
آیا مقولەی جدایی طلبی را کردها در صحنەی سیاسی ایران بەپیش کشیدەاند؟
من معتقدم کە حکومتهای مرکزی و مستبد همیشە سعی کردەاند دربرخورد با مسئلەی کردستان انگ جدایی طلبی را بە کردها زدەاند تا ازاین مجرا افکار عمومی را در سراسر ایران علیە مسئلەی ملی تحریک کنند وبە انحراف بکشانند.
در آیندە نیز دیکتاتوری و استبداد ایران را تجزیە میکند، نە ایرانی دمکراتیک و فدرال کە واقعا برای همەی ملیتها جذابیت داشتە باشد و همگان در ادارەی کشور مشارکت داشتە باشند. بنابراین مسئلەی اساسی، تجزیەی ایران نیست بلکە مسئلەی چند ملیتی بودن این کشور است
ما در برنامەی مصوب حزبمان بە این موضوع اشارە کردە ایم کە ایران یک واحد سیاسی-جغرافیایی است کە تنوعات ملی در آنجا وجود دارد و بە تبعیت از این واقعیت ما نیز راه حل فدرالیسم در ایران را پیشنهاد کردەایم
در رابطە با مسئلەی ملت و قوم و ملیتها در ایران:
اگر در مورد ماهیت سیاسی ایران در آیندە صحبت کنیم و قرار بر این باشد کە ملیتهای ساکن در ایران را قوم خطاب کنیم پس در داخل ایران همە قوم هستند (قوم فارس ، کرد ، ترک و ، ...) و در غیر اینصورت اگر قرار بر این باشد کە این واقعیت را بپذیریم کە فقط یکی از ملیتهای ساکن ایران ماهیتی مجزا تحت عنوان ملت داشتە باشد، آنگاه بقیەی ملیتها نیز در ایران از این حق برخوردار بودە و محقند کە در ایران خود را ملت خطاب کنند (ملت فارس،ملت کرد ،ملت ترک و ....).
اگر این چنین دیدگاهی در رابطە با تساوی طلبی داشتە باشیم، دقیقا آن موقع بە واقعیات اشارە کردەایم و بر اساس این واقعیات، آنگاه مقولەی مشارکت از دیدگاه ما دورنما و بنیان چگونگی تعریف از آیندەی ایران را مشخص خواهد کرد.
ایران یک واحد سیاسی-جغرافیای است و واقعیتی آشکار است کە یک زبان بە عنوان زبان ایرانی وجود ندارد، منتها زبانهای کردی و فارسی و ترکی و بلوچی و عربی در ایران وجود دارند، چرا این را بە فرصت مبدل نسازیم؟ برای مثال ما در سوئیس یک زبان بە نام زبان سوئیسی وجود ندارد و یک ملت هم بە عنوان ملت سوئیسی وجود ندارد اما موقعی کە از ملت سوئیس صحبت میکنیم، عیان است کە ملت سوئیس تنها یک مقولەی حقوقیست نە یک مقولەی اتنیکی.
بخشی از سخنان خالد عزیزی دبیرکل حزب دمکرات کردستان در نشست اپوزیسیون ایرانی در واشینگتن
آپریل 2012
من معتقدم کە حکومتهای مرکزی و مستبد همیشە سعی کردەاند دربرخورد با مسئلەی کردستان انگ جدایی طلبی را بە کردها زدەاند تا ازاین مجرا افکار عمومی را در سراسر ایران علیە مسئلەی ملی تحریک کنند وبە انحراف بکشانند.
در آیندە نیز دیکتاتوری و استبداد ایران را تجزیە میکند، نە ایرانی دمکراتیک و فدرال کە واقعا برای همەی ملیتها جذابیت داشتە باشد و همگان در ادارەی کشور مشارکت داشتە باشند. بنابراین مسئلەی اساسی، تجزیەی ایران نیست بلکە مسئلەی چند ملیتی بودن این کشور است
ما در برنامەی مصوب حزبمان بە این موضوع اشارە کردە ایم کە ایران یک واحد سیاسی-جغرافیایی است کە تنوعات ملی در آنجا وجود دارد و بە تبعیت از این واقعیت ما نیز راه حل فدرالیسم در ایران را پیشنهاد کردەایم
در رابطە با مسئلەی ملت و قوم و ملیتها در ایران:
اگر در مورد ماهیت سیاسی ایران در آیندە صحبت کنیم و قرار بر این باشد کە ملیتهای ساکن در ایران را قوم خطاب کنیم پس در داخل ایران همە قوم هستند (قوم فارس ، کرد ، ترک و ، ...) و در غیر اینصورت اگر قرار بر این باشد کە این واقعیت را بپذیریم کە فقط یکی از ملیتهای ساکن ایران ماهیتی مجزا تحت عنوان ملت داشتە باشد، آنگاه بقیەی ملیتها نیز در ایران از این حق برخوردار بودە و محقند کە در ایران خود را ملت خطاب کنند (ملت فارس،ملت کرد ،ملت ترک و ....).
اگر این چنین دیدگاهی در رابطە با تساوی طلبی داشتە باشیم، دقیقا آن موقع بە واقعیات اشارە کردەایم و بر اساس این واقعیات، آنگاه مقولەی مشارکت از دیدگاه ما دورنما و بنیان چگونگی تعریف از آیندەی ایران را مشخص خواهد کرد.
ایران یک واحد سیاسی-جغرافیای است و واقعیتی آشکار است کە یک زبان بە عنوان زبان ایرانی وجود ندارد، منتها زبانهای کردی و فارسی و ترکی و بلوچی و عربی در ایران وجود دارند، چرا این را بە فرصت مبدل نسازیم؟ برای مثال ما در سوئیس یک زبان بە نام زبان سوئیسی وجود ندارد و یک ملت هم بە عنوان ملت سوئیسی وجود ندارد اما موقعی کە از ملت سوئیس صحبت میکنیم، عیان است کە ملت سوئیس تنها یک مقولەی حقوقیست نە یک مقولەی اتنیکی.
بخشی از سخنان خالد عزیزی دبیرکل حزب دمکرات کردستان در نشست اپوزیسیون ایرانی در واشینگتن
آپریل 2012
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر