برای فرزاد کمانگر و همه معلمان در راه اموزش انسانیت

برای فرزاد کمانگر و همه معلمان در راه اموزش انسانیت

جستجوی این وبلاگ

۷.۷.۹۳

کارگران ایران و جدال با مرگ و زندگی


بازگشایی مدارس و بازماندن دانش‌آموزان کارگران و کودکان کاری که گرفتار باندهای مافیایی شده‌اند، از جمله مهم‌ترین اخبار هفته اخیر بود که نمی‌شود از آن روی گرداند.
مادح نظری- خودنویس: دو برابر شدن نرخ بیکاری زنان جویای کار نسبت به مردان در ایران، سرگردانی ۵۹ هزار نفر بیمه شده در بوکان، کشته شدن کارگران در حوادث کار و در نهایت هفته اعتصابی کارگران کارخانه کاشی گیلانا از گزارش‌های برجسته‌ای است که در مرور کارگری هفته اول مهر می‌خوانیم. 

مصائب کارگری
مهر آمد و دانش‌آموزان به مدرسه رفتند. بازگشایی مدارس در روزهای آغازین هفته با نگرانی و یاس کارگرانی همراه بود که برای تامین هزینه‌های تحصیل فرزندانشان دست به قلم بردند و بیانیه دادند. از سوی دیگر سخنان رییس کمیسیون اجتماعی مجلس با عنوان «کودکان کار گرفتار باندهای مافیایی هستند» نقطه تاریک دیگری از سرنوشت کارگران خردسالی که باید مشغله‌شان درس و مشق مدرسه باشد، مطرح کرد.
«عبدالرضا عزیزی» در گفت‌وگو با خبرگزاری آنا، با تقسیم‌بندی کودکان کار گفت: «این کودکان به جای آنکه در سال‌های رشد و تربیت‌شان در پشت نیمکت‌های مدرسه بنشینند، در خیابان‌ها پرسه می‌زنند و تکدی‌گری می‌کنند و در برخی مواقع گرفتار باندهای مافیایی می‌شوند.»
او سه گروه را برشمرده و گفته: «گروه نخست کودکان کار از اتباع بیگانه‌اند، گروه دوم نوجوانان و کودکانی هستند که عضو گروه‌های مافیای تکدی‌گری‌اند و گروه سوم نیز به دلیل مشکلات مالی و حمایت نشدن از سوی والدین،‌ به صورت مستقل به خیابان‌ها می‌آیند و دستفروشی و گاه تکدی‌گری می‌کنند.»
عزیزی درباره گروه دوم کودکان کار عنوان کرده: «این گروه از سوی باندهای بزهکار حمایت می‌‌شوند به طوری که وقتی از سوی ضابطان قضایی بهزیستی یا قوه قضائیه دستگیر می‌شوند، افرادی بی‌نام و نشان بدون در دست داشتن شناسنامه آنان را آزاد می‌کنند و دوباره به خیابان‌ها بازمی‌گردند.»
رییس کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی با اعلام حمایت از پیشنهادهای اصلاح قوانین در خصوص کودکان کار هشدار داده: «این گروه از کودکان کاری که گرفتار باندهای مافیایی هستند، حتی بهزیستی و قوه قضائیه نیز نمی‌تواند مانع حضورشان در خیابان‌ها شوند.»
آنان که کلاس نرفتند، کار رفتند
«محمد حسین نجاتی» در سه‌شنبه اول مهرماه ۱۳۹۳، در گزارشی در روزنامه شرق با عنوان کودکان کار، بازمانده از «مهر» نوشته: تیله آهنی‌ها را دانه‌ای ۱۰۰تومان آب کرده و همین رفت‌و‌آمد‌ها و موی‌دماغ‌شدن‌هایش، کاری کرده که امروز در اواسط هشت‌سالگی به‌عنوان پادو، کرکره یدکی‌فروش خیابان احمد جهانیان در میدان شوش را بالا بزند. «مادرم پول نداره من‌رو بذاره مدرسه، پدرم مرده و عموم فقط برامون روغن و برنج میاره و دوباره برمی‌گرده سمنان، به عموم گفتم اومدی دوباره تهران منو بذار مدرسه، هنوز رفته که مارو بذاره مدرسه.»
نویسنده مطلبش را با روایتی از «فرهاد» که باید کلاس دوم دبستان بود و حالا یک‌سال از تحصیل بازمانده آغاز کرده و ادامه می‌دهد: «پیدا کردن کودکان بازمانده از تحصیل در این شهر نه کار سختی است و نه مانند پیدا کردن سوزن در انبار کاه. در اسقاطی‌ها و بلورفروش‌های شوش، بازار مواد غذایی مولوی و پارچه‌فروشی‌های این منطقه، بازار تهران در مناطق خیام، چهارراه گلوبندک و سیروس، چهارراه استانبول و...»
نویسنده شرق روایت را با «ابراهیم» اهل «خلج» یکی از روستاهای «اراک»، دیگر کودکی که شاگرد کمک‌فنرفروش در میدان شوش است ادامه می‌دهد: «خودم دلم به درس‌خوندنه، اما پرید، نمی‌دونستم امروز اول مهره و نمی‌رسم اینجا برم مدرسه، شب را در پاساژی در بلورفروش‌ها می‌خوابیم و اونجا کار برای انجام‌دادن زیاد هست.»
«نجاتی» ماجرا را در منطقه بلورفروش‌های شوش ادامه می‌دهد: «علی به‌همراه مادرش سراغ چند مدرسه دیگر هم رفته اما نتیجه نداشته و حالا گردوفروشی می‌کند. کنار دست او مجید نشسته. با ۱۰ یا ۱۵ بسته دستمال‌کاغذی لوله‌ای که سه‌هزار و پانصد تومان می‌خرد و پنج ‌هزار تومان می‌فروشد. پدر مجید در بلورفروش‌ها چرخ‌کش است و کمردرد دارد و حالا خانه‌نشین شده. مجید از ته یک پلاستیک سیاه شیشه آمپولی درمی‌آورد که برای پدرش است. «ما پول نداریم بریم مدرسه، باید دوا بخرم، داداشمم میخره منم میخرم. داداشم نذاشت برم مدرسه به بابام داد زد که نباید بره، مامانم داره برامون بچه میاره دوباره و همه‌اش من و داداشم کار می‌کنیم.»
«مجید» همسن دانش‌آموزان چهارم ابتدایی است. او سال اول ابتدایی سر کلاس درس رفته و امسال سومین سال بازماندگی او از تحصیل است.
گزارش شرق در پایان نوشته: «اول مهر در تهران باد خوبی می‌آمد. درخت‌ها تکانی به خود دادند. تاکسی‌ها راس ساعت ۱۲:۳۰ دم در مدارس صف کشیده‌اند. مادران و پدرانی هم کودکان خود را صبح اول وقت به مدرسه بردند و شب که برسد، کودکان حرف‌های زیادی برای گفتن دارند. شب که تمام شود هم خواب‌های زیادی برای دیدن دارند. این وسط اما سه ‌میلیون دانش‌آموز بازمانده از تحصیل در سرتاسر این کشور، شاید خواب‌های متفاوتی برای دیدن دارند. مثل فاطمه که شاید خواب مدرسه درختی را می‌بیند.»
وداع تاسف‌انگیز فرزندان کارگران با مدرسه
مصائب کارگران در فصل مهر و مدرسه، «انجمن صنفی کارگران خبازی‌های سنندج و حومه» را واداشت تا دست به قلم ببرند و بیانیه‌ای به مناسبت بازگشایی مدارس بنویسند: «امسال اول ماه مهر و بازگشایی مدارس و مراکز آموزشی را در شرایطی آغاز می‌کنیم که طبق اعلام رییس مرکز آمار آموزش ‌و پرورش، حدود ۱۴۵ هزار دانش‌آموز از تحصیل به جا مانده‌اند.»
«کارگران خبازی‌های سنندج و حومه» می‌گویند بیش‌تر این بازماندگان از تحصیل متعلق به خانواده‌های کارگری و آسیب‌پذیر جامعه هستند: «خانواده‌هایی که در یکی از دشوارترین دوران حیات خود از لحاظ اقتصادی و معیشت زندگی به سر می‌برند، به طوری که وجود میلیون‌ها کارگر بیکار و نبود امنیت شغلی، به یک نگرانی دائمی کارگران شاغل و خانواده‌هایشان مبدل گشته است.»
در جایی از این بیانیه آمده: «بالا رفتن هزینه‌های زندگی و به دنبال آن، افزایش فشارهای روحی و روانی و انواع مصائب اجتماعی برای خانواده‌های کارگری، مانند وداع فرزندان کارگران با درس و مدرسه و پیوستن کودکان بی‌شمار دیگری به خیل کودکان کار و خیابان در آینده‌ای نزدیک، دور از انتظار نیست.»
این نهاد صنفی در جایی لب به اعتراض گشوده و یادآوری کرده: «ما کارگران خباز از سال ۹۱ تاکنون دستمزدهایمان بدون هیچ تغییری، ثابت باقی مانده و تمامی مراجعات و مکاتباتمان با مسئولین مربوطه، هیچ اقدام عملی جهت افزایش دستمزدها به همراه نداشته است.»
این کارگران در پایان نوشته‌اند: «ما کارگران خباز با دستمزدهای کم‌تر از حداقل دستمزد اعلام شده از سوی شورای عالی کارمزدی، چگونه هزینه سرسام‌آور مسکن، خوراک، پوشاک و از همه مهم‌تر مخارج تحصیل فرزندانمان را در آستانه مهرماه تامین نماییم؟ ما کارگران خباز ادامه چنین شرایطی را نابودی تدریجی زندگی خود می‌دانیم و بار دیگر بر مواضع و مطالبات قانونی خود پای می‌فشاریم و خواهان افزایش دستمزدهایمان مطابق با تورم واقعی موجود در کشور هستیم تا جسم و روح فرزندان ما هم زیر بار کار تباه نگردد و دیگر کودکی به جای پشت میز مدرسه وارد بازارهای کار نگردد.»
مسکن مهر و بلوکه شدن سرمایه ۲۲۰ میلیارد ریالی کارگران شیراز
روزنامه «خبر جنوب» در شماره روز یکشنبه ۳۰ شهریورماه خود، بلوکه شدن سرمایه ۲۲۰ میلیارد ریالی کارگران شیراز در یک پروژه مسکن مهر در شهر «صدرا» را به صورت گزارش چاپ کرده و نوشته: «دو هزار کارگر سال ۸۸ به امید خانه‌دار شدن در یک تعاونی مسکن مهر ثبت‌نام کرده و هریک در مدت دو تا سه سال، ۹۰ میلیون ریال پول به حساب این تعاونی واریز کردند.»
این گزارش افزوده: «با گذشت پنج سال، این پروژه مسکن مهر که در شهر صدرا کلنگ آن به زمین زده شده، نیمه‌کاره رها شده است.»
«مهرزاد مویدی» رییس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان فارس در این باره گفته: «پیمانکار وام ۲۵۰ میلیون ریالی بابت ساخت این پروژه را مدت‌ها است اخذ کرده که به دلیل دیرکرد در بازپرداخت آن، جرایم بانکی به این وام تعلق گرفته است.»
به گفته «مویدی»، تعداد زیادی از افراد صاحب واحد در این پروژه دو هزار واحدی کارگران کارخانه‌های تعطیل شده یا کارگران تعدیل شده کارخانه‌ها هستند و از این‌رو ضروری است مسوولان امر برای صاحب سرپناه شدن کارگران این پروژه وارد عمل شوند.
زنان بیکار در ایران رکورد زدند
گروه اقتصادی «خبرگزاری مهر» در گزارشی مفصل، از دو برابر شدن نرخ بیکاری زنان جویای کار نسبت به مردان در ایران نوشته: «تفاوت نرخ بیکاری مردان و زنان جویای کار ۱۵ تا ۲۴ ساله کشور از ۱۲.۲ درصد سال ۸۴ به ۲۲.۴ درصد در بهار امسال افزایش یافته و نرخ بیکاری زنان به بالاترین میزان خود در ۸ سال گذشته به میزان ۴۳.۴ درصد رسیده است.»
این گزارش با اشاره به اینکه بازار کار مردسالار ایران باعث شده تا رقابت چندان عادلانه‌ای در برخی مواقع برای تصاحب یک فرصت شغلی بین زنان و مردان شکل نگیرد، نوشته: «برخی معتقدند به دلیل بالا بودن نرخ بیکاری مردان در ایران، اساسا اشتغال زنان باید در درجه دوم اهمیت قرار گیرد و ابتدا فرصت‌های شغلی در اختیار مردان قرار داده شود، اما برخی کارفرمایان توجه چندانی به این نوع خاص از نگاه نسبت به بازار کار ندارند و شایسته‌سالاری را جایگزین مردسالاری می‌کنند.»
نویسنده با مقایسه آماری اشتغال ادامه داده: «طبق آمارها، بالاترین میزان زنان جوینده کار در ایران در گروه سنی زیر ۳۰ سال قرار دارند و این موضوع به این معنی است که درصد قابل توجهی از زنان متقاضی کار کشور، احتمالا دارای تحصیلات دانشگاهی بوده و از این‌رو نگاه جدی‌تری نسبت به حضور در بازار کار دارند.»
این گزارش در پایان تاکید کرده: «آمارها حاکی از آن است که امکان اشتغال به کار زنان در ایران نسبت به مردان تا ۵۰ درصد کم‌تر است؛ به نحوی که نرخ بیکاری مردان مردان ۱۵ تا ۲۴ ساله در بهار امسال ۲۱ درصد و نرخ بیکاری زنان در همین گروه سنی 43.4 درصد بوده که حاکی از بیکاری ۲ برابری زنان نسبت به مردان است.»
این خبرگزاری پیشتر با اشاره به ۶میلیونی شدن بیکاری در ایران، این کشور را با ۳.۱۸ درصد نرخ بیکاری، در رده چهارم جهان پس از یونان، آفریقای جنوبی و اسپانیا عنوان کرده بود.
انتظار ۳۶ هزار بیمه‌شده برای ساخت بیمارستان دیر
«دیر» و «کنگان» حدود ۳۰ کیلومتر فاصله دارند، مسئولان استان با این توجیه که مردم «دیر» می‌توانند از امکانات پزشکی بیمارستان‌ «کنگان» استفاده کنند تا به امروز مراکز درمانی این شهرستان را توسعه نداده‌اند.
به ‌گفته مشاور مدیرعامل منطقه ویژه پارس‌جنوبی، سازمان تامین اجتماعی برای ۳۶ هزار نفر بیمه‌شده تامین اجتماعی شهرستان دیر (استان بوشهر) تنها یک درمانگاه اختصاص داده است.
«عبدالحمید شعرانی» در گفتگویی با «خبرگزاری کار ایران» گفته: «این وضعیت در حالی است که هم‌اکنون بیمارستان کنگان به‌عنوان بیمارستان معین شرکت نفت نمی‌تواند به صورت هم‌زمان پاسخ‌گوی نیازهای مردم این شهرستان و کارگران شاغل در منطقه ویژه پارس‌جنوبی باشد.»
وی به هزینه‌های کارگران اشاره کرده و گفته: «این کارگران برای یک معاینه پزشکی باید مبلغی بیش از ۲۰۰ هزار تومان پرداخت کنند که این هزینه با درآمد مردم منطقه که بیشترشان صیاد هستند، تناسب ندارد.»
مشاور مدیرعامل منطقه ویژه پارس‌جنوبی «کمبود منابع مالی و در اولویت‌ بودن سایر پروژه‌های استانی» را از دلایل تاخیر ۲۵ ساله ساخت تنها بیمارستان بندر دیر نام برده و گفته: «پیشبرد ساخت فیزیکی بیمارستان جدید بر عهده شرکت نفت و جذب نیروی انسانی متخصص و تجهیز لوازم و امکانات درمانی- پزشکی آن (آمبولانس و...) نیز بر عهده وزارت بهداشت گذاشته شده است.»
وی دلایل دیگری از جمله انجام نشدن تعهد وزارت بهداشت به در زمینه تجهیز نیروی متخصص پزشکی بیمارستان را برشمرده و گفته: «دانشگاه علوم پزشکی استان بوشهر و اداره بهداشت شهرستان دیر باید متناسب با پیشرفت پروژه به جذب نیروی انسانی و تجهیز امکانات و لوازم درمانی- پزشکی این مرکز بپردازند.»
خرابی یک دستگاه و سرگردانی ۵۹ هزار نفر بیمه شده در بوکان
با خرابی تنها دستگاه سی‌تی‌اسکن بیمارستان «دکتر قلی‌پور» شهرستان «بوکان» در استان «آذربایجان‌ غربی»، ۵۹ هزار نفر از بیمه‌شدگان روستایی و شهری تامین اجتماعی این شهرستان از دریافت خدمات پزشکی این دستگاه مهم محروم شده‌اند.
«ایلنا» در گزارشی با مدیر شبکه بهداشت و درمان شهرستان بوکان گفتگو کرده و نوشته: «از ۱۷ تیرماه امسال تاکنون خرابی قسمت تیوب تنها دستگاه سی‌تی‌اسکن بیمارستان دکتر قلی‌پور بوکان مشکلات بسیاری برای بیماران این شهر به‌ وجود آورده است.»
«سام‌رند مرزنگ» با اشاره به اینکه نگهداری و تعمیر دستگاه به شرکت «پیشرودرمان» که بخش خصوصی است واگذار شده گفته: «در قرارداد تصریح شده چنان‌چه دستگاه خراب شود، پیمانکار موظف به تعمیر آن ظرف ۳۰ روز خواهد بود.»
وی گفته: «به‌دلیل تهیه تیوب (قطعه معیوب) دستگاه از خارج کشور و ناتوانی مالی پیمانکار در تامین هزینه قطعه معیوب، دانشگاه علوم پزشکی ارومیه مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان به پیمانکار کمک مالی کرد تا هرچه سریع‌تر دستگاه به کار افتد.»
پیش از این، برخی سایت‌های خبری محلی نیز به سرگردانی بیماران و فشارهای ناشی از چند برابر شدن هزینه‌های مالی درمان آنان اشاره کرده بودند.
مصائب یک دوندگی ۵ ساله برای حقوق بازنشستگی: زورمان نمی‌رسد
۱۵ کارگر نساجی «بوکان»، ۵ سال بی‌وقفه و توامان دنبال حقوق بازنشستگی خود هستند. به درازای همان ظرف زمانی ۵ ساله، «کارخانه نساجی بوکان» تعطیل شده، اما این کارگران هنوز سنوات کاری و بیمه‌ای خود را دریافت نکرده‌اند.
یکی از کارگران این کارخانه که در سال ۱۳۸۸ بیکار شده به ایلنا گفته: «هنوز معوقات سنوات خدمت ۱۵ نفر از کارگران این کارخانه پرداخت نشده و کارفرما حق بیمه‌هایی را که از کارگران کسر کرده را نیز به حساب تامین اجتماعی شهرستان بوکان واریز نکرده است.»
این کارگر سابق «نساجی بوکان» ادامه داده: «براساس پروانه بهره‌برداری کارخانه، این مجتمع تولیدی بایست ۹۰۰ نفر را به استخدام درمی‌آورد، اما در عمل این شمار به ۴۰ نفر رسید و متاسفانه بعد از ۱۷ سال کار, کارخانه با ۴۰ نفر به کارش خاتمه داد.»
به گفته این کارگر سابق، این ۱۵ کارگر برای پی‌گیری مطالباتشان به سراغ فرماندار، نمایندگان مجلس و حتی وزارت کار نیز رفته‌اند، اما تاکنون ناموفق بوده‌اند.
این کارگر اخراجی افزود: «کارخانه با داشتن سهمیه‌های نخ و الیاف دولتی نتوانست به کار خود ادامه بدهد و کارفرما با بهانه‌هایی واهی کارگران را اخراج و دستگاه‌ها را به تهران منتقل کرد.»
وی در پایان گفت: «کارفرما یازده سال است با این بهانه که توان مالی‌ کافی ندارم، از پرداخت مطالبات ۱۵ کارگر اخراجی این کارخانه سر باز می‌زند و ما زورمان به او نمی‌رسد.»
حوادث کارگری
هفته کارگری با ارایه بسته پیشنهادی «کانون انجمن‌های صنفی کارگران ساختمانی» در راستای کاهش حوادث کار آغاز شد. در این بسته راهکارهای نهاد صنفی کارگران ساختمانی برای افزایش ایمنی کار مطرح شده و «رئیس کانون انجمن‌های صنفی کارگران ساختمانی کشور» از ارسال این بسته به وزارت کار برای ارتقای تراز ایمنی کارگران ساختمانی در اوایل هفته خبر داد.
«اکبر شوکت» به تدوین استانداردهای آموزش ایمنی عمومی و آموزش ایمنی تخصصی در تمامی رشته‌های ساختمانی و تدوین جزوات و فیلم‌های آموزشی مطابق با این استاندارد‌ها اشاره کرده و گفته: «اجباری کردن آموزش ایمنی برای کارگران ساختمانی توسط انجمن‌های صنفی و با استفاده از ظرفیت بیمه کارگران ساختمانی (مثلا یکی از شرایط تداوم پوشش بیمه‌ای کارگران، شرکت آنان در دوره‌های آموزش ایمنی باشد)، دومین راهکاری است که ما در این بسته پیشنهادی ارائه کرده‌ایم.»
وی نظارت بازرسان اداره کار بر رعایت ایمنی در پروژه‌های ساختمانی با همکاری بازرسان انجمن‌های صنفی کارگران ساختمانی، را یکی دیگر از راهکارها پیشنهادی به وزارت کار برشمرده و گفته: «تنبیه کارفرمایان متخلف ساختمانی که تعداد حوادث شغلی در پروژه‌های ساختمانی آنان بالاست، با ابطال مجوز فعالیت برای مدت طولانی یا تعطیلی کارگاه برای مدت طولانی یا به تعویق افتادن رتبه‌بندی شرکت‌ ساختمانی کارفرمای یاد شده و تشویق کارفرمایانی که در پروژه‌های آن‌ها هیچ حادثه‌ای اتفاقی نیافتاده است با استفاده از ظرفیت تخفیف در پرداخت مالیات و حق بیمه از دیگر راهکارهای این بسته پیشنهادی است.»
فردای روزی که خبر این بسته پیشنهادی مطرح شد در «شیراز»، «میثم» کارگر ۹ ساله‌ مغازه خواربارروشی، حین حمل بار به طبقه دوم مغازه دچار حادثه شده و مصدوم می‌شود. پس از این حادثه، شامگاه همان روز در شهرستان «بروجن» کارگری دچار حادثه‌ی دلخراشی می‌شود.
بدن کارگری در دستگاه ماکارونی‌ساز له شد
کارگری در شامگاه ۳۱ شهریورماه، در یک کارخانه ماکارونی‌سازی در شهرستان «بروجن» از توابع استان «چهارمحال بختیاری»، ناگهان به دستگاه گیر کرد و بدنش به داخل دستگاه کشیده شد؛ وی به صورت بسیار ناگواری جان باخت.
یکی از منابع کارگری به «خودنویس» گفته بدن له شده این کارگر پس از چهار ساعت از درون دستگاه خارج شده است.
سقوط یک کارگر از ساختمان دانشگاهی در رشت
روز اول مهر همزمان بود با سقوط مرگبار یک کارگر حلب‌ساز از ساختمان «دانشگاه برهان شمال» در «رشت» که در پی آن این کارگر ساختمانی کشته شد.
پایگاه خبری «دیار میرزا» با انتشار این خبر نوشته: «این کارگر توسط مالک ساختمان جهت مرمت و بازسازی سقف ساختمان دانشگاه به کار گرفته شده بود، اما به دلیل عدم استفاده از مهار و تجهیزات حفاظتی لازم سقوط کرد.»
کشته شدن دو کارگر ساختمانی در قم
روز اول مهر همزمان با بازگشایی مدارس، آن‌سوتر در شهر «قم» بر اثر ریزش آوار، سه کارگر زیر آوار می‌مانند که پس از عملیات امداد و نجات، یک نفر مصدوم و دو نفر کشته شدند.
«عباس جعفری» مدیرعامل «سازمان آتش‌نشانی قم» با بیان اینکه کارگران مستقر در این محل فاقد تجهیزات ایمنی بوده‌اند به «ایلنا» گفته: «در حدود ساعت ۱۳ و ۳۰ دقیقه دیروز (اول مهرماه ۹۳)، سه کارگر ساختمانی بر اثر ریزش آوار محبوس شده بودند که یک نفر از آن‌ها نجات پیدا کرد و متأسفانه دو نفر دیگر فوت شدند.»
سقوط مرگبار کارگر ساختمانی از ۱۳ طبقه
یک کارگر ساختمانی هنگام کار در ساختمانی واقع در «بزرگراه همت» روبروی «شهرک شهید باقری تهران»، تعادلش را از دست داده و از طبقه دهم به ته چاله آسانسور در طبقه منفی سه سقوط کرد.
به‌گزارش «خودنویس» این کارگر ۲۲ ساله در پی این حادثه جان خود را از دست می‌دهد و بدن بی‌جانش که در شرایط بسیار وخیم در چاهک آسانسور افتاده بود، توسط گروه‌های امداد و نجات به بیرون انتقال پیدا کرد.
انتقاد کارگری
واکنش‌های انتقادی به حکم صادره زندان و شلاق برای ۴ کارگر «پتروشیمی رازی» در طول این هفته نیز ادامه داشته و در گزارشی خبری از «خبرگزاری کار ایران»، اسنادی مبنی بر اینکه علاوه بر یکی از چهار کارگر محکوم به زندان و شلاق که در رای دادگاه به عنوان نماینده کارگران شناخته شده است، «مازیار رحیم‌زاده» دیگر کارگر محکوم شده این واحد تولیدی نیز نماینده قانونی کارگران بوده است.
در جایی از این گزارش آمده: «این سند نشان می‌دهد «مازیار رحیم‌زاده»، یکی از ۴ کارگر محکوم شده پتروشیمی رازی به حبس و شلاق؛ در تاریخ ۲ مهر سال ۹۲ با کسب اکثریت آراء به عنوان نماینده کارگران شرکت پیشگامان فن‌اندیش تهران (یکی از پیمانکاران پتروشیمی رازی) انتخاب شده است.»
این گزارش در پایان افزوده: «گفتنی است اگر چه دادگاه تنها یکی از چهار کارگر محکوم شده پتروشیمی رازی را به عنوان نماینده کارگران به رسمیت شناخته است، اما در عین حال گفته آقای رحیم‌زاده به همراه دو کارگر محکوم شده دیگر نماینده کارگران نبوده‌اند.»
دادگاه عمومی صلاحیت رسیدگی به پرونده کارگران را ندارد
در جای دیگری «دبیر کانون شوراهای کار تهران» خواستار لغو حکم کارگران «پتروشیمی رازی» شده و گفته: «به موجب ماده ۱۴۲ قانون کار هیات‌های تشخیص و حل اختلاف ادارات کار تنها مراجع صلاحیت‌دار برای بررسی اختلافات روابط کار هستند.»
«حسین حبیبی» اینگونه نتیجه‌گیری کرده و گفته: «از آنجا که اعتراضات صنفی کارگران مجتمع پتروشیمی رازی در درون کارگاه اتفاق افتاده است؛ بنابراین شعبه ۱۰۳ دادگاه عمومی بندر امام به عنوان یک مرجع قضایی غیر تخصصی صلاحیت رسیدگی به این پرونده را ندارد و بنابراین حکم محکومیت این کارگران که بر مبنای قانون برخورد با افراد شرور صادر شده است باید هرچه سریع‌تر باطل شود.»
اشراف‌منشی کارمندان رسمی در برابر کارگران پیمانی
گفته شده پس از اینکه به تعداد محدودی از همسران کارگران پیمانی «پتروشیمی اروند» و خانواده کارگران اجازه شرکت در کلاس‌های آموزش شنا در یکی از استخرهای وابسته به این واحد تولیدی داده شد، همسران کارمندان رسمی در اعتراض به حضور آنان، استخر را ترک کرده‌اند.
«ایلنا» به نقل از منابع کارگری خودش، از نهادینه شدن تبعیض و حتی پدید آمدن نوعی از اشرافیت میان کارگران پیمانی و کارمندان رسمی این واحد تولیدی خبر داده و از زبان یکی از کارگران «پتروشیمی اروند» گفته: «اختلاف و تبعیض میان کارمندان رسمی و کارگران پیمانی در منطقه آزاد ماهشهر به حدی زیاد شده است که عده‌ای‌ شأن خود را بالا‌تر از کارگران تصور می‌کنند.»
این کارگر در جای دیگری گفته: «مدیران پتروشیمی‌ها خانه‌های سازمانی را با آب، برق و گاز رایگان در اختیار کارمندان رسمی قرار می‌دهند و بسیاری از این خانه‌ها را با مبالغ ناچیزی به آنان واگذار می‌کنند. همچنین تمامی امکانات واحدهای پتروشیمی‌ از جمله رستوران‌ها، باشگاه‌های ورزشی، استخرها، سفرهای زیارتی و سیاحتی و... در اختیار مدیران این واحدها و کارمندان رسمی قرار می‌گیرند و کارگران پیمانی از این خدمات محروم مانده‌اند.»
دو تذکر کتبی به وزیر کار و یک تذکر شفاهی به وزیر صنعت در مجلس
دو روز مانده به شروع فصل پاییز، جمعی از نمایندگان «مجلس شورای اسلامی» در تذکر کتبی خود به «وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی» خواستار رسیدگی به وضعیت حقوق بازنشستگان صنعت فولاد شدند.
این نمایندگان در تذکر کتبی خود به «وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی» خواستار تسریع در پرداخت حقوق بازنشستگان صنعت فولاد کشور شدند.
دو روز بعد از شروع فصل پاییز، «عضو کمیسیون عمران مجلس» در تذکری به «وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی» گفت: «هنوز حقوق بازنشستگان فولاد پرداخت نشده است.»
«کمال علیپورخنکداری» در این تذکر شفاهی گفت: «وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی هنوز برای پرداخت حقوق بازنشستگان فولاد اقدامی صورت نداده است که امیدواریم هرچه زود‌تر به این موضوع رسیدگی شود.»
یکشنبه ۳۰ شهریور «شهلا میرگلو بیات» نماینده مردم «ساوه» و «زرندیه» همچنین در تذکری به «وزیر صنعت، معدن و تجارت» گفت: «آقای وزیر به کمک کارگران شرکت پروفیل ساوه بشتابید، شرکتی با ۹۲۰ کارگر و ۴ ماه حقوق معوق، آیا می‌دانید سفره خالی یعنی چه؟ آیا می‌دانید کارگر بیمار بدون اعتبار دفترچه یعنی چه؟ چه زمانی مطالعات شما تمام خواهد شد.»
این نماینده مجلس در این تذکر گفته: «افزایش ۱۲۵ درصدی واردات موجب رکود و تعطیلی کارخانه‌ها و بیکاری کارگران مراکز صنعتی ساوه و زرندیه شده است.»
«میرگلو بیات» همچنین از وزیر کار درخواست کرد که به وضعیت بیمه کارگران ساختمانی رسیدگی کند و خطاب به وزیر «جهاد کشاورزی» گفت: «چه زمانی می‌خواهید به داد کشاورزان زحمت‌کش برسید؟»
سرمایه‌دار، سرمایه‌دار است
«سرمایه‌دار، سرمایه‌دار است؛ حال صاحب سرمایه در قالب گروهی به نام دولت باشد و یا در قالب گروهی به نام بخش خصوصی...» این مطلع یادداشتی از یک «کارگر سیکل ترکیبی سنندج» است که در وب‌سایت «کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری» با عنوان «ردپایی دیگر» منتشر شده است.
نویسنده این یادداشت با لحنی انتقادی از یارانه‌ها و دوران تصدی‌گری «احمدی‌نژاد» در کسوت رییس دولت سخن گفته و نوشته: «پرچم‌دار این سیاست برای تامین منابع مالی پرداخت یارانه‌ها، اقدام به خالی کردن خزانه ملت، موسسات مالی، فروش بی‌رویه و غیر قانونی منابع ملی نفت، گاز و... و نیز دست آخر فروش صنایع بزرگ به نام خصوصی‌سازی را در دستور کار خود قرار داد. صنایعی چون نیروگاه‌ها و پتروشیمی‌ها که از جمله این نیروگاه‌ها، می‌توان به نیروگاه دماوند یعنی بزرگ‌ترین نیروگاه خاورمیانه و نیروگاه زاگرس کرمانشاه و نیروگاه سیکل ترکیبی سنندج اشاره نمود.»
این کارگر به دنبال جایگاه نیروی کار یا همان کارگر در جابجایی‌های کلان سرمایه و به طور مشخص در فروش نیروگاه‌ها رفته و نوشته: «بعد از واگذاری این نیروگاه‌ها، تازه مدیران عامل این نیروگاه‌ها از سر خیرخواهی، در پی تعیین تکلیف کارگران شاغل در این بخش افتاده‌اند. تا جایی که با مطالعه قرارداد یادشان افتاده، که هیچ اشاره‌ای به نیروی کار شاغل در این بخش نکرده‌اند. اختصاصا در مورد نیروگاه سنندج بعد از پخش خبر قطعی شدن واگذاری نیروگاه در میان کارگران و بلاتکلیفی آنان که تا دیروز در استخدام رسمی، قراردادی و یا شرکتی دولت بودند به یک‌باره و یک‌شبه هر آنچه که رشته کرده بودند، پنبه شده و استرس و ترس از آینده شغلی، سراسر نیروگاه را فراگرفت.»
نویسنده در پایان این یادداشت انتقادی نوشته: «سرانجام کارگران برای مقابله با این بی حقوقی، چاره کار را در اتحاد کارگری دیدند و در یک حرکت بی‌سابقه و خودجوش و برای حفظ امنیت شغلی خود و ممانعت از هرنوع بیکار و بیکارسازی در این نیروگاه و با وجود تهدیدات رئیس اداره حراست، دست به اعتصاب زدند و خواهان ضمانت آن از سوی مدیرعامل شدند که مدیرعامل نیز با وعده های خود مبنی بر ضمانت شغلی کارگران اوضاع را موقتا آرام کرده است. حال سوال اصلی اینجاست که آیا اوضاع به همین منوال باقی خواهد ماند؟»
پرونده ویژه
هفته اول مهر امسال برای کارگران «کارخانه کاشی گیلانا»، هفته اعتصاب جمعی ۱۶۰ نفر از آنها، در اعتراض به پرداخت نشدن ۱۶ ماه حقوق در فاصله سال ۸۸ تاکنون و همچنین پرداخت نشدن حدود ۴ سال بیمه بود. آنها از روز سه‌شنبه ۲۵ شهریوماه ۱۳۹۳، دست از کار کشیده و در محل کار تحصن کرده‌اند.
نماینده این کارگران به «ایلنا» گفته: «کارگران در مسیر پی‌گیری قانونی مطالبات معوقه خود، سه پرونده شکایت در مراجع قضایی و اداره کار تشکیل داده‌اند که متاسفانه هیچ‌کدام تا به امروز منجر به دریافت مطالبات‌شان نشده است.»
این فعال کارگری سه پرونده را اینگونه تشریح کرده: «پرونده نخست مربوط می‌شود به شکایت ۱۹۴ کارگر کاشی گیلانا به اداره کار رودبار بابت پرداخت حقوق، اضافه کار و سایر مزایا همانند حق لباس... که از سال ۸۸ تا فروردین ۹۲، رقمی حدود ۹۴۱ میلیو‌ن تومان می‌شود. پرونده دوم و سوم نیز مربوط به شکایت ۱۴۹ کارگر در دو مرحله در قوه قضائیه و اداره کار رودبار است که کارگران بابت حقوق سه ماهه پاییز و زمستان سال ۹۲، مبلغ ۵۱۳ و ۶۰۰ میلیون تومان مطالبه کرده بودند که بدون پی‌گیری در این ادارات مسکوت مانده است.»
به گفته این نماینده کارگری، هریک از کارگران بازنشسته براساس سوابق خدمت‌شان مبلغی بیش از ۱۵ میلیون از کارفرما طلبکارند که مجموع مطالباتشان حدود ۶۰۰ میلیون تومان می‌شود.
صدا زدن کارگران با اسامی حیوانات
این کارگر «کاشی گیلانا» درباره اعتراض روزهای اخیر گفته: «کارگران کارخانه کاشی گیلانا در روزهای سه‌شنبه و چهارشنبه (۲۵ و ۲۶شهریور) در مقابل فرمانداری شهرستان رودبار تجمع کرده بودند، روز پنج‌شنبه در واکنش به بی‌توجهی به اعتراضاتشان، با حضور در داخل کارخانه تولید را متوقف کردند. کارفرما در واکنش پس از اخراج دو نفر از کارگرانی که در بخش کوره و لعاب کار می‌کردند، از ۱۰ کارگر به جرم ایجاد اغتشاش به مراجع قضایی شکایت کرده است.»
او با بیان اینکه کارگران علاوه بر دریافت مطالبات، خواستار تغییر کارفرمای کارخانه «کاشی گیلانا» هستند افزود: «مهم‌ترین مشکل کارگران با کارفرمای جدید توهین‌های کلامی مکرر وی به کارگران است که کارگران را با اسامی حیوانات صدا می‌زند.»
تهدید به اخراج کارگران از سوی دادستان رودبار
نماینده کارگران معترض در مورد دخالت برخی مسئولان شهرستان «رودبار» گفته: «رئیس دادستانی با تهدید کارگران سعی در خاتمه دادن به اعتراض کارگران را دارد اما کارگرانی که در شرایط سخت روزگار می‌گذرانند نمی‌‌توانند تحت تاثیر این تهدید‌ات قرار بگیرند.»
این کارگر گفته: «آقای دادستان رودبار از روز سه‌شنبه که کارگران تولید را متوقف کرده‌اند پیغام داده است که اگر ظرف سه روز به اعتصاب خود پایان ندهید، با ارسال نیروی یگان ویژه به کارخانه کارگران اعتصابی را اخراج می‌کنم و نیروی کار جدید به کارخانه وارد می‌کنم.»
این کارگر کاشی گیلانا گفته، مسئولان قضایی و دولتی «گیلان» با حمایت یک‌جانبه از کارفرما، باعث گسترده‌تر شدن اعتراضات کارگران می‌شوند.
نامه جمعی به فرماندار رودبار و دفاع از ۱۰ کارگر تهدید شده
در پنجمین روز از این اعتصاب کارگری، به دلیل آنچه تهدید به بازداشت ۱۰ نفر از کارگران به جرم ایجاد اغتشاش خوانده شده، کارگران با نوشتن نامه‌ای خطاب به «فرماندار رودبار»، برپایی اعتراضات صنفی اخیر در «کارخانه کاشی گیلانا» را تصمیم جمعی تمامی کارگران دانسته‌اند و تاکید کرده‌اند که این ۱۰ نفر نقشی بیش از سایر کارگران «گیلانا» در اعتراضات اخیر نداشته‌اند.
گفته شده در این روز، کارفرما، «رئیس اداره کار رودبار» و تعدادی از ماموران «نیروی انتظامی» در محل کارخانه حضور پیدا کرده‌اند، اما به دلیل عصبانیت کارگران، کارفرما اجازه حضور در کارخانه را نیافته است.
کارگران گفته‌‌اند که کارفرما با نصب اطلاعیه‌ای بر روی تابلو اعلانات، اعلام کرده است طی روزهایی که تولید در کارخانه را متوقف شده است، هیچ حقوق و بیمه‌ای به کارگران تعلق نمی‌گیرد.
واگذاری سهام گیلانا کلید حل مشکل
به گفته «نماینده رودبار» در مجلس، مشکلات صنفی کارگران «کارخانه کاشی گیلانا» زمانی برطرف خواهد شد که مالکیت سهام مدیر قبلی این کارخانه که اکنون در زندان است، به سرمایه‌گذار جدید واگذار شود.
«عطاالله حکیمی» در پنجمین روز از اعتصاب کارگران «کارخانه گیلانا» گفته: «به موجب قانون کار بازگرداندن این مطالبات بخشی از تعهدات کارفرمای جدید کاشی گیلاناست، اما در شرایط کنونی ابتدا باید تکیلف کارفرمای جدید مشخص شود تا بعد از آن بتوان از وی پرداخت دیون کارگران را مطالبه کرد.»
احضار ۸ کارگر کاشی گیلانا به پلیس امنیت در روز پنجم
یکی از کارگران معترض «کاشی گیلانا» که برای مذاکره به «دادستانی رودبار» رفته بود، روز 30 شهریورماه با همراهی یک مامور انتظامی به «پلیس امنیت رودبار» منتقل شد.
«علیرضا یحیایی» سرپرست بخش لعاب «کارخانه کاشی گیلانا» پیش‌تر نیز از سوی کارفرما به همراه ۹ نفر دیگر از همکارانش به عنوان «اغتشاش‌گر» به دستگاه قضایی معرفی شده بود.
پس از آن «مهدی کشاورز»، «موسی محسنی»، «اسماعیل جمشیدی»، «غلامعلی چگینی»، «جهان سلیمی» و «جواد عزیزخانی» و خانم «طاهره فتحی»، هفت نفر دیگر از کارگران معترض «کارخانه کاشی گیلانا» بودند که در عصر پنجمین روز اعتصاب، به «پلیس امنیت رودبار» احضار شدند.
گفته شده این کارگران که به اتهام تحریک همکاران معترض خود احضار شده‌اند، پس از چند ساعت با وساطت «فرماندار منجیل» بدون سپردن هرگونه تعهد و یا تامین هر نوع قرار قانونی آزاد شده‌اند.
کارخانه گیلانا ۳۰ ماه حق بیمه کارگران را پرداخت نکرده
در هفتمین روز از اعتصاب کارگران «کارخانه کاشی گیلانا»، «خبرگزاری کار ایران» گزارشی منتشر کرده و به نقل از «یک مقام آگاه در تامین اجتماعی منجیل» نوشته: «تا پیش از شروع سال ۹۳ مدیریت قبلی کاشی گیلانا، حدود ۲ سال بابت حقوق بیمه پرداخت نشده کارگران به تامین اجتماعی بدهکار بود و مدیریت جدید هم اگرچه چند ماهی است که در کارخانه مستقر شده است اما تاکنون بابت پرداخت شدن معوقات بیمه‌ای سال ۹۳ کارگران هیچ اقدامی نکرده است.»
این «مقام آگاه» در پایان گفته: «مادامی که قانون مشخصی برای روشن شدن عملکرد اقتصادی مدیران واحدهای صنعتی وجود نداشته باشد این کارگران هستند که بابت عملکرد نادرست کارفرمایان خود برای دریافت حقوق قانونی با مشکلات اساسی مواجه می‌شوند.»
اعتصاب کارگران را جدی نگرفته‌اند
در هشتمین روز از اعتصاب کارگران «گیلانا»، نماینده آنها به «ایلنا» گفته: «مسئولان شهرستان رودبار بعد از هشت روز از آغاز اعتصاب کارگران کاشی گیلانا، عمق و شدت این اعتراض را درک نکرده‌اند و از کارگران انتظار دارند به پیشنهادهای یکسویه و نامعقول آنان پاسخ مثبت دهند.»

هیچ نظری موجود نیست: