شباهت ها و تفاوت های خاتمی و روحانی
صدای ایران- یکی از دلایل برخی افراد که در 24 خرداد 92 رأی خود را به نام حسن روحانی نوشتند حمایت سید محمد خاتمی و آیتالله هاشمی رفسنجانی از ایشان بود. آنها معتقد بودند روحانی قرابت زیادی به آقای خاتمی دارد و حتی شباهتهایی نیز میان این دو دیده میشود. اکنونکه پنج ماه از شروع به کار دولت آقای روحانی میگذرد سراغ یکی از حامیان ایشان در زمان انتخابات ریاست جمهوری رفتیم تا نسبت میان خاتمی و روحانی را با تشریح شباهتها و تفاوتهای آنها با یکدیگر روشن سازد. دکتر صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در گفتگو با خبرنگار صدای ایران ضمن تمیز شباهتها و تفاوتهای رئیسجمهور فعلی با رئیسجمهور اسبق کشورمان به بیان اولین انتقاد جدی خود نسبت به آقای روحانی پرداخت. آنچه در ادامه میخوانید گفتگوی خبرنگار صدای ایران با صادق زیباکلام است.
صدای ایران : آقای دکتر! خیلیها معتقدند میان آقای روحانی و خاتمی شباهتهایی وجود دارد. جنابعالی چه شباهتها و تفاوتهایی میان آقای روحانی و خاتمی میبینید؟
زیباکلام: شباهتها بیشتر در عرصه بینالملل و تا حدودی هم در عرصه داخلی خود را نشان میدهد. زمانی که آقای خاتمی در خرداد 76 به رئیسجمهوری رسیدند دنیا و بهخصوص غربیها شگفتزده شدند. چرا که برای اولین بار شاهد رئیسجمهوری در ایران بودند که برای آمریکا و غربیها آرزوی مرگ، نیستی و نابودی نمیکرد. آنها شاهد ظهور رئیسجمهوری در ایران بودند که دست دوستی و مودت بهطرف دنیا دراز کرده بود و صحبت از مفاهمه و گفتگوی تمدنها میکرد. آقای روحانی تا حدود زیادی یادآور آن گفتمان هستند و به نظر من این موضوع مهمترین شباهت ایشان با آقای خاتمی است.
اما در عرصه داخلی تشابهات میان این دو نفر تا حدود زیادی کم میشود. آقای خاتمی روی آزادی مطبوعات، آزادی اندیشه و حاکمیت قانون خیلی تاکید داشتند، اما آقای روحانی روی این موضوعات خیلی تاکید و اصرار ندارند و از این موضوع میتوان بهعنوان تفاوت آقای خاتمی و روحانی یادکرد.
تفاوت دیگر اینکه آقای خاتمی نگران نبودند که اصولگرایان درباره ایشان و موضعگیریها و گفتمان ایشان چه واکنشی نشان میدهند؛ اما آقای روحانی دقیقاً برعکس هستند و به نظر میرسد دغدغه زیادی دارند که موضعگیریهایشان اگر به مذاق اصولگرایان خوشایند نباشد آنها چه واکنشی نشان خواهند داد.
آقای خاتمی درمجموع ابایی در گفتن آنچه که فکر میکردند به نفع کشور است نداشتند؛ اما به نظر میرسد آقای روحانی دغدغه زیادی دارند که سخنانشان باعث تحریک و موضعگیری جناح راست نشود. در خصوص انتخاب همکاران نیز میان این دو نفر تفاوت وجود دارد. آقای خاتمی مصر بودند که همکارانشان در خط فکری خودشان باشد؛ اما به نظر میرسد آقای روحانی تا حدودی از این بابت با آقای هاشمی رفسنجانی شباهت دارند. چرا که در هر دو دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی هم شاهد حضور وزرا و افرادی بودیم که به منتهیالیه جناح راست متعلق بودند و هم شاهد حضور دگراندیشان و کسانی بودیم که متعلق به جناح چپ بودند. بهعبارتدیگر تاکید آقای هاشمی بیشتر روی کارایی و کارآمدی بود.
صدای ایران : آیا از این منظر میتوان گفت آقای خاتمی بیشتر متعلق به پایگاه روشنفکری جامعه است و آقای روحانی بیشتر رویکردی پراگماتیستی به سیاست دارد؟
زیباکلام: دقیقاً همینطور است. آقای خاتمی بیشتر روی جنبههای فکری و پایبندی همکاران ایشان بر توسعه سیاسی و جامعه مدنی اصرار داشتند؛ اما به نظر میرسد از این بابت آقای روحانی تا حدود زیادی به آقای هاشمی شباهت دارند. بهطوریکه در دولت ایشان هم تفکرات راست وجود دارد که سمبل آن آقای رحمانی فضلی وزیر کشور و همچنین وزیر دفاع است و هم افرادی همچون دکتر فرجی دانا، دکتر محمدعلی نجفی، دکتر توفیقی و بیژن نامدار زنگنه در دولت حضور دارند.
صدای ایران : آقای دکتر! برخیها معتقدند رگههایی از پوپولیسم آقای احمدینژاد در آقای روحانی نیز وجود دارد. شاهد مثال این عده سخنان اخیر آقای روحانی در جمع مردم خوزستان است که فرمودند توافق ژنو به معنای تسلیم شدن شرق و غرب در مقابل ملت ایران است. آیا شما هم با نظر این عده موافقید؟
زیباکلام: باکمال تأسف با این موضوع موافقم. چرا که امیدوارم بودم در پاسخ به چنین سؤالی پاسخ منفی بدهم؛ اما متأسفانه باید بگویم بله همینطور است و تفاوت دیگر آقای روحانی با آقای خاتمی همین است که آقای خاتمی هیچگاه حاضر نشد تن به پوپولیسم بدهد و مطالبی بگوید که باعث تهییج افکار عمومی و مخاطبین ایشان شود؛ اما به نظر میرسد آقای روحانی متأسفانه هر از گاهی دمی به خمره میزند و ابایی از پوپولیسم ندارد که نمونه بارز و تأسفبار آن همین مطالبی بود که در خوزستان گفتند. به نظر من بیان این صحبتها از سوی ایشان بسیار نامناسب بود و برای افراد تحصیلکرده و کتابخوان جامعه فارغ از اینکه صحبت ایشان هیچ واقعیتی نداشت درعینحال تأسفآور هم بود.
صدای ایران : آقای دکتر! ما بعد از هشت سال دوران اصلاحات شاهد حضور فردی به نام آقای احمدینژاد بودیم. آیا این امکان وجود دارد و چطور ممکن است بعد از ریاست جمهوری آقای روحانی (4 یا 8 سال) دوباره فردی همچون احمدینژاد روی کار بیاید؟
زیباکلام: اگر آقای روحانی نتواند موضوع هستهای را حل کند و تغییر و تحولات بنیادین دستکم در حوزه اقتصاد به وجود بیاورد، این اتفاق ممکن است روی دهد و فردی پوپولیست در جناح راست روی کار بیاید.
صدای ایران : برخی کارشناسان معتقدند عمر سیاسی آقای احمدینژاد تمامشده است. به نظر شما آیا امکان بازگشت ایشان به عرصه سیاست کشور وجود دارد یا خیر؟
زیباکلام: با توجه به کارنامه آقای احمدینژاد که خود اصولگرایان هم مجبور شدند اذعان کنند خیلی غمانگیز بوده و با توجه به اینکه آقای احمدینژاد نشان داد حاضر نیست از آقای مشایی جدا شود، بنده معتقدم علیرغم داراییهای خیلی زیادی که آقای احمدینژاد برای اصولگرایان دارد عمر سیاسی ایشان به سر آمده است.
اگر به هر دلیلی آقای روحانی نتواند در 4 سال پیشرو موفق شود و دوردست اصولگرایان بیفتد اصولگرایان قطعاً فردی مانند آقای سعید جلیلی که اطاعت محض دارد را مطرح خواهند کرد. چرا که اشکال اساسی آقای احمدینژاد جدا از وابستگی به رحیم مشایی این بود که احمدینژاد هر از گاهی مستقل فکر میکرد و مستقل عمل مینمود و برای اصولگرایان که اطاعت صد در صد میخواهند چنین چیزی باب میل نبود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر