| 35 فعال دانشجویی داخل کشور در پیامی به ضیا نبوی، تولد وی را تبریک گفته و مقاومت وی را ستوند.ضیا نبوی، فعال دفاع از حق تحصیل، روز 25 خردادماه 88 بازداشت شد و با وجود گذشت بیش از 2 سال و نیم از زمان دستگیریاش، همچنان بدون داشتن حق مرخصی در زندان به سر میبرد.ضیا نبوی در دادگاه به حکم سنگین 15 سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر، به 10 سال زندان و تبعید به زندان ایذه محکوم شد. وی هماکنون در بند مواد مخدر زندان کارون اهواز نگهداری میشود.زندانیان سیاسی در زندان اهواز، اعلام کردهاند در صورت عدم انتقالشان به بند امنیتی این زندان و ادامه نگهداری به همراه زندانیان معتاد، دست به اعتصاب غذا خواهند زد.متن پیام 35 فعال دانشجویی به شرح زیر است:ضیا جانیلدایی دیگر و سپیدهدمی دمادم. بیست و هشتمین شب بلند زندگیات را در دورترین و غریبترین آشناییهایت فتح میکنی. غرق در آرزو و امید از برای احقاق حق تحصیل، عصیان روزنههای کوچک نور و تمنای خلاء پوسیدهی ظلمت و ظلم برای به آغوش کشیدن فاتح قطعی خود.فتح جهل به دست انوار نحیف آگاهی که شاید نور کافی برای عرض اندام انسانیت فراهم شود. تا عشق را تاوان زندان نباشد، تعهد را تبعید و انسان بودن را شکنجه و تحقیر.. قلبهای تبدار ما در گوشه گوشهی وطن و در حصارهای هجو پستوی خاطر آزرده به یادت و به شوق آزادی میتپد.آنجا، میان مرز زندگی انسانی و حیوانی شمع شادباشی برای زادروزت نیست! بر شعلهی دل بدم که گرمای وجودت بر وفور آزادگی عالمی کناره گرفته باشد. خاکهای تبرّک غریبانههایمان، پرپیمانه کند پیاله چشمان صاحبان قدرت را!ضیای مابرای تویی که در کشورت اسیر و غریب و در تبعیدی، کشوری که شرافت را در بیدادگاه به جرم چراغافروزی به محرومیت مادامالعمر از “تحصیل” محکوم میکنند. اینجا، در آزادترین کشور دنیا! ، دانشگاه کم شده است از وفور تو، مهدیهها، مجیدها، بهارهها، کوهیارها، سعید ها، علی اکبرها…اما شب را نهایتیست! گرچه یلداترین باشد! روسیاهی میماند برای ظلمت…بعد از این شب، سحری دوباره برمیخیزد، گیرم تا بهار فصلی باقی! چه باک که روشنی خورشید نوبلوغ، خود عریانگر دروغها و تزویرهاست. گرچه سوز زمستانی روزگار ،چشمانش را در اشک شوق آزادی و درد “انسان” غرقه ساخته، اما آفتاب به مساوی میان دستان ما قسمت خواهد شد، حتی روزی که دیگر نباشیم.ضیا عزیزبه تنهاییهایت اخم کن، دیگر چیزی نمانده از زنگار آینه تاریخ ایرانمان، تا چشمها دوباره ببینند و گوشها دوباره بشنوند! نومید مردم را معادی مقدر نیست.تمام طول و عرض و عمق تاریکی شبهای یلدا، دلتنگی، غربت، حسرت، بهت، خاموشی، این ظلمت سر به فلک کشیده، دیوارهای قطور فاصله میان دستان ما، تمام یادها و یادگاریهای گلگون… بیا برقصانیمشان ضیاشب را نهایتیستمن از زبان صبح نمیگویمخواب سپیده نیز نمیبینماما شب را نهایتی است“میلادت مبارک”اسامی امضا کنندگان:ابوالفضل حاجیزادگانارسلان ابدیاسماعیل سلمانپوراشکان ذهابیانامین احمدیانامین نظریپیمان عارفجلیل رضائیحسام سلامتحسین قابلحنیف یزدانیدرسا سبحانیرضا عربسامان صفرزاییسعید یعقوبینژادسیاوش حاتمسیاوش رضائیانسیاوش سلیمینژادشیوا نظرآهاریعابد توانچهعلیاصغر آینهوندعلی صابریعلی عزیزیکاوه رضائیمحسن برزگرمحسن شالبافمحسن صنعتیپورمحمد اسماعیلزادهمحمد علمیمرتضی سمیاریمریم شفیعیپورمعین اسلامیجممیلاد حسینی کشتانمیلاد فدائی اصلناصر پویافر |
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر