از پرسش ها، آقای بنی صدر ضمن متهم کردن حزب دمکرات و کوملە بە "بازیچە صدام" اظهار داشتەاند کە پس از تصویب خودمختاری از طرف دولت، کوملە و دمکرات "به ستون ارتش که از سنندج رد می شد اینها حمله کردند" و در ادامەی همان سوال گفتەاند: "روزهای اول انقلاب اینها در سنندج برخورد مسلحانه کردند و ژاندارمری را خلع سلاح کردند و به ستاد ارتش حمله کردند". شما بە مثابەی احزاب فعال کرد در آنزمان، آن رویداد را چگونە تشریح می کنید؟
محمد شافعی: همانطور کە در جواب یکی از سئوالات اشارە کردم شرایط حاکم در کردستان در این ایام انقلابی و ماه های بلافاصلە بعد از سرنگونی رژیم شاە مشابە دیگر نقاط ایران بود. مردم کردستان همگام و همسان با مردم مناطق دیگر ایران در انقلابی کە بە سرنگونی رژیم شاه انجامید پر حرارت و با قدرت شرکت کردە بودند و بدون شک توقع داشتند

حداقل خواستەهای خود را با پیروزی انقلاب برآوردە ببینند.
پادگانها و مراکز نظامی رژیم سابق در اذهان مردم کرد سمبل سبعیت و دیکتاتوری رژیم استبدادی پیشین بود. آنان می خواستند همانگونە با مراکز نظامی در کردستان معاملە شود کە مثلا مردم تهران با پادگانهای رژیم ساقط شدە کردند. شهروند سنندجی بە همان اندازە شهروند تهرانی برای خود حق آب و گل در ایران قائل بود. اگر خلع سلاح پادگانها در تهران کنش انقلابی محسوب می شد دلیلی وجود نداشت کە همین عمل در سنندج با تفسیر متفاوتی روبرو شود.
آقای بنی صدر مسلما چە آن موقع و چە حالا اطلاع داشتند و دستور توپ باران شهر سنندج مستقیما از طرف رئیس ستاد ارتش جمهوری اسلامی سرلشکر قرنی صادر شدە بود. تیمسار قرنی با بکار گیری هیلی کوپترهای توپدار و نیروهای گارد جاویدان رژیم سابق شهر را بە گلولە بست، با اعزام هواپیماهای جنگی و شکستن دیوار صوتی در صدد اخلال در مذاکرات نمایندگان مردم کرد و هیاتی کە از تهران بە سنندج آمدە بودند بر آمد. آقای بنی صدر مسلما می دانند کە سرهنگ صفری فرماندە لشکر ٢٨ سنندج کە در پادگان سنندج حضور داشت با این اقدامات رئیس ستاد ارتش بە مخالفت برخواست و آنرا غیر لازم و تحریک آمیز می دانست. آقای بنی صدر ایضا می دانند کە آقای احمد صدر حاج سید جوادی وزیر کشور وقت کە خود عضو هیات اعزامی بە کردستان بود طی یک تلفنگرام از سرلشکر قرنی می خواهد کە بە این عملیات تحریک آمیز پایان بدهد، اما رئیس ستاد ارتش جمهوری اسلامی کە مستقیما از خمینی فرمان می گرفت بە درخواست وزیر کشور هم وقعی ننهاد.
بە نظر آقای بنی صدر، جنگی کە در کردستان بە راە افتاد "به خودمختاری مطلقا ربط نداشت" و "در اصل چیز دیگری" می خواستید. خوب شما دقیقا در آن برهەی زمانی برای کردستان چی می خواستید؟
محمد شافعی: باید اعتراف کنم کە من همیشە با این نوع نگرش بە قضایایی از نوع قضیە کردستان اشکال دارم و دچار گیجی و آشفتگی فکر می شوم. ذهن من مقاومت بخرج می دهد و حاضر نیست بپذیرد کە شخصی چون بنی صدر با آن سابقە طولانی از فعالیت سیاسی در توضیح مسئلە پیچیدەای مثل مسئلە ملی در کردستان چنین استدلالات عوامانە و ابلهانەای را بخدمت بگیرد. از طرف دیگر نمی توانم بپذیرم کە شخصی در موقعیت فعلی آقای بنی صدر عالما عامدا چنین احتجاجاتی را نە بر مبنای باور بلکە بعنوان یک تاکتیک و حربە تبلیغی صرفا بمنظور بە اصطلاح "سیاە کردن" طرف خود بکار می برد. اگر آقای بنی صدر در سلسلە مراتب قدرت سیاسی در ایران کنونی بە نحوی مصدر کاری می بودند بر اساس اصل فایدە مندی، صرفنظر از بعد اخلاقی قضیە، بهرحال ممکن بود توضیح نە چندان محکمی برای توجیە چنین اظهاراتی دست و پا میکرد؛ اما هیچ کدام از این شرایط مخففە شامل حال آقای بنی صدر نمی شود و از آن رو فهم انگیزە واقعی چنین "توضیحاتی" برای من همچون یک معمای حل نشدە سر جای خود باقی می ماند.
مسئلە کرد در ایران را از یک طرف باید همچون مسئلەای با عمق و ریشەهای معین تاریخی در نظر گرفت. لازم نیست برای درک این مطلب بە گذشتە های دور دست تاریخ سفر کنیم. برشی از حوادث تاریخی قرن گذشتە-قرن بیستم- نشان می دهد کە چگونە مسئلە کرد در حیات تمامی نسلهای نخبگان کرد کە در این قرن زندگی کردەاند حضوری متداوم داشتە است. از قیام شیخ عبیدالە تا شورش سمکو، از جمهوری مهاباد تا حوادث سالهای ١٣٤٦-١٣٤٧ و سرانجام مبارزات حق طلبانە و آزادخواهانە مردم کرد بعد از انقلاب سال ٥٧ در مقابل سرکوبگریهای رژیم جمهوری اسلامی شمایی از این عمق تاریخی را نشان می دهند.
علاوە بر این و از طرف دیگر موضوع و مسئلە ملی در کردستان بە هیچ وجهە مسئلەای تنها مربوط بە خواص و نخبەی کرد نیست. بە جرات می توان گفت هیچ کدام از دیگر مسایل اجتماعی بە اندازە مسئلە ملی قدرت بسیج و بە حرکت واداشتن تودەهای مردم کرد را دارا نیستند.
بسط و انکشاف جغرافیایی مسئلە ملی کرد در ایران براحتی مرز تفاوتهای مذهبی و گویشهای مختلف کردی را در می نوردد. بعد منطقەای مسئلە کرد در خاورمیانە بە پیچیدگی معضل کرد در ایران می افزاید. مسئلە کرد در دیگر بخشهای کردستان عراق، ترکیە و سوریە و تحولاتی کە هر کدام از این جوامع از سر می گذرانند بر روند تحولات در داخل کردستان ایران تاثیرات و عوارض بلاواسطە و مستقیم دارند. کنشگران سیاسی و نخبەگان ایرانی بطور قطع با چشمان باز و واقع بینانە بە قضیە نگاە می کنند. بحران کرد در ایران یک بحران ساختاری است و راه حل آن باید همە پیچیدگیهای ذاتی این موضوع را مد نظر داشتە باشد. دنبال دست ایادی بیگانە گشتن و تمسک بە صدام حسین و مخابرات عراق آنگونە کە آقای بنی صدر در پاریس دوست دارند مسئلە کرد را توضیح بدهند و یا دنبال رد پای استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل و استعمار روس و انگلیس گشتن آنگونە کە همگنان ایشان در تهران بە آن مشغولند رە بجایی نخواهد برد.
**********************در همین زمینە:
مصاحبە با آقای ابوالحسن بنی صدر
مصاحبە با آقای حسن شرفی
احزاب سیاسی کورد مانند کوملە و حزب دمکرات کردستان ایران خواهان خودمختاری برای کردستان و ادارەی امر منطقە بە وسیلەی نیروهای محلی بودند. و در این راستا مذاکراتی میان نیروهای سیاسی کورد انجام گرفتە بود. هیات های طرفین میان کردستان-تهران در رفت و آمد بودند تا بلکە بتوانند بە راە حلی دست یابند.
در هر صورت مذاکرات طرفین بە بن بست رسید و در نتیجە با فرمان جهاد آیت اللە خمینی در تاریخ ٢٧ مردادماە ١٣٥٨ علیە نیروهای فعال در منطقە، رویدادها و مناسبات دولت مرکزی با کردستان وارد فاز نوینی شد. خمینی بە نیروهای زمینی، هوایی و دریایی دستور داد تا "غائلەی کردستان" را خاتمە دهند و بدین ترتیب جنگی درگرفت کە عواقب ناگواری، بە لحاظ تلفات انسانی و هدر رفتن منابع اقتصادی، برجای گذاشت.
در کردستان مردم آقای بنی صدر را با جملەی معروفش می شناسند: "تا سرکوبی غائله کردستان پوتین ها را از پا در نیاورید"، وی اما طی یک مصاحبە با سایت "مرکز اسناد حقوق بشر ایران"، ضمن رد چنین بیانی، آنرا "دروغ پراکنی" خواند.
اینک پس از بیش از سە دهە، طرفین درگیر روایت متفاوتی از رخدادهای گذشتە دارند. دولت و رژیم جمهوری اسلامی ایران و همچنین احزاب فعال در منطقە همدیگر را بە پیشدستی و شروع جنگ متهم می کنند. دولت نیروهای سیاسی کورد را بە تماس و دریافت همکاری لجستیکی و مالی با کشورهای بیگانە متهم می کند. در مقابل احزاب کرد، رژیم را بە جنگ افروزی، وقت کشی، نقض حقوق بشر و جنایات جنگی متهم می نمایند.
در این میان مصاحبە "مرکز اسناد حقوق بشر ایران" با آقای ابوالحسن بنی صدر پیرامون صدور فرمان حملە بە کردستان و اتفاقات جاری، بە منزلەی گشودن مجدد پروندەی مذکور بود.
بدین منظور این بار مصاحبەای با آقای "محمد شافعی"، از اعضای رهبری حزب کوملەی کردستان ایران، مصاحبەای انجام گرفتە است. بە امید اینکە بتواند باب بحث و گفتگوی بیشتری را در این زمینە بگشاید.

سیامک حیدری
siamak_hd@yahoo.com
*****************************طی مصاحبەای کە آقای بنی صدر با "مرکز اسناد حقوق بشر ایران" انجام دادە است، جنایات و نقض حقوق بشر را در سال های ١٣٥٨ بە بعد را بە گردن آیت اللە خلخالی، رئیس دادگاە انقلاب اسلامی می اندازد. شما نقش وی را بە عنوان رئیس جمهور وقت ایران در سرکوب های پس از پیروزی انقلاب را در کردستان چگونە ارزیانی می کنید؟
محمد شافعی: خلخالی بدون شک یکی از عناصر دستگاە سرکوب و کشتاری بود کە رژیم اسلامی تازە بقدرت رسیدە در ایران راە انداختە بود. او با دستگیریهای فلەای و محاکمات چند دقیقەای تعداد زیادی از جوانان و انسانهای بیگناە را در کردستان بە جوخەهای اعدام سپرد و بە همین جهت بە درست بە جلاد خلق کرد زبانزد شد. اما خلخالی در خدمت و کمر بستە دستگاهی بود کە آقای بنی صدر هم چە قبل از انتخاب شدن بە ریاست جمهوری ایران و هم تا مدتی بعد از آن ، یکی دیگر از حلقەهای آنرا تشکیل می داد. بنابراین میزان سفاکی و جنایت پیشگی آقای خلخالی هر چە باشد بار گناهان بنی صدر را کم نخواهد کرد و تسلی خاطری برای ایشان نیست. تفاوت برخورد خلخالی و بنی صدر در مواجهە با یک چنین سئوالی در جای خود قابل توجە و تامل است. خلخالی بدون اینکە منکر اعمال و کردار خود شود بعدها هرگاە با چنین پرسشی روبرو می شد دست در آستین عبایش می کرد و کاغذی را برخ می کشید و ادعا می کرد کە حکم تمامی اعدامهایی کە بدست او صورت گرفتەاند بوسیلە خمینی صادر شدە است و ایشان بنا بە اعتقاداتشان بە حکم شرعی عمل کردە است.

هرچند از نظر هر انسانی این احتجاجات بی معنا و غیر قابل قبول جلوە می کند اما آقای بنی صدر هم بنظر من، دو راە بیشتر پیش رو ندارد؛ یا باید همانند خلخالی بپذیرند کە ایشان هم در دخمەهای هزار لای قدرت خمینی کارەای نبودەاند و علیرغم عناوین پرطمطراقی کە یدک می کشید در عالم واقع جایگاهی در سلسلە مراتب قدرت نداشتند و یا باید همچون عضو شورای انقلاب، رئیس جمهور وقت ایران و فرماندە کل قوا (اختیاری کە خمینی بە ایشان تفویض کردە بود) مسئولیت اعمال آن زمان خود را بە عهدە بگیرد. بهرحال حتی برای آقای بنی صدر هم شتر سواری دولا دولا ممکن نیست!
در همان ابتدای مصاحبە، آقای ابولحسن بنی صدر، ضمن انتقاد از فرمان جهاد از طرف آیت اللە خمینی، معتقد است کە "در آنجا [کردستان] یک جنگی بوده و کسی نمی تواند نسبت به کسانی که این جنگ را راه انداختند چشمش را ببندد و بگوید که حقشان بوده این جنگ را راه بیندازند". جنگی کە آقای بنی صدر بە آن اشارە می کنند؛ دقیقا چرا، چگونە و کجا آغاز شد؟ اگر حرف ایشان درست باشد، پیشدستی احزاب سیاسی کرد را در راە انداختن جنگ چگونە توصیح می دهید؟
محمد شافعی: جنگی در میان نبود. ما بحث مان راجع بە ماههای بلافاصلە بعد از انقلاب و فردای سرنگونی رژیم پادشاهی در ایران است. حقیقت این است کە نە فقط کردستان بلکە سرتاسر ایران را از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب، شور و هیجان انقلابی فرا گرفتە بود. جامعەای کە بعد از چند دهە تازە از زیر استبداد ستم شاهی و خمودگی سالیان قامت راست کردە بود و آخرین خمیازەهایش را می کشید انرژی و پتانسیل نهفتە فراوانی را باز پس می داد. در ایران یک انقلاب بمعنای جابجایی واقعی قدرت بوقوع پیوستە بود. برخلاف آنچە کە امسال در مثلا مصر رویداد، ارگانهای سرکوب و دستگاه بوروکراتیک دولتی بطور کامل از پای درآمدە و یا فلج شدە بودند. ادارات ساواک و بیشتر پادگانهای نظامی در شهرهای ایران، و از جملە در تهران، بدست جوانان و نیروهای انقلابی فتح شدە بودند. هزاران قبضە سلاح و مقادیر زیادی مهمات بدست مردم افتادە بود. گروه ها و احزاب سیاسی و نیروها و کانونهای مختلف اجتماعی در همە جا و بە پهنای ایران سر برآوردند. در غیاب و در نبود مراکز رسمی قدرت این نهادها و کانونهای مردمی عملا و دوفاکتو گردانندگان اصلی جامعە بودند. سلطە عملی دولت تازە استقرار یافتە در تهران، دیرتر از دیگر نقاط ایران بە کردستان بسط دادە شد. از همین رو بخش زیادی از وظایف ادارە جامعە و از جملە در هم شکستن مقاومت دستگاهای باز ماندە از رژیم سابق و یا خنثی کردن توطئەهای نیروهای ارتجاعی محلی، از جملە خوانین و مالکین، در دستور کار نیروهای سیاسی و نهادهای اجتماعی قرار گرفت.

در فرمان حملە خمینی بە کردستان ادعا شدە بود کە گویا عدەای "خرمن ها را می سوزانند و مردان و زنان مسلمان را در مسجدها بە گروگان گرفتەاند." تمامی این ادعا ها کە بنوعی آقای بنی صدر حالا هم آنهارا تکرار می کند کذب محض و خالی از حقیقت است. خرمنی آتش زدە نشد و کسی بە گروگان کسی در نیامد.
" در فرمان حملە خمینی بە کردستان ادعا شدە بود کە گویا عدەای "خرمن ها را می سوزانند و مردان و زنان مسلمان را در مسجدها بە گروگان گرفتەاند." تمامی این ادعا ها کە بنوعی آقای بنی صدر حالا هم آنهارا تکرار می کند کذب محض و خالی از حقیقت است. خرمنی آتش زدە نشد و کسی بە گروگان کسی در نیامد "حقیقت این است کە چند ماه بعد از انقلاب ارتجاع سیاە
مذهبی نهال آزادی را همراە با بهار کوتاە عمر انقلاب ایران خشکاند و از بین برد. کردستان در این میان با دیگر نقاط ایران تفاوت داشت. کردستان از نظر روحانیت تازە بقدرت رسیدە نغمە ناسازی بود کە نابودی خود را در بقای آن می دید و آنرا بر نمی تابید. فرمان جهاد خمینی علیە مردم کرد چیزی نبود غیر از بسیج یکپارچە لایەهای واپس گرای جامعە ایران تحت لوای مذهب و علیە آزادی و آزادگی و امید بە رهایی کە انقلاب ایران براه انداختە بود و آخرین کورسوهایش در کردستان پیدا بود. آقای بنی صدر دارد از آن نیروهای کور و لجام گسیختە ارتجاع دفاع می کند.
آقای بنی صدر در همین مصاحبە بە یک روحانی کرد بە نام "حسن امینی" اشارە کردە اند کە گویا نقش مشاور آیت اللە، خمینی، دادن اطلاعات مربوط بە کردستان بە وی را داشتە است. همچنین( طبق گفتەهای آقای بنی صدر) ایشان آقای خمینی را برای حملە بە کردستان "برانگیختە" است. آقای امینی کیست و چە نقشی در رویدادهای پس از انقلاب در منطقەی کردستان داشت؟
محمد شافعی: خمینی نمایندگان خاص خود را داشت در کردستان و دیگر نقاط ایران. مسلما کسانی هم از کردستان برای دیدار او راهی قم و جماران و "بقول خودشان بیت امام " شدەاند. اینکە آیا آقای حسن امینی در میان این افراد بودەاند و اطلاعات خاص خود را بە خمیمی می رساندەاند، من نمی دانم.
آقای بنی صدر گفتەاند کە طرح ٦ مادەای کە بە ابتکار حزب دمکرات کردستان ایران آمدە شدە بود، از طرف شورای انقلاب "تصویب" شدە و وی آنرا اعلام کردە بودە است. همچنین آقای بنی صدر گفتەاند: خودمختاری بهانه آنها بود و در اصل چیز دیگری می خواستند جنگ خود را راه انداختند." در فاصلەی زمانی تقدیم طرح ٦ مادەای تا شروع جنگ چە اتفاقاتی افتاد؟
محمد شافعی: ببینید! مردم کرد با سقوط رژیم پادشاهی فرصتی پیدا کردند کە یکبار دیگر بطور دستجمعی، همچون یک ملت، و با صدای بلند بە محرومیتهای کە بر آنان تحمیل شدە اعتراض کنند و خواستەها و آرزوهایی فرو خوردەاشان را فریاد بزنند. بعد از انقلاب و تا قبل از حملە نیروهای رژیم تازە پا گرفتە در تهران، در کردستان شاهد تلاشهای عظیم ملتی هستیم کە علیرغم تحریم اقتصادی اعمال شدە از طرف حکومت مرکزی ایران، علیرغم بیکاری و فقر شدید اکثریت جامعە کردستان، مردم نهادهای فرهنگی و اجتماعی خود را بازسازی می کنند و یا بوجود می آورند، مراکز آموزشی و بهداشتی را راەاندازی می کنند. جمعیتها، کانونها و نهادهای مختلف سیاسی و فرهنگی تقریبا در تمامی شهرهای کردستان، پر رونق و با آزادی کامل در تلاش و فعالیت هستند. اتحادیەهای مختلف صنفی و کارگری و گروههای و احزاب سیاسی با دیدگاهها و ایدئولوژیهای متفاوت و در بیشتر موارد متضاد در کمال آزادی در بە فعالیت مشغول هستند. امنیت و آسایش عمومی بدرجە بسیار بالایی بر سرتاسر کردستان حاکم است. هرچند بە یمن انقلاب بهمن و خلع سلاح مراکز نظامی رژیم شاە مقادیر قابل توجهی سلاح و مهمات جنگی بدست مردم افتادە است اما میزان خشونت و خلافکاری بە نحو قابل توجهی پائین و ناچیز است. توجە داشتە باشیم در حالیکە کردستان در چنین حال و هوایی بسر می برد، در بقیە نقاط ایران و از جملە در تهران پایتخت دستەهای افسار گسیختە و کف بر لب حزب الە با شعارهایی از قبیل "حزب فقط حزب الە رهبر فقط روح الە" قدرت نفس کشیدن را از مردم بریدەاند.
طرح ٦ مادەای حزب دمکرات کردستان ایران کە آقای بنی صدر ادعا میکند توسط شورای انقلاب تصویب شدە است یکی از مجموعە تلاشهایی بود کە مردم کردستان و احزاب و نهادهایی کە آنان را نمایندگی میکردند برای جلوگیری از جنگ و پرهیز از خشونت بە حکومت مرکزی ارائە دادە شدە بود. این طرح نیز کە بە امید رسیدن بە توافق با حکومت تهران خواستهای مردم کردستان را بە شدت تخفیف دادە بود ناکام ماند و بە همان سرنوشتی گرفتار شد کە دیگر تلاشها و طرحهای مشابە بە آن دچار شدە بودند. برخلاف ادعای آقای بنی صدر نە این طرح و نە هیچیک از طرحها و پیشنهادات مردم کردستان مورد توجە و موافقت حکومت برآمدە از انقلاب ایران قرار نگرفت.
مردم کرد و احزاب سیاسی کردستان پیوستە بر این عقیدە پای فشردەاند کە مسئلە کردستان راه حل نظامی ندارد و برای جلوگیری و پرهیز از رودررویی نظامی آنچە را کە در توان داشتەاند بکار گرفتەاند: تشکیل هیات نمایندگی خلق کرد برای مذاکرە با حکومت مرکزی حول خواستها و مطالبات مردم کرد، شرکت در تظاهرات و تجمعات دهها هزار نفری در شهرهای مختلف کردستان برای رساندن صدای خود بە گوش حاکمان جدید ایران، تخلیە کامل یک شهر چند دە هزار نفری در کوچ تاریخی مردم مریوان برای اجتناب از رویارویی نظامی با نیروهای سرکوبگر رژیم اسلامی، راهپیمایی صدها کیلومتری جوانان کردستان، اینها و دهها نمونە دیگر گواه این ادعا هستند کە چگونە مردم و احزاب سیاسی کردستان با توسل بە شیوەهای متمدنانە و مسالمت آمیز تلاش کردەاند بە مطالبات سیاسی خود دست پیدا کنند. آنچە در کارنامە جمهوری اسلامی در این زمینە قابل مشاهدە است حجم زیادی از تبلیغات دروغین و دشمنانە علیە مردم کرد، تحریم اقتصادی مناطق کردنشین، راه انداختن جوخەهای اعدام و چوبەهای دار، بمباران و توپ باران شهرها و روستاهای کردستان، میلیتاریزە کردن مناطق کردنشین ایران و دست آخر ترور و از بین بردن کسانی است کە خود برای مذاکرە از آنان دعوت بعمل آوردە بودند. آقای بنی صدر اگر چە در همە این رذالت ها و جنایات و فریبکاریها دست نداشتەاند، اما بخش مهمی از این اتفاقات مربوط بە زمانی است کە ایشان بطور صوری هم بودە در پلەهای بالای نردبان قدرت در ایران جایگاە داشتەاند.
" اما بخش مهمی از این اتفاقات مربوط بە زمانی است کە ایشان بطور صوری هم بودە در پلەهای بالای نردبان قدرت در ایران جایگاە داشتەاند "
در همان مصاحبە آقای بنی صدر ضمن متهم کردن نیروهای سیاسی کردستان بە "دروغ گویی" مدعی است کە وی این فرمان معروف را کە "چکمەهایتان را درنیاورید تا غائلەی کردستان پایان یابد" را اصلا صادر نکردە و چنین حرفی نزدە است. اگر چنین است پس این جملە چگونە در کردستان بر سر زبان ها افتاد؟ چە کسی چنین فرمانی را صادر کرد؟
محمد شافعی: آقای بنی صدر از این نوع کلمات قصار و اظهار نظرهایی کە برایش مشکل آفرین شدند بسیار دارند! "شورا پورا مالید" و یا همین فرمان ایشان بە چکمە پوشان نظامی مواردی هستند کە در همان ایام انتقادات فراوانی را علیە ایشان بر انگیختند. زمانی حتی بسیار "عالمانە" اظهار داشت و مصرانە پافشاری میکرد کە مردم بپذیرند موی سر زن اگر با حجاب و روسری پوشاندە نشود موجب نوعی فعل و انفعالات شیمیایی (و یا الکتریسیتەای –دقیقا یادم نیست) می شود کە گویا عوارض اجتماعی زیانباری را موجب خواهد شد! بعدها گویا از این نظریە علمی نیز عدول کردەاند. آقای بنی صدر منکر بیان چنین جملەای نیستند. در همین مصاحبە مورد بحث شما اظهار میدارند کە گویا بە مناسبت دیگری چنین فرمانی صادر کردەاند. بنظر من این موصوع اهمیت جندانی ندارد. آنچە از نظر من در رابطە با آقای بنی صدر و مواضع ایشان حایز اهمیت است این است کە گذشت این همە سال و بویژە وقایع تکان دهندەای کە در یکی دو سال اخیر در ایران اتفاق افتاد انگار حتی تلنگری بە ذهن بستە ایشان وارد نیاوردە است. حوادث ٢ سال اخیر در ایران چنان بنیان امپراتوری فریب و دروغ و دسیسە جمهوری اسلامی را برملا ساختە اند کە فقط اذهان معیوب بر دادەها و دانستەهای بر گرفتە از دستگاە تبلیغی جمهوری اسلامی ایران شک نمی کنند.
در جواب یکی از پرسش ها، آقای بنی صدر ضمن متهم کردن حزب دمکرات و کوملە بە "بازیچە صدام" اظهار داشتەاند کە پس از تصویب خودمختاری از طرف دولت، کوملە و دمکرات "به ستون ارتش که از سنندج رد می شد اینها حمله کردند" و در ادامەی همان سوال گفتەاند: "روزهای اول انقلاب اینها در سنندج برخورد مسلحانه کردند و ژاندارمری را خلع سلاح کردند و به ستاد ارتش حمله کردند". شما بە مثابەی احزاب فعال کرد در آنزمان، آن رویداد را چگونە تشریح می کنید؟
محمد شافعی: همانطور کە در جواب یکی از سئوالات اشارە کردم شرایط حاکم در کردستان در این ایام انقلابی و ماه های بلافاصلە بعد از سرنگونی رژیم شاە مشابە دیگر نقاط ایران بود. مردم کردستان همگام و همسان با مردم مناطق دیگر ایران در انقلابی کە بە سرنگونی رژیم شاه انجامید پر حرارت و با قدرت شرکت کردە بودند و بدون شک توقع داشتند

حداقل خواستەهای خود را با پیروزی انقلاب برآوردە ببینند.
پادگانها و مراکز نظامی رژیم سابق در اذهان مردم کرد سمبل سبعیت و دیکتاتوری رژیم استبدادی پیشین بود. آنان می خواستند همانگونە با مراکز نظامی در کردستان معاملە شود کە مثلا مردم تهران با پادگانهای رژیم ساقط شدە کردند. شهروند سنندجی بە همان اندازە شهروند تهرانی برای خود حق آب و گل در ایران قائل بود. اگر خلع سلاح پادگانها در تهران کنش انقلابی محسوب می شد دلیلی وجود نداشت کە همین عمل در سنندج با تفسیر متفاوتی روبرو شود.
" اگر خلع سلاح پادگانها در تهران کنش انقلابی محسوب می شد دلیلی وجود نداشت کە همین عمل در سنندج با تفسیر متفاوتی روبرو شود "شاید روزهای متوالی گلولە باران و توپ باران شهر بە اضافە دهها کشتە و صدها زخمی و تعداد زیادی ساختمانهای سوختە و خانەهای ویران شدە لازم بود تا شهروند سنندجی و مردم دیگر مناطق کردستان پی ببرند کە در ایران اسلامی بعضی از شهروندان از بعضی دیگر "برابر" ترند.
آقای بنی صدر مسلما چە آن موقع و چە حالا اطلاع داشتند و دستور توپ باران شهر سنندج مستقیما از طرف رئیس ستاد ارتش جمهوری اسلامی سرلشکر قرنی صادر شدە بود. تیمسار قرنی با بکار گیری هیلی کوپترهای توپدار و نیروهای گارد جاویدان رژیم سابق شهر را بە گلولە بست، با اعزام هواپیماهای جنگی و شکستن دیوار صوتی در صدد اخلال در مذاکرات نمایندگان مردم کرد و هیاتی کە از تهران بە سنندج آمدە بودند بر آمد. آقای بنی صدر مسلما می دانند کە سرهنگ صفری فرماندە لشکر ٢٨ سنندج کە در پادگان سنندج حضور داشت با این اقدامات رئیس ستاد ارتش بە مخالفت برخواست و آنرا غیر لازم و تحریک آمیز می دانست. آقای بنی صدر ایضا می دانند کە آقای احمد صدر حاج سید جوادی وزیر کشور وقت کە خود عضو هیات اعزامی بە کردستان بود طی یک تلفنگرام از سرلشکر قرنی می خواهد کە بە این عملیات تحریک آمیز پایان بدهد، اما رئیس ستاد ارتش جمهوری اسلامی کە مستقیما از خمینی فرمان می گرفت بە درخواست وزیر کشور هم وقعی ننهاد.
" آقای احمد صدر حاج سید جوادی وزیر کشور وقت کە خود عضو هیات اعزامی بە کردستان بود طی یک تلفنگرام از سرلشکر قرنی می خواهد کە بە این عملیات تحریک آمیز پایان بدهد، اما رئیس ستاد ارتش جمهوری اسلامی کە مستقیما از خمینی فرمان می گرفت بە درخواست وزیر کشور هم وقعی ننهاد "آقای بنی صدر همە این حقایق را می دانند اما چرا ترجیح می دهند اینها را کتمان کنند و جنایات جمهوری اسلامی در کردستان را بە پای احزاب سیاسی و مردم کرد بنویسند فقط بوسیلە خود ایشان قابل توضیح است. تنها چیزی کە اینجا شاید لازم باشد بە آن اشارە شود توضیح این نکتە است کە عارضەی خست در راستگویی در آقای بنی صدر حداقل در رابطە با مردم کرد سابقەای طولانی دارد. در بهار سال ١٣٥٨ آقای بنی صدر کە همراه هیئت اعزامی از تهران بە سنندج آمدە بود بخاطر اظهارات غیر مسئولانە و دروغینی کە نسبت بە مردم کرد بیان داشتە بود هنگامی کە بە قصد سخنرانی پشت میکروفون رفت، با اعتراض یکپارچە جمعیت عظیمی کە آنجا جمع شدە بودند روبرو شد و نتوانست اجازە حرف زدن پیدا کند.
بە نظر آقای بنی صدر، جنگی کە در کردستان بە راە افتاد "به خودمختاری مطلقا ربط نداشت" و "در اصل چیز دیگری" می خواستید. خوب شما دقیقا در آن برهەی زمانی برای کردستان چی می خواستید؟
محمد شافعی: باید اعتراف کنم کە من همیشە با این نوع نگرش بە قضایایی از نوع قضیە کردستان اشکال دارم و دچار گیجی و آشفتگی فکر می شوم. ذهن من مقاومت بخرج می دهد و حاضر نیست بپذیرد کە شخصی چون بنی صدر با آن سابقە طولانی از فعالیت سیاسی در توضیح مسئلە پیچیدەای مثل مسئلە ملی در کردستان چنین استدلالات عوامانە و ابلهانەای را بخدمت بگیرد. از طرف دیگر نمی توانم بپذیرم کە شخصی در موقعیت فعلی آقای بنی صدر عالما عامدا چنین احتجاجاتی را نە بر مبنای باور بلکە بعنوان یک تاکتیک و حربە تبلیغی صرفا بمنظور بە اصطلاح "سیاە کردن" طرف خود بکار می برد. اگر آقای بنی صدر در سلسلە مراتب قدرت سیاسی در ایران کنونی بە نحوی مصدر کاری می بودند بر اساس اصل فایدە مندی، صرفنظر از بعد اخلاقی قضیە، بهرحال ممکن بود توضیح نە چندان محکمی برای توجیە چنین اظهاراتی دست و پا میکرد؛ اما هیچ کدام از این شرایط مخففە شامل حال آقای بنی صدر نمی شود و از آن رو فهم انگیزە واقعی چنین "توضیحاتی" برای من همچون یک معمای حل نشدە سر جای خود باقی می ماند.
مسئلە کرد در ایران را از یک طرف باید همچون مسئلەای با عمق و ریشەهای معین تاریخی در نظر گرفت. لازم نیست برای درک این مطلب بە گذشتە های دور دست تاریخ سفر کنیم. برشی از حوادث تاریخی قرن گذشتە-قرن بیستم- نشان می دهد کە چگونە مسئلە کرد در حیات تمامی نسلهای نخبگان کرد کە در این قرن زندگی کردەاند حضوری متداوم داشتە است. از قیام شیخ عبیدالە تا شورش سمکو، از جمهوری مهاباد تا حوادث سالهای ١٣٤٦-١٣٤٧ و سرانجام مبارزات حق طلبانە و آزادخواهانە مردم کرد بعد از انقلاب سال ٥٧ در مقابل سرکوبگریهای رژیم جمهوری اسلامی شمایی از این عمق تاریخی را نشان می دهند.
علاوە بر این و از طرف دیگر موضوع و مسئلە ملی در کردستان بە هیچ وجهە مسئلەای تنها مربوط بە خواص و نخبەی کرد نیست. بە جرات می توان گفت هیچ کدام از دیگر مسایل اجتماعی بە اندازە مسئلە ملی قدرت بسیج و بە حرکت واداشتن تودەهای مردم کرد را دارا نیستند.
بسط و انکشاف جغرافیایی مسئلە ملی کرد در ایران براحتی مرز تفاوتهای مذهبی و گویشهای مختلف کردی را در می نوردد. بعد منطقەای مسئلە کرد در خاورمیانە بە پیچیدگی معضل کرد در ایران می افزاید. مسئلە کرد در دیگر بخشهای کردستان عراق، ترکیە و سوریە و تحولاتی کە هر کدام از این جوامع از سر می گذرانند بر روند تحولات در داخل کردستان ایران تاثیرات و عوارض بلاواسطە و مستقیم دارند. کنشگران سیاسی و نخبەگان ایرانی بطور قطع با چشمان باز و واقع بینانە بە قضیە نگاە می کنند. بحران کرد در ایران یک بحران ساختاری است و راه حل آن باید همە پیچیدگیهای ذاتی این موضوع را مد نظر داشتە باشد. دنبال دست ایادی بیگانە گشتن و تمسک بە صدام حسین و مخابرات عراق آنگونە کە آقای بنی صدر در پاریس دوست دارند مسئلە کرد را توضیح بدهند و یا دنبال رد پای استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل و استعمار روس و انگلیس گشتن آنگونە کە همگنان ایشان در تهران بە آن مشغولند رە بجایی نخواهد برد.
**********************در همین زمینە:
مصاحبە با آقای ابوالحسن بنی صدر
مصاحبە با آقای حسن شرفی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر