"كول بري سفري بسوي مرگ "
«کول بری» تنها یک واژه ساده نیست بلکه مفهومی است که معانی ضمنی همچون درد، فقر، گرسنگی و حتی مرگ را با خود یدک می کشد. شاید برای کسانی که در مناطق مرکزی ایران و در مراکز شهری با امکانات و سطح رفاه نسبتا مطلوبی روزگار می گذرانند شنیدن این واژه هیچ گونه احساسی را در آن ها تحریک نکند و بی تفاوت از کنار آن بگذرند، اما بی گمان این واژه برای کسانی که در مناطق مرزی غرب کشور و در دهات دور افتاده کردستان زندگی می کنند یک مفهوم آشناست. هر روز در مرزهای بسیار پر خطر و گاه صعب العبور غرب کشور صحنههایی به دردناکی بزرگ ترین تراژدیهای عالم خلق می شود و انسان با دیدن یا لمس کردن آنها دچار نوعی احساس پوچی و بی هویتی می شود و ناخودآگاه با سیل سوالهایی روبه رو می شود که پاسخی برای آن ها نمی تواند بیاید.
بی گمان اصلی ترین دلیل قاچاق با استفاده از کولبری فقر گسترده در نواحی مرزی است. کافی است سری به این مناطق زده شود تا از نزدیک چهره زشت فقر را لمس کرد. به محض ورود به خانههایی روستایی که هیچ گونه عنصری از معماری شهری و مدرن در آنها یافت نمی شود و مردمی که در شرایط بسیار مصیبت باری زندگی می کنند روبهرو می شویم. فقر گسترده و نبود رونق اقتصادی و عدم سرمایه گذاری دولت به بهانه دور بودن از مرکز خود به هیولای بیکاری انجامیده و جوانان چاره ای جز روی آوردن به کول بری که برای آن ها شغل محسوب می شود، ندارند یا این که با کوله باری از امید واهی روانه شهرهای بزرگ شوند تا شاید کاری دست و پا کنند و بدون شک مهاجرت هم برای آنها تنها به آوارگی در غربت ختم می شود، چرا که مهارت های کافی و سطح تحصیلات بالایی برای یافتن شغل مناسبی ندارند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر