برای فرزاد کمانگر و همه معلمان در راه اموزش انسانیت

برای فرزاد کمانگر و همه معلمان در راه اموزش انسانیت

جستجوی این وبلاگ

۸.۷.۹۴

عبادت درزمان بدبختی عبادت نیست معامله است...

گاه عبادت مردم از روي بدبختي شان است.
مردم به اين دليل عبادت مي كنند كه بدبخت هستند و گمان مي كنند از راه عبادت مي توانند از بدبختي نجات يابند.
اين نوع عبادت فقط مي تواند آنان را تسلي دهد اما نمي تواند به آنان كمك كند تا از بدبختي نجات يابند.
آنان با بدبختي خود انس خواهند گرفت و اين بسيار خطرناك است.
به همين دليل است كه در شرق مردم را مي بيني در انواع بدبختي ها به سر مي برند بدون اينكه عصيان كنند، بدون اينكه هيچگونه تلاشي براي بهبود زندگي اشان انجام دهند. و اين را به ديندار بودن نسبت مي دهند!
آنان به همه چيز خو گرفته اند و كاملا فراموش كرده اند كه زندگي مي تواند چيزي متفاوت باشد.
زندگيشان را همانگونه كه هست پذيرفته اند. اين وضعيت خوب نيست. جلوي تحول را میگیرد
عبادت درزمان بدبختی عبادت نیست معامله است...
عبادت بايد زماني باشد كه تو شادمان هستي.
آنگاه كه مي تواني آواز بخواني و به رقص درآيي و خوش و خرم باشي.
پس عبادت جهش بزرگي به سوي ناشناخته است، زيرا به تو كمك مي كند به هستي اعتماد كني.
عبادت همان اعتماد است.
عشق بازي با خداست...
خدا، چيست؟کيست؟کجاست؟
خدا در دستیست که به یاری میگیری، درقلبیست که شاد میکنی، درلبخندیست که به لب مینشانی، خدا درعطر خوش نانیست که به دیگری میدهی، درجشن و سروریست که برای دیگران بپا میکنی، آنجاست که عهدمیبندی و عمل میکنی، خدا؛ درتو،باتو، و برای توست...
پس صدایش کن که می شنود.
سهراب سپهری

هیچ نظری موجود نیست: