برای فرزاد کمانگر و همه معلمان در راه اموزش انسانیت

برای فرزاد کمانگر و همه معلمان در راه اموزش انسانیت

جستجوی این وبلاگ

۱۰.۱۰.۹۲


فریاد وا اسلاما ; !




یکی از تاکتیک‌هایی که جناح راست علیه مطبوعات دولت آقای خاتمی در دوران اصلاحات به کار گرفته بودند «فریاد وا اسلاما» بود. اگر روزنامه یا هفته‌نامه‌ای مطلبی می‌نوشت که به مذاق جناح راست خوش نمی‌آمد یا در نتیجه مقداری بی‌توجهیِ غیرعمدی بدون آنکه واقعاً هم قصد و غرض يا نیتِ شوم و هدف ضد دینی در کار می‌بود، بلافاصله جناح راست و مخالفان اصلاحات به حرکت درمی‌آمدند. کفن پوشان به راه می‌افتادند براي مخالفت با نشریه‌ای با تیراژ پایین که چند صد یا حداکثر چند هزار نفر بیشتر مطلب آن را نخوانده بودند. ضمن آنکه واقعاً هم در اکثریت‌قریب‌به‌اتفاق موارد نیات سوء و قصد و غرضی هم در بین نمی‌بود؛ اما همان می‌شد مستمسکي برای یورش به آزادی مطبوعات. از فردایش سیلی از هجوم به راه می‌افتاد که «ما اجازه نخواهیم داد خون شهدا پایمال شود»؛ «جوانان متدین و حزب‌اللهی اجازه نخواهند داد تا عوامل آمریکا و صهیونیست به مقدسات این مردم توهین کنند» و... در طی دوران هشت‌ساله آقای احمدی‌نژاد و حاکمیت اصولگرایان، این داستان به آن صورت که در دوران اصلاحات اتفاق می‌افتاد عملاً تعطیل شده بود. البته در دوران دولت دهم هم بعد از اردیبهشت ۹۰ و ماجرای قهر و خانه‌نشینی 11 روزه آقای احمدی‌نژاد و شکاف برداشتن اتحاد میان دولت احمدی‌نژاد با عقبه اصولگرایش یکی دو باری باز سناریو «وا اسلاما» اتفاق افتاد؛ اما درمجموع چون در آن مقطع دولت و وزارت ارشاد «خودی» بودند نیازی به کفن‌پوشان نبود تا منحرفان و عبور کنندگان از «خط قرمز‌ها» را سر جایشان بنشانند.

اما به نظر می‌رسد بعد از پیروزی اصلاح‌طلبان در ۲۴ خرداد و تشکیل دولت آقای روحانی مجدداً اصولگرایان به زرادخانه‌هایشان رفته و در حال روغن‌کاری و سرویس كردن توپخانه «وا اسلاما» هستند تا توپخانه خود را بیرون بياورند و بر سر رسانه‌ها و مطبوعات طرفدار دولت بالأخص نشریات اصلاح‌طلب شلیک را آغاز کنند. مشکل اینجاست که اگر بنا بر فرصت‌طلبی و استفاده سیاسی و ابزاری از دین باشد، به هر نوشته و تفسیری می‌توان انگ ضد دینی چسباند و با به راه انداختن غوغای «وا اسلاما» درب آن روزنامه را بست، یا آن سایت را تعطیل كرد و نویسنده را هم به بهانه توهین به مقدسات و حتی ارتداد به صلابه کشید. جالب است که آقایان اصولگرا زمانی که در اپوزيسیون هستند و دارند سربالایی را بالا می‌روند تا به قدرت برسند، سخنان دل‌نشین و آزادی‌خواهانه بسیاری در باب تاکید اسلام بر تحمل، بردباری و مدارا بیان می‌کنند. می‌گویند که ما برحسب آموزش قرآن کریم معتقد هستیم که همه اقوال باید گفته شود تا مسلمین بهترین را انتخاب کنند. یا می‌گویند امام جعفر صادق (ع) پنج هزار شاگرد داشتند و در میان آنان منکرین، طبیعیون، باطنیه و... هم حضور داشتند و در محضر آن امام همام عقایدشان را بدون ترس و واهمه بیان می‌کردند و سپس شاگردان حضرت با آن‌ها وارد بحث و مناظره می‌شدند. یا اظهار می‌دارند مرحوم استاد شهید مرتضی مطهری اصرار داشتند که در دانشکده الهیات و معارف اسلامی مارکسیست‌ها هم حاضر شوند و مطالب علیه دین و اسلام را هم بیان کنند تا به آن‌ها پاسخ داده شود؛ اما همه این حرف‌ها وقتی‌که اصولگرایان به قدرت می‌رسند فراموش می‌شود. تنها حرف و سخنی که می‌ماند رعایت «خط قرمز‌ها»، «اجازه توهین ندادن‌ها»، رسالت و وظیفه «جلوگیری از گمراه شدن جوانان» و در یک‌کلام بستن دهان هرکسی است که اصولگرایان افکار و عقاید او را دوست ندارند و گوینده را در خط و جبهه خودشان نمی‌پندارند.

البته که این فقط خداوند سبحان است که از باطن انسان‌ها آگاه است؛ اما اگر روزی روزگاری اسبابی فراهم می‌آمد که می‌شد از باطن و قصد و غرض خیلی از «وا اسلاما» گویان ازجمله صدا و سیما و تریبون‌های دولتی آگاهی پیدا می‌کردیم، احتمالاً شگفت‌زده می‌شدیم از اینکه چقدر نیت «وا اسلاما» گویان اسلام بوده و واقعاً درد دین داشته‌اند و چقدر پای قدرت و سیاست وسط بوده.

هیچ نظری موجود نیست: