برای فرزاد کمانگر و همه معلمان در راه اموزش انسانیت

برای فرزاد کمانگر و همه معلمان در راه اموزش انسانیت

جستجوی این وبلاگ

۱۱.۱.۹۴

"قاضی محمد"، پیشوا و رهبری دلسوز و پایبند به ارزش‌های انسانی و اخلاقی


"قاضی محمد"، پیشوا و رهبری دلسوز و پایبند به ارزش‌های انسانی و اخلاقی بوده که در راه مبارزه

 برای آزادی خلق‌ها و احیای جامعه‌ای دمکراتیک جان خود را فدا نمود...

 نخست لازم میدانم که در خصوص شخصیت "قاضی محمد" و کاراکتر شخصیتی ایشان نکاتی را یادآور شوم؛ هنگامی که بر نکات مندرج در اسناد و کتابهای مختلف در خصوص جمهوری کردستان و قاضی محمد نظری میافکنیم و از آن مستندتر نیز آنچنان که از زبان همراهان پیشوا و سینهبهسینه تا به امروز نقل شده و میشود، نخستین نکته که جلب توجه مینماید وحدتنظر آنها در شناساندن و تعریف شخصیت ایشان میباشد. پیشوا "قاضی محمد" در میان اقشار مختلف مردم از محبوبیت، احترام و جایگاه اجتماعی ارزشمندی برخوردار بوده است. در برخورد و رفتار ایشان با 
فقرا، کارگران، کشاورزان، روشنفکران، جوانان، زنان و ...، همه و همه تبعیضی دیده نشده و همواره در برابر همگان با تواضع، خوشرویی و خوشزبانی رفتار نموده است. این رفتار و برخوردِ اخلاقی پیشوا از شخصیت دمکرات و عدالتخواه ایشان نیز نشأت میگرفته است، همانگونه که میدانیم ایشان مدتها حاکم(قاضیِ) دادگاه نیز بوده، نکتهی مهم در آن مدت این است که هرگز دیده نشده که در قضاوات وی و احکام صادره توسط "قاضی محمد" از کسی حقی ضایع شده باشد و حکم صادره توسط ایشان، از طریق سایر مراجع قانونی رد و یا ابطال شده باشد. در امر قضاوت همواره انسانیت، عدالت اجتماعی و همچنین واقعیات موجود جامعه را مدنظر قرار میداده و تنها به ماده و تبصرههای قانونیِ دولت حاکم توجه و بسنده نکرده است. البته این ویژگیهای اخلاقی ارزشمند پیشوا، کسانی را نیز ناراحت و آزردهخاطر مینمود و آنان کسانی نبودند به جز تعدادی از بگ، آقا، خان و اشخاص بورژوایی که کاسهلیس حکومت مرکزی بوده و منافع خود را در وجود تبعیض طبقاتی و تداوم بردگی خلق میدیدند، و البته همانان بودند که در راه نابودی جمهوری کردستان و اعدام پیشوا و دیگر پیشاهنگان آن جمهوری، دست خیانت خویش را به سوی حکومت شاهنشاهی دراز کردند.
پیشوای شهید "قاضی محمد" دارای تفکر و اندیشهای مساواتخواه برای تمام انسانها به دور از تبعیض نژاد، زبان، ملیت و جنسیت بوده است. بر برابری و دوستیِ میان خلقها اصرار میورزید و در سرتاسر زندگی ایشان این ویژگی مشهود بوده است، در شخصیت وی مهربانی و شفقت بسیار بارز بوده است، این خصیصهی پیشوا حتی در زمان جنگ و مقاومت در برابر دشمنان و در هنگام حملات وحشیانهی رژیم شاهنشاهی ایران، شامل حال سربازان و نیروهای دشمن نیز گردید؛ در بسیاری موارد "قاضی محمد" فرمان آزادی اسراء و تسلیمگان ارتش شاه را داده و حتی برای اینکه آنان مورد غضب و بازخواست فرماندهان و مسئولان ارتش و حکومت مرکزی قرار نگیرند، گاهاً تجهیزات آنان را نیز به اسراء اعاده نمودهاند و یا اینکه برای بازگشت سربازان اسیر به نزد خانوادههایشان به آنها مساعدت مالی کردهاند. همچنین به فرمان "قاضی محمد" اجازه داده شد که برای نیروهای نظامی مستقر در پادگانهای سقز و بانه که در مناطق تحت کنترل نیروهای جمهوری کردستان و تحت محاصره بودند، ارزاق و خواربار لازم انتقال داده شود. (البته بسیاری از همان نیروها و اسرای آزاد شده متعاقباً در تهاجم بر خلق کُرد و جمهوری کردستان شرکت نمودند؛ که این خود درسی است که باید از تاریخ آموخت، چرا که در قیام شمال کردستان نیز همان چند هزار اسیری که "شیخ سعید" آنها را آزاد کرده بود، در پیشاپیش صفوف ارتش ترکیه برای سرکوبی قیام کُردها حرکت نموده و نهایتاً شیخ سعید پیران را نیز اعدام نمودند. و نمونههای دیگری نیز بدینسان در تاریخ کردستان وجود دارند).
در آن هنگام بر خلاف تفکر فئودالی حاکم بر جامعهی کردستان، "قاضی محمد" نسبت به زنان دیدگاهی متفاوت داشته و ضمن ارج و احترام به زنان، معتقد بود که میبایست زنان آزادانه در تمامی عرصههای مختلف حضور، مشارکت و فعالیت داشته باشند. این خصوص در برههی جمهوری کردستان نیز بازتاب یافته است. پیرامون شخصیت والای ایشان میتوان بسیار سخن بر زبان راند اما بر این نکته اکتفا مینمایم: «"قاضی محمد"، پیشوا و رهبری دلسوز و پایبند به ارزشهای انسانی و اخلاقی بوده که در راه مبارزه برای آزادی خلقها و احیای جامعهای دمکراتیک جان خود را فدا نمود.»
اما چرا باید چنین شخصیتی به طنابدار آویخته شود؟ در طول تاریخ خلق کُرد و دیگر خلقها نیز رهبران، مبارزان و انسانهای آزادیخواه بسیاری دیده شدهاند که به شیوههای مختلف مورد غضب حاکمان مستبد قرار گرفته و نهایتاً آنان را از میان برداشتهاند. قاضی محمد نیز در زمرهی اینگونه اشخاص قرار دارد، به دنبال اعلان جمهوری کردستان، قدرتهای هژمونی جهانی (آمریکا، انگلیس و روسیه)، بنابر روال سیاستهای همیشگی خویش به تکاپو افتادند که برای کنترل، به خدمت گرفتن و یا نابودی این جنبش و دستاورد اجتماعی خلق کُرد اقدامات لازم را عملی سازند. به سبب اینکه قاضی محمد و دیگر پیشاهنگان جمهوری بر استقلال عمل و اراده در اخذ تصمیمات و ادارهی امور جمهوری کردستان مصرّ بودند، نخست حکومت شوروی سابق علیرغم دست دوستیای که به سوی جمهوری کردستان دراز کرده بود، خیلی زود با دولت ایران در خصوص گرفتن امتیاز نفت شمال ایران توافق نموده و به عهد دوستی خود با جمهوری کردستان خیانت کرد، و راه را بر نابودی جمهوری کردستان و همچنین جمهوری نوپای آذربایجان هموار ساخت. آمریکا نیز که حامی حکومت دستنشاندهی خود و محمدرضاشاهِ تازه به قدرت رسیده بود، به علت اینکه تلاشهایش برای کنترل و بهخدمتگرفتن جنبش دموکراتیک کُردها بینتیجه ماند از هیچ گونه مساعدت و اقدامی برای نابودیِ جمهوری کردستان دریغ ننمود. دولت انگلیس که در طول تاریخِ حضور و استعمارگریش در خاورمیانه همواره نخستین دشمن آزادی کُرد و کردستان بوده است نیز، بر امحا و نابودی جنبش آزادیخواهی خلق کُرد که منجر به تشکیل جمهوری کردستان گشته بود اهتمام ورزیده، و در این راستا طراح، محرّک و یاریگر ارتش شاهنشاهی ایران شد.
بنابر دلایل مذکور و برخی نقاط ضعف داخلی نهایتاٌ ارتش شاه در تاریخ 26/9/1326هش، وارد شهر مهاباد شده و به عمر جمهوری نوپا اما موفق کُردستان پایان داد. با اینکه از "قاضی محمد" و دیگر یارانش خواسته شده بود که به شوروی پناه برند اما آنان با پایبندی به سوگندی که در هنگام تاسیس جمهوری یاد کرده بودند و به منظور مذاکره با حکومت مرکزی ایران در راستای پیشگیری از قتلعام مردم شهر مهاباد و دیگر شهرها ماندن را بر رفتن از میهن ترجیح نمودند. همانگونه که میدانیم در بیدادگاه رژیم شاه؛ پیشوا و دیگران یارانش با اتهاماتی واهی محکوم به اعدام شده و در سحرگاه 10/1/1326 در میدان "چوارچرا"ی مهاباد به دار آویخته شدند. اما اعدام آنان نتوانست مهر ختامی بر آزادیخواهی خلق کُرد باشد، بلکه سرآغازی نوین برای تداوم این مبارزات گردید و تا به امروز راهشان بردوام بوده؛ تا وصول به اهداف جمهوری کردستان ادامه خواهد یافت.
و اما پرسش دیگر این است که چه کسانی میتوانند مدعی باشند که ادامه دهنده راه پیشوا قاضی محمد و یارانش هستند؟بدون تردید یادآوری و گرامیداشت یاد و خاطرهی آن شهیدان به هر شکل ممکن، ارزشمند و ضروریست. نکتهی مهم این است که تداوم راه پیشاهنگان جمهوری کردستان را وظیفهای اخلاقی، وجدانی و انقلابی برای خود بدانیم تا وارثانی برحق برای آنان باشیم. بدین منظور نیز تنها با مبارزه و تلاش در راه دستیابی به اهداف جمهوری و پیشوا قاضی محمد میتوان مدعی شد که رهرو واقعی و ادامه دهندهی راه آنان هستیم. برخی از اهداف و آرمانهای بنیادین "قاضی محمد" و یارانش را خلاصهو بهطور اجمالی میتوان چنین بیان نمود: «وحدت خلق کُرد، روابط دوستانه بر مبنای برابری، مساوات و احترام متقابل با دیگر خلقها، خودمدیریتی برای خلق کُرد و دموکراسی برای تمام ایران و ایرانی، جلوگیری از استعمار و استثمار منابع طبیعی میهنمان توسط اشغالگران و امپریالیسم جهانی، آزادی و برابری برای زنان و احیای بستر مناسب جهت مشارکت و فعالیت زنان در تمامی عرصهها و ...». پس میتوان گفت هر سازمان، جنبش، گروه و یا کسانی که در راه محقق ساختن این اهداف تلاش و مبارزه نمایند از رهروان حقیقی راه شهیدان جمهوری کردستان خواهند بود.
امروزه؛ آنان که در راه تشکیل «کنگرهی ملی کُرد» سنگاندازی و مانعتراشی میکنند، آنان که بهجای وحدت ملی خلق کُرد بر نفاق و تفرقه اهتمام میورزند، کسانی که بر ملیتگرایی، عشیرهگرایی و تفکرات افراطی دیگر اتکا مینمایند و هر سازمان، جنبش، حزب، گروه و شخصی که مبارزهی آزادیخواهی خلق کُرد را تضعیف نماید، نمیتوانند مدعی باشند که ادامهدهندهی راه قاضی محمد و شهیدان جمهوری کردستان هستند. در تداوم مبارزات رهاییبخش تاریخ کردستان، هماکنون در رۆژئاوا(غرب)ی کردستان انقلابی خلقمحور شکل گرفته است و فرزندان این سرزمین برای آزادی خلقهای کُرد، عرب، ارمنی و ...، در نهایت فداکاری جان خود را نثار انقلاب مینمایند. پس آنان که همراه، همسو و یاریگر انقلاب خلقمان در رۆژئاوا باشند نیز میتوانند از رهروان راستین راه پیشوا "قاضی محمد" و دیگر شهیدان جمهوری کردستان باشند.
در شصتوهفتمین سالروز اعدام قاضی محمد و یارانش، بار دیگر یادشان را گرامی داشته و سوگند یاد میکنیم که رهرو راستین راه آن شهیدان بوده و باشیم.   

هیچ نظری موجود نیست: