برای فرزاد کمانگر و همه معلمان در راه اموزش انسانیت

برای فرزاد کمانگر و همه معلمان در راه اموزش انسانیت

جستجوی این وبلاگ

۲۳.۱۰.۹۳

گفت و گو با يك مامور اجراي حكم اعدام


گفت و گو با يك مامور اجراي حكم اعدام
تا بحال فکر کردین بر سر جلادها و کسانی که در مراسم اعدام مشارکت کرده اند چه خواهد آمد؟ چه بر سر روح و روانشان می آید و ...؟ برای درک بیشتر موضوع به عکس زیر با نام " سر بر شانه جلاد" از امیر پورمند، بیاندازید عکسی که رتبه سوم را در مسابقات "World Press Photo"بدست آورده.
در این عکس قربانی 23 ساله مجازات اعدام لحظاتی قبل از مرگ سر را بر روی شانه جلادش قرار می دهد و جلاد به نشانه ی همدردی شانه های او را می فشارد. تصویری دردناک و در حین حال تاثیر گذار که نشان می دهد جلاد علیرغم میلش دست به اجرای مجازات اعدام می زند. براستی آیا همه ی جلادها با مجازاتی که در آن نقش بازی می کنند موافقند؟
در زیر مصاحبه ای با یک سرباز وظیفه را بخوانید که به ناچار و ناگهانی مجبور شده در اجرای مراسم اعدام سهیم شود. ببینید بعد از چندین سال چه بر سر او آمده و ...
منبع ایران وایر؛ http://bit.ly/1tONkc3

وقتی طناب دار پای منبع و درهای پلمپ شده هواخوری را می‌بیند، پی می برد که قرار است مراسم اعدام در زندان برگزار شود اما اصلا به مغزش هم خطور نمی‌کند کسی که باید چهارپایه را از زیر پای متهم بکشد، خود او است.
«رسول»، سرباز وظیفه یگان حفاظت سازمان زندان ها بود و داخل زندان خدمت می کرد. پنج ماه بیش‌تر از خدمتش نگذشته بود که یک‌روز فرمانده او را صدا می‌کند و می‌گوید در مراسم اجرای اعدام امروز باید به عنوان مامور اجرای حکم حضور داشته باشی.
او به «ایران‌وایر» می‌گوید: «وقتی فرمانده این حرف ها را زد، هم استرس گرفتم و هم دچار هیجان شدم. راستش را بخواهید، از قبل هیجان تماشای چنین مراسمی را هم داشتم. در زندانی که من خدمت می‌کردم، همیشه طناب دار را پای منبع می بستند و پلمپ هواخوری که هر روز صبح باز می‌شد، تا زمان اتمام مراسم اعدام باز نمی‌شد. وقتی طناب دار را می‌دیدم، دلم می‌خواست این مراسم را ببینم اما سربازان اجازه دیدن مراسم اعدام را نداشتند مگر زمانی که مامور اجرای حکم می‌شدند.»
اولین بار که کنار چوبه دار می‌ایستد، دست و پای خودش بیش‌تر از متهم می‌لرزد: «پای خودم توان رفتن نداشت اما به من گفتند متهم را ببر پای چوبه و طناب را دور گردنش بیانداز. پای متهم قفل شده بود و سخت حرکت می‌کرد و من با این که خودم می‌لرزیدم، لرزش شدید بدن او را احساس می‌کردم. ولی به هر حال، او را پای چوبه بردم و طناب را به گردنش انداختم.»
متهم به جرم و خرید و فروش مواد مخدر و تجاوز به عنف حکم اعدام گرفته بود. رسول می‌گوید: «اعدام با قصاص فرق دارد. قصاص جنبه شخصی دارد و اعدام جنبه عمومی و دولتی. در قصاص، اولیای دم متهم حضور دارند، می توانند ببخشند و یا اگر نبخشند، خودشان چهارپایه را از زیر پای متهم می‌کشند. اما در حکم اعدام دولتی "بخشش" سر صحنه اعدام وجود ندارد و یکی از ماموران اجرای حکم که سربازان هستند و یا کارمندان اداره اجرای احکام باید چهارپايه را از زیر پای متهم بکشد. البته در زندانی که من بودم، چهارپايه بود اما شنیده‌ام در زندان های بزرگ تر اهرمی وجود دارد که مامور اجرای حکم فقط آن را فشار می‌دهد.»
بعد از قرائت کیفر خواست، رسول بايد چهارپايه را از زیر پای متهم می کشد: «به محض انداختن چهارپايه، وظیفه مامور اجرای حکم تمام است و باید مراسم اعدام را سریع ترک کند.»
رسول تا دوشب نمی‌خوابد، کابوس می‌بیند و عذاب وجدان دارد:«خودم را عامل مرگ یک انسان می‌دانستم و سرزنش می‌کردم. رفتم پیش مشاور زندان و همه‌چیز را برایش گفتم. او گفت این‌ها آدم هایی هستند که باید بمیرند. این هایی که اعدام می‌شوند، خودشان، خودشان را کشته‌اند، تو هیچ‌کدام را نمی‌کشی. کمی حرف زد اما از استرس وجود من کم نکرد.»
رسول حدود 15 بار در مراسم اعدام حاضر شده و صحنه‌های عجیب و غریب زیادی دیده است: «یک بار وقتی متهم را می‌بردم تا طناب دار را دور گردنش بیاندازم، از شدت ترس دچار بی اختیاری ادرار شد.»
اما او سر مراسم اعدام گریه هم کرده است: «یک پسر 19 ساله در زندان بود که در یک حادثه، با دوستش درگیر شده و او را کشته بود. پسر بسیار باهوش و مودبی بود. کلی هم ایده داشت. بخش مددکاری زندان خیلی تلاش کرد که رضایت خانواده مقتول را بگیرد اما خانواده او رضایت ندادند. روز اعدام من این پسر را پای چوبه بردم. خانواده مقتول چهار پایه را از زیر پای او کشیدند. همان جا بغضم ترکید.»
حالا دو سال است که خدمت سربازی او تمام شده اما هنوز با یادآوری خاطرات آن دوران مضطرب می‌شود و صدایش می‌لرزد: «الان دو سال است که برای کاهش اضطراب و کابوس‌هایم به روان‌پزشک مراجعه و دارو مصرف می‌کنم. ببخشید اگر صدایم می لرزد.»
رسول شاهد اعدام‌هایی بوده که در داخل زندان انجام شده اما در مراسم اعدام در ملاء عام حضور نداشته است: «ماموران اجرای حکم در داخل زندان نقاب به صورت نمی‌زنند اما در ملاءعام باید نقاب به چهره داشته باشند چون در این اعدام‌ها خانواده متهم هم حضور دارند و اگر چهره مامور اجرای حکم را ببینند ممکن است در صدد انتقام برآیند.»
لباس‌های مشکی و صورت‌هایی که با نقاب سیاه پوشیده شده و فقط دو چشم ازآن بیرون مانده‌اند، چهره مامورانی است که در مراسم اعدام در ملاءعام حضور دارند. عکس‌های منتشر شده از آن ها هم گاه خبرساز شده اند؛ مثل عکس اعدام پسران نوجوان که فیلم زورگیری‌ آن ها با موبایل ضبط شده بود. یکی از آن ها هنگام اعدام، پناهی نزدیک تر از شانه مامور اجرای حکم نیافته بود. او سرش را روی شانه‌های مرد نقاب داری گذاشت و اشک ‌ریخت که چند لحظه بعد حکمش را اجرا می کرد.
فیلم صحنه اعدام محکومی که پیش از اجرای حکم می‌خواست مادرش را ببیند و مامور اجرا را با لگد روی زمین انداخت و دست‌بندش را شکست، یکی دیگر از تصاویر خبرساز و مورد توجه از مراسم اعدام در ملاءعام بود. به گفته یک منبع آگاه، این تصاویر باعث شده که هنگام اجرای مراسم اعدام در ملاء عام، کنار ماموران اجرای احکام از ماموران «نوپو» هم استفاده شود.
ادامه در http://bit.ly/1tONkc3

هیچ نظری موجود نیست: