میدان اعدام
خوب نگاهش کنید:
در رخسارش هیچ اثری از شرم نیست
و نه پشیمانی از آن چه کرده است.
و نه پشیمانی از آن چه کرده است.
او آدم کشته است
نه یک بار
نه دو بار
بلکه چندین بار
نه یک بار
نه دو بار
بلکه چندین بار
در کمال خونسردی
نه در یک درگیری
یا در حال مستی
یا عصبانیت
یا تحریک قربانی
یا در حال مستی
یا عصبانیت
یا تحریک قربانی
بلکه با عمد و قصد تمام
و بیرحمانه
آدم کشته است
و بیرحمانه
آدم کشته است
داعشوار
- قربانیان او همه دست بسته و بی دفاع بودهاند -
و اکنون این جا ایستاده است
بدون کمترین احساسی
از گناه
از پشیمانی
از شرم
از گناه
از پشیمانی
از شرم
یک آدمکش به تمام معنا حرفهای
او از ما است
و ما از او هستیم
و ما از او هستیم
او را ما پروراندهایم
و آدمکش کردهایم
و آدمکش کردهایم
و اکنون ما و او به تماشای هم ایستادهایم
و خود را در آینه یک دیگر میبینیم
تصویر «ما»ی آدمکش در چهره او.
تصویر «ما»ی آدمکش در چهره او.
او به چهره ما خیره است
و آماده
که باز هم آدم بکشد...
و آماده
که باز هم آدم بکشد...
*****
اعدام کننده را میگویم
اعدام کننده را میگویم
و نه اعدامی را.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر